X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 15 خرداد‌ماه سال 1393
توسط: م.چ

شعر امام خمینی و جواب آیت الله خامنه ای



من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم 

چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم 

  

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم 

همچو منصور خریدار سر دار شدم 


غم دلدار فکنده است به جانم، شررى 

که به جان آمدم و شهره بازار شدم 


درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز 

که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم 


جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم 

خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم 


واعظ شهر که از پند خود آزارم داد 

از دم رند مى آلوده مددکار شدم 


بگذارید که از بتکده یادى بکنم 

من که با دست بت میکده بیدار شدم


اما


تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی 

تو طبیب دل مایی ز چه بیمار شدی 



تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان 

دار منصور بریدی همه تن دار شدی 



عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر 

ای که در قول و عمل شهره بازار شدی 



مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی 

وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی 



خرقه پیر خراباتی ما سیره توست 

امت از گفته در بار تو هشیار شدی 



واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی 

دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی 



یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم 

ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد