X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 2 دی‌ماه سال 1394
توسط: م.چ

کتاب نماز (احکام شکّ)


کتاب نماز (احکام شکّ)

‏ ‏

‏احکام شکّ‏

‏شکّ یا در اصل نماز است و یا در اجزاى آن و یا در رکعت هاى آن:‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏کسى که در نماز شک کند به این صورت که نداند نماز را خوانده است یا نه،‏‎ ‎‏چنانچه شکّش بعد از گذشتن وقت نماز باشد به شک اعتنا نمى کند و بنا را بر خواندن نماز‎ ‎‏مى گذارد. و اگر قبل از گذشتن وقت باشد، نماز را مى خواند. و ظن (گمان) به خواندن و‏‎ ‎‏نخواندن نماز در اینجا در حکم شک است.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر بداند که نماز عصر را خوانده است و نداند که آیا نماز ظهر را هم‏‎ ‎‏خوانده یا نه، احتیاط (واجب) بلکه اقوى آن است که خواندن نماز ظهر واجب است، حتى‏‎ ‎‏در جایى که از وقت به جز مقدار مخصوص به نماز عصر باقى نمانده باشد. البته اگر از‏‎ ‎‏وقت، به جز این مقدار (وقت خاص نماز عصر) باقى نباشد و بداند که نماز عصر را‏‎ ‎‏نخوانده است و نسبت به خواندن نماز ظهر در شک باشد، باید نماز عصر را بخواند و به‏‎ ‎‏شک در نماز ظهر اعتنا نکند (و بنا را بر خواندن نماز ظهر بگذارد) ولى اگر در همین‏‎ ‎‏صورت، در خواندن نماز عصر شک داشته باشد، باید نماز عصر را (در همین وقت خاص‏‎ ‎‏خودش) بخواند و احتیاط (واجب) آن است که نماز ظهر را قضا نماید. وهمچنین است‏‎ ‎‏حکم این صورى که گذشت نسبت به نماز مغرب و عشا.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏اگر شک کند که وقت باقى مانده است یا نه، حکم به بقاى وقت مى شود.‏  

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر در اثناى نماز عصر شک کند که آیا نماز ظهر را خوانده است یا نه،‏‎ ‎‏چنانچه در وقت خاص عصر است، بنا را بر خواندن نماز ظهر مى گذارد و اگر در وقت‏‎ ‎‏مشترک (بین نماز ظهر و عصر) باشد، بنا را بر نخواندن نماز ظهر مى گذارد و از‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 223

‏نیّت نماز عصر به نماز ظهر عدول مى کند.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر بداند که یکى از دو نماز ظهر و عصر را خوانده است ولکن نمى داند که‏‎ ‎‏مشخّصاً کدام یک از آن ها را خوانده، اگر در وقت خاص عصر باشد، نماز عصر را‏‎ ‎‏مى خواند و بنابر احتیاط نماز ظهر را قضا مى نماید و اگر در وقت مشترک باشد، یک نماز‎ ‎‏چهار رکعتى به قصد ما فى الذمّه مى خواند. و اگر بداند که یکى از دو نماز مغرب و عشا را‏‎ ‎‏خوانده است، چنانچه در وقت خاص عشا باشد، نماز عشا را مى خواند و احتیاطاً نماز‎ ‎‏مغرب را قضا مى نماید و اگر در وقت مشترک باشد، هر دو را مى خواند.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏در صورتى به شک در نماز بعد از گذشتن وقت نباید اعتنا کند و بنا را بر‏‎ ‎‏انجام آن بگذارد که شک او بعد از گذشتن وقت پیدا شود، بنا بر این اگر کسى در اثناى‏‎ ‎‏وقت در خواندن نماز شک نماید و فراموش کند که نماز را بخواند تا این که وقت بگذرد،‏‎ ‎‏قضاى نماز واجب است.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏اگر در خواندن نماز شک کند و معتقد باشد که شکش بعد از وقت است،‏‎ ‎‏سپس بعد از وقت معلوم شود که شک او در اثناى وقت بوده است، باید نماز را قضا کند،‏‎ ‎‏برخلاف عکس آن، به این که در حال شک در خواندن نماز، معتقد باشد که وقت باقى‏‎ ‎‏است و عمداً یا سهواً نماز را نخواند، سپس معلوم شود که شک او در خارج از وقت بوده‏‎ ‎‏است، که قضا بر او واجب نیست.‏

‏مسأله 8 ـ ‏‏حکم کثیر الشک (کسى که در خواندن و نخواندن نماز زیاد شک مى کند)‏‎ ‎‏مانند حکم غیر او است، پس تفصیل بین این که شک او در وقت باشد یا خارج از وقت،‏‎ ‎‏در بارۀ کثیر الشک هم جارى است. اما شخص وسواسى، ظاهر این است که نباید به شک‏‎ ‎‏اعتنا کند هر چند که در وقت باشد.‏

‏حکم شک در افعال نماز

‏مسأله 1 ـ ‏‏کسى که در یکى از افعال نماز شک کند، چنانچه این شک قبل از داخل‏‎ ‎‏شدن در فعل دیگرى باشد که باید آن را بعد از آن فعل مشکوک انجام داد، واجب است آن‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیله صفحه 224

‏فعل مشکوک را به جا آورد، مانند این که شک کند در تکبیرة الاحرام قبل از آن که در‏‎ ‎‏قرائت، حتى در ‏‏«اَعُوذُ بِالله ِ مِنَ الشَیْطانِ الرَّجیم»‏‏ داخل شود، یا در خواندن حمد قبل از آن که‏‎ ‎‏وارد خواندن سوره شود، یا در قرائت سوره قبل از آن که به رکوع برود، یا در به جا آوردن‏‎ ‎‏رکوع قبل از خم شدن براى سجده، یا در سجده قبل از ایستادن یا قبل از داخل شدن در‏‎ ‎‏تشهّد. و چنانچه این شک بعد از دخول در فعلى باشد که باید پس از مشکوک انجام بگیرد ـ هرچند‏‎ ‎‏آن کار بعدى مستحب باشد ـ به شک اعتنا نمى نماید و بنا مى گذارد که آن را انجام‏‎ ‎‏داده است، بدون آن که فرقى بین دو رکعت اول نماز و دو رکعت آخر نماز باشد، بنا بر این‏‎ ‎‏اعتنا نمى کند به شک در خواندن فاتحه در حالى که قرائت سوره را شروع کرده و در‏‎ ‎‏خواندن سوره در حالى که به قنوت مشغول شده و در انجام رکوع یا قیام بعد از رکوع در‏‎ ‎‏حالى که مشغول رفتن به طرف سجده است و در انجام سجده در حالى که ایستاده یا‏‎ ‎‏مشغول تشهد است، و در تشهد در حالى که ایستاده است، بلکه و در حالى که شروع به‏‎ ‎‏ایستادن نموده است بنابر اقوى، ولى اگر در حال برخاستن براى قیام در انجام سجده شک‏‎ ‎‏کند، باید سجده را به جا آورد.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏در بنا گذاشتن بر انجام مشکوک و اعتنا نکردن به شک بعد از آن که در غیر‏‎ ‎‏آن داخل شد، فرقى نیست که آن غیر از جزءهاى مستقل باشد، مانند مثال هاى گذشته‏‎ ‎‏(مثلاً سوره نسبت به حمد) و یا از جزءهاى غیر مستقل، مثل این که نسبت به خواندن اول‏‎ ‎‏سوره، وقتى که در آخر سوره است، شک کند، یا نسبت به اول آیه، وقتى که در آخر آیه‏‎ ‎‏است بلکه نسبت به اول کلمه، وقتى که در آخر کلمه است (که در همۀ این موارد به شک‏‎ ‎‏خود اعتنا نمى کند) اگرچه احتیاط (مستحب) آن است که (در موارد غیر مستقل) آن‏‎ ‎‏مشکوک را به قصد تقرب مطلق (نه به قصد جزء بودن) به جا آورد.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏اگر در این که آنچه را که انجام داده، صحیح بوده است یا فاسد، شک نماید‏‏ ـ‏‏ نه‏‎ ‎‏آن که در اصل انجام آن شک داشته باشد ـ به شک خود اعتنا نمى کند، اگرچه در محل آن باشد،‏‎ ‎‏هر چند که در این صورت، احتیاط به اعاده کردن قرائت و ذکر به قصد قربت (نه جزئیت)‏‎ ‎‏و در مورد رکن به این که نماز را تمام کند و سپس آن را اعاده نماید، مطلوب است.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 225

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر در سلام نماز شک کند بعد از آن که داخل چیزى شده باشد که مترتب بر‏‎ ‎‏فارغ شدن از نماز است ـ مثل تعقیب و مانند آن ـ یا در بعضى از کارهایى که منافات با نماز‎ ‎‏دارد و مانند این ها از امورى که نمازگزار جز بعد از فراغ از نماز به آن ها نمى پردازد، اعتنا‏‎ ‎‏(به شک) نمى کند. چنان که اگر مأموم در گفتن تکبیرة الاحرام شک کند و به کارى که‏‎ ‎‏مترتب بر تکبیرة الاحرام است ـ ولو این که به مانند سکوتى که در نماز جماعت مستحب‏‎ ‎‏است و مانندآن ـ مشغول شده باشد، به شک خود اعتنا نمى نماید.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏چیزى که در محل (آن چیز) در انجام آن شک کند و آن را انجام دهد، سپس‏‎ ‎‏متوجّه شود که آن را به جا آورده بوده است، نماز را باطل نمى کند، مگر آن که رکن باشد.‏‎ ‎‏چنان که اگر آن را انجام ندهد و از محل آن گذشته باشد، سپس معلوم شود که آن را به جا‏‎ ‎‏نیاورده بوده است نمازش باطل نمى باشد، به شرط آن که رکن نباشد و جبران آن هم ممکن‏‎ ‎‏نباشد به این که داخل رکن دیگرى شده باشد و اگر جبران آن ممکن باشد، باید آن را جبران‏‎ ‎‏نماید، اگرچه رکن نباشد.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر در حال انجام دادن کارى از کارهاى نماز شک کند که در بعضى کارهاى‏‎ ‎‏قبلى شک کرده یا نه، به شک خود اعتنا نمى کند و همچنین است اگر در آن حال شک کند‏‎ ‎‏که چنین سهوى کرده است یا نه(یعنى شک کند که در کارهاى قبلى سهوى کرده یا نکرده).‏‎ ‎‏البته اگر شک کند که سهوى انجام داده یا نه در حالى که در محل جبران مشکوک است (و‏‎ ‎‏از محل آن نگذشته) باید آن را به جا آورد.‏

‏حکم شک در عدد رکعت هاى نماز واجب‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏براى شک مزبور (شک در رکعات نماز) به مجرد پیدا شدنش حکمى‏‎ ‎‏نیست اگر بعداً برطرف شود، ولى اگر شک باقى بماند(و برطرف نشود)، چنین شکى نماز‎ ‎‏دو رکعتى و سه رکعتى و دو رکعت اول نمازهاى واجب چهار رکعتى را باطل مى کند و در‏‎ ‎‏بعضى از صورت هاى نمازهاى چهار رکعتى نماز را باطل نمى کند، بلکه براى آن علاج و‏‎ ‎‏چاره است، مشروط بر آن که دو رکعت اول نماز را احراز نموده (و علم به انجام آن داشته)‏‎ ‎‏باشد و این احراز به سر برداشتن از سجدۀ آخر (رکعت دوم) حاصل مى شود و اما اگر ذکر‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 226

‏واجب را در سجده تمام کرده باشد، احتیاط (مستحب) آن است که (مانند کسى که سر از‏‎ ‎‏سجده برداشته) بنا بگذارد و به شک خود عمل نماید، سپس اعاده کند، اگرچه بنابر اقوى‏‎ ‎‏(فقط) اعادۀ نماز لازم است و این شک نماز را باطل مى کند.‏

‏صورت اول: ‏‏شک بین دو و سه بعد از تمام کردن دو سجده، که بنا را بر سه مى گذارد و‏‎ ‎‏رکعت چهارم را به جا مى آورد و نمازش را تمام مى کند، سپس با یک رکعت نماز ایستاده‏‎ ‎‏یا دو رکعت نماز نشسته احتیاط مى کند (نماز احتیاط مى خواند) و احتیاط بهتر آن است که‏‎ ‎‏بین هر دو صورت نماز احتیاط جمع کند در حالى که صورت یک رکعتى ایستاده نماز‎ ‎‏احتیاط بر صورت دو رکعتى نشسته مقدم شود و سپس نماز را از نو بخواند.‏

‏صورت دوم: ‏‏شک بین سه و چهار در هر جاى نماز باشد، که بنا را بر چهار رکعت‏‎ ‎‏مى گذارد و حکم آن مانند صورت سابق (اول) است، حتى در نماز احتیاط، جز در جلو‏‎ ‎‏انداختن یک رکعت (نماز احتیاط) ایستاده (که در این صورت تقدیم نماز احتیاط ایستاده‏‎ ‎‏بر نماز احتیاط نشسته اولویت ندارد).‏

‏صورت سوم: ‏‏شک بین دو و چهار بعد از تمام کردن دو سجده، که باید بنا را بر چهار‏‎ ‎‏بگذارد و نمازش را تمام کند، سپس با خواندن دو رکعت نماز ایستاده احتیاط کند.‏

‏صورت چهارم: ‏‏شک بین دو و سه و چهار بعد از تمام کردن دو سجده، که باید بنا را بر‏‎ ‎‏چهار بگذارد و نمازش را تمام کند، سپس با دو رکعت نماز ایستاده و دو رکعت نشسته‏‎ ‎‏احتیاط نماید و احتیاط (واجب)، بلکه اقوى آن است که دو رکعت ایستاده را جلو بیندازد.‏

‏صورت پنجم: ‏‏شک بین چهار و پنج، و براى این شک دو صورت است: یکى از آن ها‏‎ ‎‏بعد از سر برداشتن از سجدۀ آخر است که بنا را بر چهار مى گذارد و تشهد و سلام‏‎ ‎‏مى گوید، سپس دو سجدۀ سهو به جا مى آورد. صورت دوم (شک) در حال قیام است، و‏‎ ‎‏این صورت، در شک بین سه و چهار در حال ایستادن ـ که نمى داند سه رکعت خوانده یا‏‎ ‎‏چهار رکعت که باید بنا را بر چهار رکعت بگذارد ـ داخل مى شود و بر او واجب است که‏‎ ‎‏قیام را به هم زند (وبنشیند) و تشهد و سلام بگوید و دو رکعت نماز (احتیاط) نشسته یا‏‎ ‎‏یک رکعت (نماز احتیاط) ایستاده بخواند. و مطلب در همه مواردى که باید قیام را رها کند،‏‎ ‎‏همین است؛ زیرا رها کردن قیام صورت شک را تغییر نمى دهد، بلکه نشستن و رها کردن‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 227

‏قیام ـ بعد از آن که بر این شک صدق مى کند که شک بین رکعات در حال قیام است ـ مقدمۀ‏‎ ‎‏سلام دادن نماز مى باشد (نه آن که باعث تغییر صورت شک از شک بین چهار و پنج به‏‎ ‎‏شک بین سه و چهار باشد).‏

‏صورت ششم: ‏‏شک بین سه و پنج در حال ایستادن، و این شک داخل در شک بین دو و‏‎ ‎‏چهار مى باشد، پس باید بنشیند و نمازش را تمام کند و طبق شک (بین دو و چهار بعد از دو‏‎ ‎‏سجده) عمل نماید.‏

‏صورت هفتم:‏‏ شک بین سه و چهار و پنج در حال ایستادن، و این شک به شک بین دو‏‎ ‎‏و سه و چهار بر مى گردد، بنا بر این باید بنشیند و نمازش را تمام کند و طبق وظیفه اى که در‏‎ ‎‏چنین شکّى دارد، عمل نماید.‏

‏صورت هشتم: ‏‏شک بین پنج و شش در حال ایستادن، و این شک به شک بین چهار و‏‎ ‎‏پنج بر مى گردد، پس باید بنشیند و نمازش را تمام کند و دو بار، دو سجدۀ سهو به جا آورد؛‏‎ ‎‏یک مرتبه واجب است براى خود این شک و یک مرتبه دیگر هم احتیاطاً براى زیاد شدن‏‎ ‎‏قیام، اگرچه واجب نبودن سجدۀ سهو دوم براى زیاد شدن قیام، خالى از قوّت نیست. و در‏‎ ‎‏چهار صورت آخر احتیاط (مستحب) آن است که علاوه بر آنچه که باید عمل نماید، نماز‎ ‎‏را از نو بخواند.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر بین سه و چهار یا بین سه و پنج، یا بین سه و چهار و پنج در حال‏‎ ‎‏ایستادن شک نماید و بداند که یک یا دو سجدۀ رکعتى که از آن بلند شده است را ترک‏‎ ‎‏کرده نمازش باطل است؛ زیرا شک او به شک بین دو و بیشتر، قبل از تمام کردن دو سجده‏‎ ‎‏بر مى گردد.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏در شک هایى که تمام کردن دو سجده در آن ها معتبر است، اگر در تمام‏‎ ‎‏کردن دو سجده و تمام نکردن آن ها شک نماید، چنانچه در محل آن ـ یعنى در حال‏‎ ‎‏نشستن قبل از ایستادن یا تشهد ـ باشد نمازش باطل است و اگر بعد از گذشتن از محل آن‏‎ ‎‏باشد، مورد اشکال است و نباید احتیاط ترک شود، به این که بنا را بر آن (انجام دو سجده)‏‎ ‎‏بگذارد و به مقتضاى شک (در رکعات) عمل نماید، سپس نماز را اعاده کند.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 228

‏مسأله 4 ـ ‏‏شک در رکعات نماز در غیر صورى که ذکر شد، موجب باطل شدن نماز‎ ‎‏است؛ اگرچه طرف کمتر شک، چهار و بعد از تمام کردن هر دو سجده باشد، یا آن که شک‏‎ ‎‏بین چهار و کمتر و بیشتر از آن، بعد از تمام کردن دو سجده باشد، مانند شک بین سه و‏‎ ‎‏چهار و شش.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر بین دو و سه، شک نماید و به وظیفه اى که در این شک دارد عمل نماید‏‎ ‎‏و بعد از فارغ شدن از نماز احتیاط، شک کند که آیا شک سابق او قبل از تمام شدن دو‏‎ ‎‏سجده بود یا بعد از آن، بنا را بر صحّت مى گذارد و به شک خود اعتنا نمى کند. و اما اگر در‏‎ ‎‏اثناى نماز یا بعد از آن و قبل از خواندن نماز احتیاط یا در اثناى نماز احتیاط، چنین شکى‏‎ ‎‏برایش پیدا شود، احتیاط (واجب) آن است که بنا را بر آن بگذارد و به وظیفه اى که در این‏‎ ‎‏شک دارد، عمل نماید، سپس نماز را اعاده کند.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر بعد از فارغ شدن از نماز شک نماید که آیا شک او در نماز، موجب‏‎ ‎‏به جا آوردن یک رکعت (نماز احتیاط) بوده یا دو رکعت، احتیاط (واجب) آن است که هر‏‎ ‎‏دو را (هم یک رکعت و هم دو رکعت را) به جا آورد، سپس نماز را اعاده کند. و همچنین‏‎ ‎‏است اگر نداند که شک او کدام یک از شک هاى صحیح بوده است که باید بعد از عمل‏‎ ‎‏کردن به مقتضاى جمیع آن ها، نماز را اعاده نماید و این (عمل به وظیفۀ همه شک ها) با‏‎ ‎‏خواندن دو رکعت (نماز احتیاط) ایستاده و دو رکعت (نماز احتیاط) نشسته و سجدۀ سهو‏‎ ‎‏تحقق پیدا مى کند. و همچنین است اگر محتملات او منحصر به شک هاى صحیح نباشد،‏‎ ‎‏بلکه بعضى از صورت هاى شک هاى باطل را هم احتمال دهد که احتیاط (واجب) آن‏‎ ‎‏است که به وظیفۀ همۀ شک هاى صحیح عمل کند و سپس نماز را اعاده نماید.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏اگر یکى از شک ها برایش پیدا شود و وظیفه اش را در آن نداند، چنانچه‏‎ ‎‏وقت وسعت نداشته باشد یا در این وقت توانایى یاد گرفتن نداشته باشد، در صورتى که‏‎ ‎‏یکى از احتمالات نسبت به وظیفه اش در چنین موردى، رجحان داشته باشد، باید به همان‏‎ ‎‏عمل نماید وگرنه به یکى از احتمالات عمل کرده و نمازش را تمام مى کند و در صورت‏‎ ‎‏وسیع بودن وقت، نمازش را احتیاطاً اعاده مى نماید، و اگر بعداً معلوم شود که برخلاف‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 229

‏واقع، وظیفه و عمل شک را انجام داده است، در صورتى که نماز را (قبلاً از باب احتیاط)‏‎ ‎‏در وقت نیاورده باشد، باید از نو بخواند. و اگر وقت وسیع باشد و بتواند در آن وقت یاد‏‎ ‎‏بگیرد، باید نماز را قطع کند و یاد بگیرد؛ اگرچه برایش جایز است، همان نماز را طبق‏‎ ‎‏بعضى از احتمالات تمام کند، سپس یاد بگیرد، پس اگر بعد از یاد گرفتن معلوم شود آنچه‏‎ ‎‏انجام داده موافق وظیفه بوده است، به همان اکتفا مى کند و اگر موافق آن نباشد باید اعاده‏‎ ‎‏نماید؛ اگرچه در همان صورت موافقت هم احتیاط (مستحب) آن است که اعاده کند.‏

‏مسأله 8 ـ ‏‏اگر شک نمازگزار، بعد از فارغ شدن از نماز، به شک دیگرى تغییر یابد‏‎ ‎‏مانند این که بین دو و چهار شک نماید؛ و بعد از نماز، شکّش به سه و چهار تغییر نماید، یا‏‎ ‎‏در دو و سه و چهار شک نماید، سپس (بعد از نماز) به شک بین سه و چهار تغییر نماید،‏‎ ‎‏بعید نیست که در فرع اول و نظایر آن یک رکعت (نماز احتیاط) متصل به نماز لازم باشد، و‏‎ ‎‏در نظایر فرع دوم ـ یعنى، در مواردى که شک، بین سه احتمال بوده که یکى از آن ها از‏‎ ‎‏اطراف احتمال خارج شده است ـ عمل شک دوم لازم باشد، و این در صورتى است که‏‎ ‎‏شک او به شک دیگرى تغییر نکند که با وجود آن مى داند که نمازش کمبود دارد، مانند دو‏‎ ‎‏مثال گذشته، و اما اگر شک به چنین وضعى تغییر نماید، مثل این که شک بین دو و چهار‏‎ ‎‏نماید، سپس بعد از سلام نماز، شکش به دو و سه تغییر کند، که بدون تردید لازم است‏‎ ‎‏طبق وظیفه اى که در شکّ جدید دارد عمل نماید، زیرا معلوم مى شود نمازگزار هنوز در‏‎ ‎نماز است و سلام او بیجا بوده است، بنا بر این علاوه بر وظیفه اى که در شک دوم عمل‏‎ ‎‏مى نماید، باید براى سلام بیجا دو سجدۀ سهو نماید.‏

‏مسأله 9 ـ ‏‏اگر بین دو و سه شک نماید و بنا را بر سه بگذارد، سپس بین سه ـ که بنا را بر‏‎ ‎‏آن گذاشته ـ و چهار شک نماید (یعنى نداند که آیا این رکعت سومى است که بنا را بر آن‏‎ ‎‏گذاشته و یا رکعت بعد از آن است که چهارم باشد) ظاهر این است که شکش به شک بین‏‎ ‎‏دو و سه و چهار تغییر یافته است، و باید طبق وظیفۀ این شک عمل نماید.‏

‏مسأله 10 ـ ‏‏اگر بین دو و سه شک نماید و بنا را بر سه بگذارد و بعد از آن که رکعت‏‎ ‎‏چهارم را خواند، یقین کند که در وقت شک، رکعت سوم را نخوانده بوده است، ولى شک‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 230

‏کند که آیا در آن وقت یک رکعت خوانده بوده یا دو رکعت، این شک نسبت به وضع و‏‎ ‎‏حال فعلى او به شک بین دو و سه بر مى گردد که باید طبق وظیفۀ آن عمل نماید.‏

‏مسأله 11 ـ ‏‏کسى که از ایستادن، ناتوان باشد و یکى از شک هاى صحیح برایش عارض‏‎ ‎‏شود، ظاهر آن است نماز احتیاط او که مى بایست ایستاده بخواند، مبدّل به نماز احتیاط‏‎ ‎‏نشسته مى شود و نماز احتیاط نشستۀ او که متعیّن بود، (و مى بایست حتماً نشسته بخواند)‏‎ ‎‏به حال خود باقى است، و نماز احتیاطى که مخیّر است ایستاده یا نشسته بخواند، متعیّن‏‎ ‎‏است که نشسته بخواند، پس در شک بین دو و سه یا سه و چهار، متعیّن (و لازم) است دو‏‎ ‎‏رکعت نماز احتیاط نشسته بخواند، و در شک بین دو و چهار باید عوض دو رکعت نماز‎ ‎‏احتیاط ایستاده، دو رکعت نشسته به جا آورد، و در شک بین دو و سه و چهار، بدل دو‏‎ ‎‏رکعت نماز احتیاط ایستاده، دو رکعت نشسته بخواند، سپس دو رکعت نشسته (دیگر)‏‎ ‎‏به جا آورد، که این دو رکعت نشسته وظیفه اش است، و باید دو رکعت نشسته اى را که بدل‏‎ ‎‏(از دو رکعت ایستاده) است، بر دو رکعت نشسته اى که وظیفه اش هست مقدم کند. و‏‎ ‎‏احتیاط بهتر آن است که در همۀ این ها بعد از این عمل، نماز را اعاده کند.‏

‏مسأله 12 ـ ‏‏در شک هاى صحیح، قطع کردن نماز و از نو خواندن آن جایز نیست، بلکه‏‎ ‎‏واجب است طبق وظیفۀ کسى که شک دارد عمل نماید. البته اگر نماز را باطل کند، واجب‏‎ ‎‏است که نماز را از نو بخواند و نمازش صحیح است؛ اگرچه به خاطر باطل کردن نماز، گناه‏‎ ‎‏کرده است.‏

‏مسأله 13 ـ ‏‏در شک هاى باطل اگر از شکش غفلت نماید و نمازش را تمام کند، سپس‏‎ ‎‏معلوم شود که نمازش طبق واقع بوده است، در این که نمازش صحیح است یا نه دو وجه‏‎ ‎‏است: وجه بهتر، صحیح بودن نماز است در صورتى که شک در غیر رکعت اول و دوم‏‎ ‎‏باشد و اما در مورد شک در رکعت اول و دوم، احتیاط (واجب) اعادۀ نماز است.‏

‏مسأله 14 ـ ‏‏اگر مسافر در یکى از مکان هاى تخییر باشد و نیّت قصر نماید و در رکعات‏‎ ‎نمازش شک کند، بعید نیست که لازم باشد طبق وظیفه اش در شک عمل نماید و بدون‏‎ ‎‏آن که نیازى به عدول از نیّت (قصر به تمام) داشته باشد، چاره جویى کند، لکن سزاوار‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 231

‏نیست که احتیاط را ترک نماید به این که بعد از عدول از نیّت (قصر به تمام)، عمل به وظیفۀ‏‎ ‎‏شک نماید و نماز را اعاده کند.‏

‏مسأله 15 ـ ‏‏اگر در حالى که بعد از دو سجده نشسته است، بین دو و سه شک کند و‏‎ ‎‏بداند که در این نماز، تشهد نخوانده است، بنابر اقوى باید بعد از بنا گذاشتن بر سه، نمازش‏‎ ‎‏را ادامه دهد و بعد از نماز، تشهد را قضا نماید. و همچنین اگر در حالى که ایستاده، بین سه‏‎ ‎‏و چهار شک کند و بداند که تشهد نخوانده است، باید بنا را بر چهار بگذارد و نماز را ادامه‏‎ ‎‏دهد و بعد از نماز، تشهد را قضا نماید.‏

‏حکم شک هایى که اعتبار ندارد‏

‏این شک ها در چند مورد است که از آن جمله است: شک در چیزى بعد از گذشتن‏‎ ‎‏محل آن و شرحش قبلاً گذشت.‏

‏و از آن جمله است‏‏: شک در چیزى بعد از گذشتن وقت آن و شرح این نیز گذشت.‏

‏و از آن جمله است:‏‏ شک بعد از فارغ شدن از نماز ـ چه شک به شروط نماز تعلّق گیرد،‏‎ ‎‏یا به اجزاى نماز و یا به رکعت هاى نماز ـ به شرطى که یکى از دو طرف شک، صحّت نماز‎ ‎‏باشد. بنا بر این اگر در نماز چهار رکعتى شک کند که آیا سه رکعت خوانده یا چهار رکعت‏‎ ‎‏یا پنج رکعت، و در نماز سه رکعتى شک کند که آیا سه رکعت خوانده یا چهار رکعت یا پنج‏‎ ‎‏رکعت، و در نماز دو رکعتى شک کند که آیا دو رکعت خوانده یا بیشتر و یا کمتر، باید در‏‎ ‎‏همۀ این ها بنا را بر طرف صحیح بگذارد، برخلاف آن جایى که در نماز چهار رکعتى بین‏‎ ‎‏سه و پنج و در سه رکعتى بین دو و چهار شک کند، که نمازش در نظایر این دو مثال‏‎ ‎‏باطل است.‏

‏و از آن جمله است:‏‏شک کثیر الشک (یعنى کسى که زیاد شک مى کند) چه در رکعات‏‎ ‎نماز باشد، یا در افعال آن و یا در شرایط آن، بنا بر این باید بنا بگذارد آنچه را که شک دارد‏‎ ‎‏به جا آورده است؛ اگرچه در محل آن باشد، مگر آن که (بنا گذاشتن بر انجام) موجب فساد‏‎ ‎‏باشد که باید بنا را بر عدم آن بگذارد. و اگر کسى در چیز خاصى از نماز یا در نماز‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 232

‏مخصوصى زیاد شک مى کند، این حکم (بى اعتبار بودن شک) اختصاص به همان مورد‏‎ ‎‏خاص یا نماز مخصوص دارد، پس اگر در غیر آن کار خاص شک نماید، باید طبق‏‎ ‎‏وظیفه اى که در شک (براى غیر کثیر الشک) هست، عمل نماید.‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏مرجع در تشخیص کثیر الشک بودن عرف است (که مردم بگویند زیاد‏‎ ‎‏شک مى کند) و بعید نیست کسى که سه نماز پشت سر هم را بدون شک نخواند، کثیر‏‎ ‎‏الشک شمرده شود. و در صدق کثیر الشک بودن شرط است که این شک ها در اثر‏‎ ‎‏عوارضى؛ همچون ترس یا خشم یا ناراحتى و مانند این ها از چیزهایى که حواس را پرت‏‎ ‎‏مى کند، نباشد.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر شک کند که آیا حالت کثیر الشک بودن به او دست داده یا نه، باید بنا را‏‎ ‎‏بر عدم آن بگذارد. و اگر شخص کثیر الشک در زوال این حالت شک نماید، باید بنا را بر‏‎ ‎‏بقاى این حالت بگذارد در صورتى که این شک در اثر امور خارجیّه پیدا شده باشد، ولى‏‎ ‎‏اگر در اثر شبهۀ مفهومیه (ندانستن مفهوم کثیر الشک) باشد باید طبق وظیفه اى که در شک‏‎ ‎‏(براى غیر کثیر الشک) هست عمل نماید.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏براى کثیر الشک جایز نیست به شک خود اعتنا کند، بنا بر این اگر در به جا‏‎ ‎‏آوردن رکوع شک دارد و حال آن که در محل است، جایز نیست رکوع نماید و اگر رکوع‏‎ ‎‏کند نمازش باطل است. و (اگر در قرائت و ذکر شک نماید) احتیاط (واجب) آن است که‏‎ ‎‏قرائت و ذکر را حتى به قصد قربت براى رسیدن به واقع رجاءً هم نیاورد، بلکه جایز نبودن‏‎ ‎‏آن خالى از قوّت نیست.‏

‏و از آن جمله است:‏‏شک هر یک از امام ومأموم در رکعات نماز با (یقین داشتن و)‏‎ ‎‏حفظ دیگرى، بنا بر این هر یک از این ها که شک کند، باید به دیگرى رجوع نماید و جارى‏‎ ‎‏شدن این حکم نسبت به شک در افعال نماز هم خالى از وجه نیست. ولى کسى که گمان‏‎ ‎‏دارد، نباید به کسى که یقین دارد رجوع نماید، بلکه باید طبق گمان خود عمل نماید و بنابر‏‎ ‎‏اقوى کسى که شک دارد، باید به کسى که گمان دارد رجوع نماید. و اگر امام جماعت در‏‎ ‎‏شک باشد، و مأمومین داراى یقین ها و اعتقادهاى مختلف باشند، نباید امام به آن ها رجوع‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 233

‏کند. ولى اگر بعضى از مأمومین در شک و بعضى دیگر داراى یقین باشند، باید امام به‏‎ ‎‏مأمومى که صاحب یقین است رجوع نماید، بلکه بعد از آن که امام رجوع به مأموم نمود،‏‎ ‎‏در صورتى که براى امام گمان حاصل شود، مأمومى که شک دارد، باید به امام رجوع‏‎ ‎‏نماید. و اگر براى امام جماعت گمان حاصل نشود، بنابر اقوى مأمومى که شک دارد، نباید‏‎ ‎‏به امام رجوع کند و باید طبق وظیفه اى که در شک دارد، عمل نماید.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر براى هر یک از امام و مأموم شکى عارض شود، چنانچه شک هر دو‏‎ ‎‏یکى باشد، باید هر دو طبق وظیفه اى که در آن شک هست، عمل نمایند، چنان که اگر شک‏‎ ‎‏آن ها مختلف باشد و بین دو شک ارتباطى نباشد ـ مثل آن که یکى از آن ها بین دو و سه‏‎ ‎‏شک نماید و دیگرى بین چهار و پنج شک کند ـ مأموم قهراً نمازش فرادا مى شود و هر دو‏‎ ‎‏باید طبق وظیفه اى که در شکّشان هست عمل کنند. و اما اگر بین دو شک ارتباط و قدر‏‎ ‎‏مشترکى باشد، مانند آن که یکى از آن ها بین دو و سه شک نماید و دیگرى بین سه و چهار،‏‎ ‎‏باید در مثل این مورد هر دو بنا را بر قدر مشترک ـ مانند سه در مثال ـ بگذارند، زیرا‏‎ ‎‏مقتضاى رجوع کسى که شک دارد به کسى که رکعات نماز را حفظ کرده است همین‏‎ ‎‏است، براى آن که کسى که شک در دو و سه دارد، معتقد است که رکعت چهارم انجام‏‎ ‎‏نگرفته و نسبت به رکعت سوم شک دارد و کسى که در سه و چهار شک دارد به وجود‏‎ ‎‏رکعت سوم معتقد است و نسبت به رکعت چهارم شک دارد، پس اوّلى در تحقق رکعت‏‎ ‎‏سوم به دومى رجوع مى نماید و دومى در این که هنوز رکعت چهارمى در بین نیست به‏‎ ‎‏اولى رجوع مى کند و نتیجه این مى شود که هر دو بر رکعت سوم بنا بگذارند و احتیاط‏‎ ‎‏(مستحب) آن است که علاوه بر این، نماز اعاده شود، البته در تحقق احتیاط براى اوّلى (که‏‎ ‎‏بین دو و سه شک دارد) بنا را بر سه گذاشتن و خواندن نماز احتیاط کفایت مى کند. به‏‎ ‎‏شرط آن که شکش بعد از انجام هر دو سجده پیدا شده باشد. ‏

‏و از آن جمله است:‏‏ شک در رکعات نماز مستحبى چه یک رکعتى باشد مانند نماز وتر، یا‏‎ ‎‏دو رکعتى ـ که مخیّر است بنا را بر اقلّ یا اکثر بگذارد، و اوّلى افضل است. و اگر بنا گذاشتن‏‎ ‎‏بر اکثر، نماز را باطل مى کند باید بنا را بر اقلّ بگذارد. اما شک در افعال نماز مستحبى، مانند‏‎ ‎‏شک در افعال نماز واجب است که چنانچه در محل باشد باید آن را انجام دهد و اگر محل‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 234

‏آن گذشته باشد، اعتنا نکند. و قضاى سجدۀ فراموش شده و تشهد فراموش شده واجب‏‎ ‎‏نیست. و سجدۀ سهو در نماز مستحبى در اثر پیدا شدن موجبات آن واجب نیست.‏

‏مسأله 5 ـ ‏نمازهاى مستحبى که کیفیت خاص یا سورۀ مخصوصى دارند ـ مثل نماز‎ ‎‏شب دفن میّت و نماز غفیله ـ در صورتى که فراموش کند آن را بدان کیفیت به جا آورد،‏‎ ‎‏چنانچه برگشتن و جبران آن ممکن باشد، باید برگردد و تدارک کند و اگر ممکن نباشد،‏‎ ‎‏باید اعاده نماید. البته اگر در نماز جعفر (طیّار) بعضى از تسبیحات را فراموش کند، در هر‏‎ ‎‏حالى از حالات نماز یادش آمد، آن را قضا مى کند و اگر بعد از نماز، یادش بیاید، به قصد‏‎ ‎‏رجاء به جا مى آورد.‏

‏حکم ظن (گمان) در کارها و رکعت هاى نماز

‏مسأله 1 ـ ‏‏ظن (گمان) در عدد رکعت هاى نماز در هر حال، حتى ظنّى که به دو رکعت‏‎ ‎‏اول نمازهاى چهار رکعتى یا به نمازهاى دو رکعتى یا سه رکعتى تعلق بگیرد، مثل یقین‏‎ ‎‏است تا چه رسد به آن که ظن به رکعت سوم و چهارم نماز چهار رکعتى تعلّق گیرد، پس‏‎ ‎‏عمل بر طبق ظن واجب است، اگرچه قبل از ظن، شک داشته باشد، بنا بر این اگر ابتداءً‏‎ ‎‏شک نماید، سپس در آنچه که شک داشت، ظن پیدا کند، باید طبق آخرى (یعنى ظن) عمل‏‎ ‎‏کند. و همچنین اگر گمان او به شک یا شک او به شک دیگرى تبدیل شود، باید به آخرى‏‎ ‎‏عمل نماید، بنا بر این اگر در حالى که ایستاده بین سه و چهار شک کند و بنا را بر چهار‏‎ ‎‏بگذارد و بعد از آن که سر از سجده برداشت، مثلاً شک او به شک بین چهار و پنج تغییر‏‎ ‎‏نماید، باید طبق شک دوم عمل نماید و به همین منوال. و در موردى که ظن در نماز چهار‏‎ ‎‏رکعتى به غیر دو رکعت آخر تعلق گرفته باشد، احتیاط (مستحب) آن است که عمل به ظن‏‎ ‎‏کند، سپس اعاده نماید. ‏

‏اما این که ظن در افعال نماز معتبر باشد، مورد اشکال است، پس در موردى که ظن با‏‎ ‎‏وظیفۀ شک مخالفت داشته باشد، نباید احتیاط ترک شود، مثل این که گمان کند که (چیزى‏‎ ‎‏را) انجام داده است و حال آن که در محل آن است، به این که مانند قرائت را (که رکن نیست‏‎ ‎‏و زیاد شدن آن بدون قصد جزئیت نماز را باطل نمى کند)با قصد تقرب مطلق به جا آورد‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 235

‏(و نیازى به اعاده ندارد) و مانند رکوع را (که رکن است و زیاد شدن آن بدون قصد جزئیت‏‎ ‎‏هم نماز را باطل مى کند) به جا آورد و پس از آن نماز را اعاده نماید و همچنین است اگر‏‎ ‎‏بعد از گذشتن از محل آن، گمان به نیاوردن آن پیدا کند و محل جبران و تدارک آن باقى‏‎ ‎‏مانده باشد، و اگر محل تدارک و جبران آن هم گذشته باشد، باید نمازش را تمام کند و در‏‎ ‎‏مثل رکوع (که رکن است و نقصان سهوى آن نیز نماز را باطل مى کند)، نماز را اعاده کند.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر مردّد شود حالتى که برایش حاصل شده ظن است یا شک ـ چنان که‏‎ ‎‏گاهى اتفاق مى افتد ـ مورد اشکال است، و باید احتیاط به وسیلۀ علاج را ترک نکند: اما در‏‎ ‎‏مورد رکعات (اگر این تردید در رکعات نماز باشد) باید طبق یکى از آن ها (گمان یا شک)‏‎ ‎‏عمل نماید و (سپس) نماز را اعاده کند، و احتیاط آن است که طبق شک عمل کند، سپس‏‎ ‎نماز را اعاده نماید، و اما در مورد افعال نماز (اگر این تردید در افعال نماز باشد)، مانند‏‎ ‎‏گذشته است (که در مسألۀ سابق گفته شد). البته اگر حالت سابق بر این تردید ظن یا شک‏‎ ‎‏باشد و شک کند که آن حالت به حالت دیگرى تغییر نموده، بعید نیست که بنا را بر آن‏‎ ‎‏حالت سابق بگذارد.‏

‏رکعت هاى (نماز) احتیاط‏‏ ‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏رکعت هاى (نماز) احتیاط واجب است، بنا بر این ترک آن ها و اعاده کردن‏‎ ‎‏اصل نماز جایز نیست. و واجب است بعد از فارغ شدن از نماز فوراً خوانده شود، چنان که‏‎ ‎‏فاصله انداختن چیزى که منافات با نماز دارد بین آن و نماز جایز نیست، پس اگر فاصله‏‎ ‎‏انداخت، احتیاط آن است که (نماز) احتیاط را بخواند و نماز را اعاده نماید، ولى اگر قبل از‏‎ ‎نماز احتیاط چیزى را که منافات با نماز دارد، انجام دهد، سپس معلوم شود که نمازش تمام‏‎ ‎‏و صحیح بوده است، اعادۀ نماز واجب نیست.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏در نماز احتیاط باید نیّت کند و تکبیرة الاحرام بگوید و سورۀ حمد را‏‎ ‎‏بخواند ـ و احتیاط (واجب) آن است که سورۀ حمد و نیز ‏‏«‏‏بسم الله الرحمن الرحیم‏‏»‏‏ را‏‎ ‎‏آهسته بخواند ـ و رکوع و سجود و تشهد و سلام را به جا آورد و نماز احتیاط، قنوت‏‎ ‎‏ندارد، اگرچه دو رکعت باشد، چنان که سوره ندارد.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 236

‏مسأله 3 ـ ‏‏اگر رکنى از رکعت هاى (نماز) احتیاط را فراموش کند یا بر آن بیفزاید، نماز‎ ‎‏احتیاطش باطل است و نباید احتیاط را ترک کند؛ به این که نماز احتیاط را از نو بخواند،‏‎ ‎‏سپس نمازش را اعاده کند.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر قبل از شروع در نماز احتیاط، معلوم شود که احتیاجى به آن نیست،‏‎ ‎‏خواندن نماز احتیاط، واجب نیست. و اگر بعد از خواندن نماز احتیاط معلوم شود (که‏‎ ‎‏احتیاجى به آن نبوده است)، نماز مستحبى حساب مى شود، و اگر در اثناى نماز احتیاط‏‎ ‎‏متوجه شود، آن را به قصد نافله تمام مى کند، و احتیاط (مستحب) آن است که (در این‏‎ ‎‏صورت) اگر نماز احتیاطش یک رکعت ایستاده است، یک رکعت دیگر هم بر آن بیفزاید.‏‎ ‎‏و اگر بعد از فارغ شدن از نماز احتیاط معلوم شود که نمازش ناقص بوده است، چنانچه‏‎ ‎‏نقص آن به مقدار نماز احتیاطى بوده که خوانده است ـ مثل این که بین سه و چهار شک‏‎ ‎‏نماید و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند و بعد از نماز احتیاط، متوجّه شود که‏‎ ‎نمازش سه رکعت بوده است ـ نمازش صحیح است، و احتیاط (مستحب) آن است که‏‎ ‎‏(نمازش را) از نو بخواند، البته این در جایى است که آنچه را (به عنوان وظیفۀ شک) انجام‏‎ ‎‏داده، مطابق یکى از دو طرف شکش که طرف نقص آن است باشد ـ مانند مثال مذکور ـ‏‎ ‎‏وگرنه در جایى که تنها آن مقدارى که انجام داده به اندازۀ نقص باشد (بدون این که عمل به‏‎ ‎‏وظیفۀ شک نموده باشد) جبران نماز با نماز احتیاط مورد اشکال است، مانند این که بین دو‏‎ ‎‏و چهار، شک نماید و بنا را بر چهار بگذارد و یک رکعت نماز احتیاط ایستاده اشتباهاً‏‎ ‎‏عوض دو رکعت بخواند، سپس معلوم شود که نمازش یک رکعت نقص داشته است، که‏‎ ‎‏احتیاط (واجب) در مثل این مورد، اعادۀ نماز است. و اگر نقص نماز بیشتر از نماز احتیاط‏‎ ‎‏باشد، مثل این که بین سه و چهار شک نماید و بنا را بر چهار بگذارد و نماز احتیاط بخواند،‏‎ ‎‏سپس معلوم شود که نقص نمازش دو رکعت بوده است، واجب است که نمازش را بعد از‏‎ ‎‏خواندن یک رکعت یا دو رکعت متّصل به آن اعاده نماید. و همچنین است اگر نقص نماز‎ ‎‏کمتر از نماز احتیاط باشد، مانند این که بین دو و چهار شک کند و بنا را بر چهار بگذارد و‏‎ ‎‏دو رکعت نماز احتیاط ایستاده بخواند، سپس معلوم شود که نمازش سه رکعت بوده است،‏‎ ‎‏که باید یک رکعت متّصل به آن بخواند، سپس نماز را اعاده کند. و اگر در اثناى نماز‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 237

‏احتیاط، نقص نمازش معلوم شود، بنابر اقوى به آنچه که شارع (مقدّس) جبران نقص نماز‎ ‎‏قرار داده است اکتفا مى شود اگرچه در مقدار و خصوصیات، مخالف نقص نمازش باشد تا‏‎ ‎‏چه رسد به این که موافق آن باشد، پس کسى که بین سه و چهار شک نماید و بنا را بر چهار‏‎ ‎‏بگذارد و شروع به دو رکعت نماز احتیاط نشسته نماید و معلوم شود که نمازش سه رکعت‏‎ ‎‏بوده است دو رکعت نماز احتیاط نشسته را تمام مى کند و به همان (هرچند که دو رکعت و‏‎ ‎‏نشسته خوانده چه رسد به آن که یک رکعت و ایستاده خوانده باشد) اکتفا مى نماید، لکن‏‎ ‎‏در هر حال مخصوصاً در صورت مخالفت نماز احتیاط با نقص نماز، سزاوار نیست که‏‎ ‎‏احتیاط به اعاده ترک شود. و اما در غیر موردى که شارع آن را جبران نقص قرار داده، مانند‏‎ ‎‏این که بین سه و چهار شک نماید و مشغول دو رکعت نماز احتیاط نشسته شود، سپس‏‎ ‎‏معلوم شود که نمازش دو رکعت بوده است، احتیاط (واجب) آن است که نماز احتیاط را‏‎ ‎‏قطع نماید و با دو رکعت متّصل، نمازش را جبران نماید، سپس نماز را اعاده کند. و اگر قبل‏‎ ‎‏از وارد شدن به نماز احتیاط، نقص نمازش معلوم شود، حکمش حکم کسى است که‏‎ ‎‏بدون عمد از رکعت هاى نمازش کم گذاشته که باید کمبود آن را همان طور که دانستى‏‎ ‎‏جبران نماید، بنا بر این نماز احتیاط کفایت نمى کند، بلکه لازم است نقص نماز را کامل کند‏‎ ‎‏و دو سجدۀ سهو را براى سلام بیجا، انجام دهد.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر در اصل خواندن نماز احتیاط شک نماید، چنانچه بعد از وقت باشد، به‏‎ ‎‏شکّش اعتنا نمى کند. و چنانچه در وقت باشد، اگر مشغول کار دیگرى نشده و چیزى را که‏‎ ‎‏منافات با نماز دارد انجام نداده و فاصلۀ زیادى هم پیدا نشده باشد، باید بنا را بر این‏‎ ‎‏بگذارد که نماز احتیاط را نخوانده است (و آن را بخواند) و با بودن یکى از سه چیز (کار‏‎ ‎‏دیگر، منافى نماز، فاصله زیاد) براى بنا گذاشتن بر خواندن آن وجهى است، ولکن احتیاط‏‎ ‎‏آن است که نماز احتیاط را بخواند، سپس نماز را اعاده کند.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر در کارى از کارهاى نماز احتیاط شک نماید، باید ـ مانند اصل نماز ـ در‏‎ ‎‏صورتى که در محل آن باشد، آن را به جا آورد، و اگر از محل آن گذشته باشد بنا را بر انجام‏‎ ‎‏آن بگذارد. و اگر در رکعت هاى نماز احتیاط شک نماید، اقوى وجوب بنا گذاشتن بر اکثر‏‎ ‎‏است، مگر آن که بنا گذاشتن بر اکثر موجب بطلان نماز شود که در این صورت باید بنا را بر‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 238

‏اقلّ بگذارد، لکن علاوه بر این، احتیاط (مستحب) آن است که نماز احتیاط را اعاده کند،‏‎ ‎‏سپس اصل نماز را اعاده نماید.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏اگر نماز احتیاط را فراموش کند و به نماز دیگرى ـ چه مستحب باشد یا‏‎ ‎‏واجب ـ مشغول شود، واجب است آن را قطع نماید و نماز احتیاط را بخواند، خصوصاً اگر‏‎ ‎نماز دوم (که مشغول آن شده)، مترتّب بر نماز اولى باشد (مانند نماز عصر که مترتب بر‏‎ ‎نماز ظهر است) و علاوه بر این، احتیاط (مستحب) آن است که اصل نماز را اعاده کند، و‏‎ ‎‏این در جایى است که مشغول شدن به نماز دیگر به فوریت نماز احتیاط، ضررى نرساند‏‎ ‎‏وگرنه بعید نیست در صورتى که مترتّب بر نماز اول باشد به نماز اول عدول کند و احتیاط‏‎ ‎‏(مستحب) آن است که بعد از این هم، نماز را اعاده نماید. و در صورتى که نمازى را که‏‎ ‎‏مشغول شده، مترتّب بر نماز اول نباشد، واجب است از آن دست بردارد و اصل نماز را‏‎ ‎‏اعاده کند و احتیاط (مستحب) آن است که نماز احتیاط را بخواند، سپس اصل نماز را‏‎ ‎‏اعاده نماید.‏

‏حکم اجزاى فراموش شدۀ نماز

‏مسأله 1 ـ ‏‏از اجزاى فراموش شدۀ نماز به غیر از سجده و تشهد قضا نمى شود، که‏‎ ‎‏قضاى تشهد (هم) بنابر احتیاط، واجب است. بنا بر این (در به جا آوردن سجده و تشهد)‏‎ ‎‏باید ـ در حالى که نیّت هم زمان با ابتداى آن ها باشد ـ نیّت کند که آن ها قضاى آنچه‏‎ ‎‏فراموش شده است مى باشند و باید بر آنچه که در حال نماز در آن ها واجب بود محافظت‏‎ ‎‏نماید، زیرا آن ها (سجده، تشهد) در شرایط و مبطلات، مانند خود نماز مى باشند، بلکه‏‎ ‎‏احتیاط (واجب) آن است که بین آن ها و نماز، چیزى که منافات با نماز دارد، فاصله‏‎ ‎‏نیندازد، که اگر چنین چیزى فاصله بیفتد باید آن ها را با شرایط، انجام داده و بنابر احتیاط‏‎ ‎‏(مستحب) نماز را اعاده نماید، خصوصاً اگر عمداً آن ها را ترک کرده (و بین آن ها و نماز‎ ‎‏فاصله انداخته) باشد اگرچه بنابر اقوى اعادۀ نماز واجب نیست. و اقوى آن است که‏‎ ‎‏قضاى اجزاى تشهد (در صورتى که اجزاى آن فراموش شود) واجب نیست حتى صلوات‏‎ ‎‏بر پیامبر و آل او ‏‏صلى الله علیه و آله وسلم‏‏.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 239

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر چند سجده و تشهد را فراموش کند، باید به همان تعداد، آن ها را قضا‏‎ ‎‏نماید و لازم نیست (موقع قضا) مشخص کند (که مثلاً کدام سجده است) و همچنین‏‎ ‎‏ملاحظۀ ترتیب شرط نیست. البته اگر سجده و تشهد را با هم فراموش کند، احتیاط‏‎ ‎‏(واجب) آن است که هر یک از آن ها که قبلاً فوت شده، قضاى آن را مقدّم بدارد و اگر‏‎ ‎‏نداند که کدام یک از این ها جلوتر بوده است، باید احتیاطاً تکرار کند، پس قضاى آن را که‏‎ ‎‏قبل از دیگرى انجام داده، بعد از آن هم مى آورد (تا در قضاى آن ها ترتیب برقرار گردد).‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏در تشهّدى که قضا مى کند سلام واجب نیست، چنان که سجده اى که به‏‎ ‎‏عنوان قضا آورده مى شود، تشهد و سلام در آن واجب نیست. البته اگر تشهد فراموش‏‎ ‎‏شده، تشهد رکعت آخر باشد، احتیاط (مستحب) آن است که، فقط به قصد قربت مطلق‏‎ ‎‏بدون آن که نیّت ادا و قضا نماید به جا آورده شود و بعد از آن، سلام را بگوید، چنان که‏‎ ‎‏احتیاط آن است که دو سجدۀ سهو را به جا آورد. و اگر جزء فراموش شده، سجدۀ رکعت‏‎ ‎‏آخر باشد، احتیاط آن است که به همان قصدى که در تشهد گفته شد، آورده شود و تشهد و‏‎ ‎‏سلام و سجدۀ سهو را هم به جا آورد اگرچه اقوى آن است که این سجده، قضا است، و‏‎ ‎‏تشهد و سلام هم (که قبلاً انجام داده است) در جاى خودشان واقع شده و اعادۀ آن ها‏‎ ‎‏واجب نیست.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر (در نماز) اعتقاد پیدا کند که سجده یا تشهد را فراموش کرده و محل‏‎ ‎‏جبران آن ها (هم) گذشته باشد، سپس بعد از فارغ شدن از نماز، اعتقادش به شک‏‎ ‎‏تبدیل شود، احتیاط (مستحب) آن است که قضاى آن لازم باشد اگرچه اقوى آن است که‏‎ ‎‏واجب نیست.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر شک کند که آنچه فوت شده است، یک سجده است یا دو سجده از دو‏‎ ‎‏رکعت، باید بنا را بر اقلّ بگذارد.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر قضاى سجده یا تشهد را فراموش کند و بعد از آن که به نماز دیگرى‏‎ ‎‏وارد شد، یادش بیاید؛ در صورتى که این نماز، مستحبى باشد، باید آن را قطع نماید و اما‏‎ ‎‏اگر نماز واجب باشد، قطع آن اشکال دارد، خصوصاً اگر آنچه فراموش شده، تشهد باشد.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 240

‏مسأله 7 ـ ‏‏اگر قضاى یکى از آن دو (سجده یا تشهد) در نماز ظهر بر او واجب باشد و‏‎ ‎‏وقت نماز عصر تنگ شود، پس اگر طورى باشد که اگر قضاى آن را انجام دهد، نتواند ولو‏‎ ‎‏یک رکعت نماز عصر را در وقت بخواند، باید نماز عصر را مقدّم بدارد و قضاى آن جزء‏‎ ‎‏(تشهد یا سجده) را بعد از نماز عصر به جا آورد. و اگر (بعد از انجام قضاى آن) بتواند به‏‎ ‎‏یک رکعت نماز عصر در وقت برسد، بعید نیست که باز هم مقدّم داشتن نماز عصر واجب‏‎ ‎‏باشد. و اگر نماز احتیاطى براى نماز ظهر به گردنش باشد و وقت نماز عصر تنگ شود،‏‎ ‎‏چنانچه (بعد از خواندن نماز احتیاط) یک رکعت نماز عصر را مى تواند در وقت بخواند،‏‎ ‎‏باید نماز احتیاط را مقدم بدارد و گرنه باید نماز عصر را مقدم کرده و بعد از نماز عصر‏‎ ‎‏احتیاطاً هم نماز احتیاط را بخواند و هم نماز ظهر را اعاده نماید.‏

‏حکم سجدۀ سهو‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏سجدۀ سهو (در چند مورد) واجب مى شود: براى سخنى که نمازگزار سهواً‏‎ ‎‏بگوید، ولو به خاطر این که گمان کرده که از نماز بیرون آمده است. و براى فراموش کردن‏‎ ‎‏یک سجده، اگر محل جبران آن گذشته باشد. و براى سلام بیجا، و فراموش کردن تشهدى‏‎ ‎‏که محل تدارک آن گذشته باشد بنابر احتیاط (واجب) در این دو. و براى شک بین چهار و‏‎ ‎‏پنج. و احتیاط (مستحب) آن است که براى هر زیاده و کمى در نماز که در محل آن، یادش‏‎ ‎‏نیامده، سجدۀ سهو نماید، اگرچه بنابر اقوى براى غیر آنچه که ذکر شد، واجب نیست،‏‎ ‎‏بلکه واجب نبودن سجدۀ سهو در ایستادن (بیجا) در جاى نشستن، و یا بر عکس،‏‎ ‎‏(نشستن در جاى ایستادن) خالى از قوّت نیست، و لکن سزاوار نیست که احتیاط ترک‏‎ ‎‏شود. و براى سخن گفتن سهوى، اگرچه طول بکشد در صورتى که یک بار سخن گفتن‏‎ ‎‏حساب شود، فقط دو سجدۀ سهو است، ولى اگر چندین بار سخن بگوید مثل این که وسط‏‎ ‎‏سخن گفتن یادش بیاید (و حرف زدن را ترک کند)، سپس بعد از آن فراموش کند (که سر‏‎ ‎نماز است) و مشغول سخن گفتن شود، (در این صورت) سجدۀ سهو، متعدد مى شود.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر یک مرتبه سلام زیادى بگوید، ولو این که تمام صیغه هاى سلام باشد،‏‎ ‎‏باید براى سلام زیادى، یک بار دو سجدۀ سهو نماید و اگر سلام چند بار باشد، سجدۀ سهو‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 241

‏براى آن هم به همان تعداد است. و احتیاط (مستحب) تکرار سجدۀ سهو است براى هر‏‎ ‎‏سلامى (مثلاً اگر دو صیغۀ سلام را بیجا گفته، دو بار دو سجدۀ سهو انجام دهد) و همچنین‏‎ ‎‏است حال سجدۀ سهو در تسبیحات اربع.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏اگر به گردن نمازگزار سجدۀ سهو و قضاى اجزاى فراموش شده و چند‏‎ ‎‏رکعت نماز احتیاط واجب باشد، باید سجدۀ سهو را از هر دوى آن ها تأخیر بیندازد و‏‎ ‎‏احتیاط (واجب) آن است که رکعت هاى نماز احتیاط را بر قضاى اجزاء، مقدم بدارد، بلکه‏‎ ‎‏وجوب این تقدیم خالى از رجحان نیست.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏واجب است بعد از نماز فوراً سجدۀ سهو را به جا آورد و در صورتى که‏‎ ‎‏تأخیر بیندازد گناه کرده است، اگرچه نمازش صحیح است. و وجوب سجدۀ سهو و‏‎ ‎‏فوریّت آن به واسطۀ تأخیر انداختن آن از بین نمى رود، پس باید (باز هم) فوراً سجده‏‎ ‎‏نماید، چنان که اگر آن را مثلاً فراموش کند، تا یادش آمد، باید فوراً سجده نماید و اگر تأخیر‏‎ ‎‏بیندازد گناه کرده است.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏در سجدۀ مذکور، هم زمان با اوّلین جزء مسمّاى سجده، نیّت واجب است.‏‎ ‎‏و تعیین سبب سجدۀ سهو ولو این که متعدد باشد، واجب نیست. چنان که بنابر اقوى،‏‎ ‎‏ترتیب در اسباب سجدۀ سهو، موجب وجوب ترتیب در سجدۀ سهو نمى گردد. و تکبیر در‏‎ ‎‏آن واجب نیست، اگرچه احوط (استحبابى) است. و احتیاط (مستحب) آن است که تمام‏‎ ‎‏آنچه در سجدۀ نماز واجب است، خصوصاً قرار دادن هفت موضعِ سجده بر زمین، در‏‎ ‎‏سجدۀ سهو مراعات شود، هرچند واجب نبودن چیزى که صدق مسمّاى سجده بر آن‏‎ ‎‏توقف ندارد، خالى از قوّت نیست، ولى در سجده نکردن بر پوشیدنى و خوردنى، احتیاط‏‎ ‎‏را ترک نکند و احتیاط (مستحب) آن است که در هر یک از دو سجدۀ سهو این ذکر‏‎ ‎‏مخصوص را بگوید: ‏‏«بِسْمِ الله وَبالله وَصَلّى الله ُ عَلى مُحمَّدٍ وَ آلِ مُحمَّدٍ» ‏‏یا بگوید:‏‏ «بِسْمِ الله وَبالله اَللهمَّ‏‎ ‎‏صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ» ‏‏یا بگوید: ‏‏«بِسْمِ الله وَبالله اَلسَّلامُ عَلَیْکَ اَیُّهَا النَّبِىُّ وَرَحْمَةُ الله ِ وَبَرَکاتُهُ». ‏‏و‏‎ ‎‏احتیاط (مستحب) آن است که ذکر اخیر را اختیار کند، لکن واجب نبودن ذکر خصوصاً‏‎ ‎‏ذکر مخصوص آن، خالى از قوّت نیست. و واجب است بعد از سجدۀ آخر (از دو سجدۀ‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 242

‏سهو) تشهد و سلام را بگوید، و آنچه که از تشهد واجب است همان تشهد متعارف در‏‎ ‎نماز است، و آنچه از سلام واجب است ، ‏‏«السّلامُ عَلَیْکُمْ» ‏‏مى باشد.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر در وجود سبب سجدۀ سهو شک نماید، بنا را بر عدم آن مى گذارد. و اگر‏‎ ‎‏بعد از آن که وجوب سجدۀ سهو را بداند، در به جا آوردن آن شک نماید، واجب است‏‎ ‎‏آن را به جا آورد. و اگر به وجود سبب سجدۀ سهو علم پیدا کند، ولى بین تعداد کمتر و‏‎ ‎‏بیشتر تردّد داشته باشد، بنا را بر کمتر مى گذارد. و اگر در انجام کارى از کارهاى سجده‏‎ ‎‏شک کند، چنانچه در محل است باید آن را بیاورد و اگر گذشته باشد اعتنا نمى کند. و اگر در‏‎ ‎‏این که دو سجده انجام داده یا یک سجده، شک نماید، باید بنا را بر اقلّ بگذارد، مگر آن که‏‎ ‎‏شک او بعد از وارد شدن در تشهد باشد. و اگر بداند که یک سجدۀ زیادى انجام داده یا‏‎ ‎‏بداند که یک سجده کم کرده است، باید اعاده کند.‏

‏مسائل متفرقه‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏اگر شک کند نمازى را که در دست دارد (مشغول خواندن آن است) نماز‎ ‎‏ظهر است یا نماز عصر، چنانچه نماز ظهر را خوانده باشد، نمازى که در دستش است باطل‏‎ ‎‏مى شود. و اگر نماز ظهر را نخوانده باشد یا در این که نماز ظهر را خوانده یا نه شک نماید،‏‎ ‎‏چنانچه نماز عصر را به جا نیاورده و در وقت مشترک بین آن ها باشد، باید به نماز ظهر‏‎ ‎‏عدول کند. و همچنین است (باید عدول به ظهر نماید) اگر در وقت خاص نماز عصر‏‎ ‎‏باشد، در صورتى که وقت براى این که بقیۀ نماز ظهر را بخواند و یک رکعت نماز عصر را‏‎ ‎‏در وقت بخواند، وسعت داشته باشد. و اگر وقت به این اندازه وسعت نداشته باشد،‏‎ ‎‏چنانچه به اندازۀ یک رکعت نماز عصر وسعت داشته باشد، باید نمازى را که در دست‏‎ ‎‏دارد رها کند و نماز عصر را بخواند و نماز ظهر را قضا نماید و در غیر این صورت (که‏‎ ‎‏وقت به اندازۀ خواندن یک رکعت نماز عصر هم نباشد) احتیاط (مستحب) آن است که‏‎ ‎‏همان نماز در دستش را به عنوان نماز عصر تمام کند و نماز ظهر و عصر را در خارج وقت‏‎ ‎‏قضا نماید، اگرچه جواز دست برداشتن از آن نماز، خالى از وجه نیست. و در این مسأله‏‎ ‎‏صورت هاى زیادى هست که چه بسا به سى و شش صورت برسد. و از آنچه که بیان شد،‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 243

‏حال جایى که شک کند این نمازى که در دست دارد مغرب است یا عشا، روشن مى شود،‏‎ ‎‏البته محل جایز بودن عدول در اینجا، آن جایى است که به رکوع رکعت چهارم نرفته باشد.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر بعد از نماز بداند که دو سجده را از دو رکعت به جا نیاورده، چه از دو‏‎ ‎‏رکعت اول باشد یا از دو رکعت آخر، نمازش صحیح است و باید آن ها را قضا نماید و دو‏‎ ‎‏بار دو سجدۀ سهو به جا آورد. و همچنین است اگر نداند آن ها از کدام یک از رکعات است‏‎ ‎‏ولى بداند که دو سجده از دو رکعت است (و از یک رکعت نیست تا نمازش باطل باشد). و‏‎ ‎‏همچنین است اگر در اثناى نماز، بعد از گذشتن محل جبران آن ها، چنین علمى پیدا کند.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏اگر مثلاً در رکعت چهارم باشد و شک کند شک سابقش که بین دو و سه‏‎ ‎‏بود، قبل از تمام کردن دو سجده بوده یا بعد از آن، احتیاط (واجب) آن است که بین بناى بر‏‎ ‎‏آن و عمل به وظیفۀ شک و بین اعادۀ نماز جمع نماید و همچنین است اگر بعد از نماز‎ ‎‏شک کند.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر در رکعتى که مشغول خواندن آن است، شک نماید که این رکعت آخر‏‎ ‎نماز ظهر است یا این که نماز ظهر را تمام کرده و این رکعت اول نماز عصر است، چنانچه‏‎ ‎‏در وقت مشترک باشد، باید آن را آخر نماز ظهر قرار دهد و اگر در وقت اختصاصى نماز‎ ‎‏عصر باشد، بنابر اقوى باید بنا را بر خواندن نماز ظهر بگذارد و آنچه را که در دست دارد،‏‎ ‎‏در صورتى که وقت به اندازۀ درک یک رکعت نماز عصر وسعت داشته باشد، باید رها‏‎ ‎‏کرده و نماز عصر را بخواند و در صورتى که وقت براى یک رکعت هم وسعت نداشته‏‎ ‎‏باشد، احتیاط (مستحب) آن است که همان را به عنوان نماز عصر تمام کند و در خارج از‏‎ ‎‏وقت (هم) نماز عصر را قضا نماید، اگرچه جواز دست برداشتن از آن خالى از‏‎ ‎‏وجه نیست.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر در نماز عشا، بین سه و چهار شک نماید و متوجه شود که نماز مغرب را‏‎ ‎‏نخوانده است، نمازش باطل است، اگرچه احتیاط (مستحب) آن است که همان نماز را‏‎ ‎‏به عنوان عشا تمام کند و نماز احتیاط را بخواند و بعد از خواندن نماز مغرب، نماز عشا را‏‎ ‎‏اعاده نماید.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 244

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر در اثناى نماز عصر یادش بیاید که یک رکعت از نماز ظهر را نخوانده‏‎ ‎‏است، اقوى آن است که دست از نماز عصر بردارد و نماز ظهر را تمام کند، سپس نماز‎ ‎‏عصر را به جا آورد ـ بلکه اگر نماز عصر را تمام کند و پس از آن نماز ظهر را بخواند، داراى‏‎ ‎‏وجهى است ـ و احتیاط (مستحب) آن است که بعد از تمام کردن نماز ظهر نماز(عصر) را‏‎ ‎‏اعاده نماید و احتیاط بیشتر از آن این است که هر دو را اعاده کند. این در وقت مشترک‏‎ ‎‏است، و اما در وقت اختصاصى، تفصیلى است.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏اگر دو نماز بخواند و بعد از آن یقین پیدا کند که مثلاً یک رکعت از یکى از‏‎ ‎‏دو نماز را نخوانده، ولى نداند که از کدام نماز است، چنانچه بعد از هر کدام از دو نماز،‏‎ ‎‏کارى که با نماز منافات دارد، انجام داده باشد و رکعت هاى دو نماز با هم مساوى نباشند،‏‎ ‎‏باید هر دو نماز را اعاده کند وگرنه (که تعداد رکعاتشان مساوى باشد) باید یک نماز به‏‎ ‎‏قصد «ما فى الذمّه» بخواند. و اگر بعد از نماز اول کارى که منافى با نماز است انجام داده‏‎ ‎‏باشد، ولى بعد از نماز دوم کارى که منافات دارد انجام نداده باشد، باید به اندازۀ احتمال‏‎ ‎‏نقص (مثلاً یک رکعت) بر نماز دوم بیفزاید، سپس نماز اول را اعاده کند. و اگر بعد از هیچ‏‎ ‎‏یک از دو نماز کارى که منافات دارد انجام نداده باشد، بعید نیست که بتواند به خواندن یک‏‎ ‎‏رکعت متصل به نماز دوم به قصد «ما فى الذمّه» (که از هر نمازى کم شده این رکعت براى‏‎ ‎‏همان باشد) اکتفا کند، لکن سزاوار نیست که احتیاط به اعاده ترک شود. این در وقت‏‎ ‎‏مشترک است و اما در وقت خاص نماز عصر، ظاهر این است که جایز است به خواندن‏‎ ‎‏یک رکعت متصل به نماز دوم به قصد نماز عصر اکتفا کند و اعادۀ نماز اول واجب نباشد.‏

‏مسأله 8 ـ ‏‏اگر بین سه و دو شک کند، یا شک دیگرى که جزء شک هاى صحیح است‏‎ ‎‏برایش رخ دهد، سپس شک کند رکعتى که در دست دارد،(رکعت) آخر نماز است یا نماز‎ ‎‏احتیاط است، باید به قصد «ما فى الذمّه» آن را تمام کند، سپس نماز احتیاط را به جا آورد و‏‎ ‎‏اعادۀ نماز بر او واجب نیست. این در صورتى است که نماز احتیاط احتمالى یک رکعت‏‎ ‎‏باشد و اما اگر نماز احتیاط دو رکعت باشد، مثل شک بین دو و چهار، احتیاط (واجب) آن‏‎ ‎‏است که علاوه بر آن، نماز را اعاده نماید.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 245

‏مسأله 9 ـ ‏‏اگر در رکعتى که در دست دارد، شک نماید که رکعت چهارم مغرب است‏‎ ‎‏(که نماز مغرب را اشتباهاً چهار رکعت مى خواند) یا آن که سر سه رکعتى سلام داده و این‏‎ ‎‏رکعت اول نماز عشا است، چنانچه بعد از رکوع باشد، نمازش باطل است و واجب است‏‎ ‎نماز مغرب را اعاده کند. و اگر قبل از رکوع باشد، آن را از نماز مغرب قرار مى دهد و‏‎ ‎‏مى نشیند و تشهد مى خواند و سلام مى گوید و چیزى بر او نیست.‏

‏مسأله 10 ـ ‏‏در حالى که بعد از تمام کردن دو سجده نشسته، اگر بین دو و سه شک نماید‏‎ ‎‏و بداند در این نماز تشهدى را نخوانده است بنا را بر سه مى گذارد و بعد از فارغ شدن از‏‎ ‎نماز، تشهد را قضا مى کند. و همچنین است اگر با این که مى داند تشهد را نخوانده است در‏‎ ‎‏حال قیام بین سه و چهار شک نماید. ‏

‏مسأله 11 ـ ‏‏اگر در این که بعد از رکوع رکعت سوم نماز است یا قبل از رکوع رکعت‏‎ ‎‏چهارم نماز شک نماید، ظاهر این است که نمازش باطل است. و اگر بر عکس آن باشد به‏‎ ‎‏این که شک نماید که قبل از رکوع رکعت سوم است یا بعد از رکوع رکعت چهارم باید بنا را‏‎ ‎‏بر چهار بگذارد و رکوع را انجام دهد، سپس وظیفۀ کسى را که شک (سه و چهار) کرده‏‎ ‎‏انجام دهد، لکن احتیاط (مستحب) آن است که نماز را هم اعاده کند.‏

‏مسأله 12 ـ ‏‏اگر ایستاده است در حالى که در رکعت دوم نماز است و بداند که در این‏‎ ‎نماز دو رکوع به جا آورده است، ولکن نمى داند که آیا دو رکوع را در رکعت اول آورده یا‏‎ ‎‏یک رکوع را در رکعت اول و رکوع دیگر را در این رکعت انجام داده، ظاهراً نمازش‏‎ ‎‏باطل است.‏

‏مسأله 13 ـ ‏‏اگر بعد از فارغ شدن از نماز بداند که دو سجده را به جا نیاورده است،‏‎ ‎‏و لکن نداند آن ها از یک رکعت بوده اند یا از دو رکعت، احتیاط (واجب) آن است که دو‏‎ ‎‏بار، سجده را قضا نماید و همچنین دو بار، سجدۀ سهو نماید، سپس نماز را اعاده کند. و‏‎ ‎‏همچنین است اگر در اثناى نماز باشد (وچنین علمى پیدا کند) و محل شکّى آن گذشته‏‎ ‎‏باشد، ولى اگر محل شکّى آن باقى باشد، اقوى آن است که هر دو سجده را بیاورد و چیزى‏‎ ‎‏بر او نیست.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 246

‏مسأله 14 ـ ‏‏اگر بعد از آن که مثلاً داخل سجدۀ دوم شد، بداند که یا قرائت را نخوانده و یا‏‎ ‎‏رکوع را به جا نیاورده، ظاهراً نمازش صحیح است. و همچنین است اگر این شک بعد از‏‎ ‎‏فارغ شدن از نمازش پیدا شود. و اگر در دو فرض (گذشته) شک کند که آیا سجدۀ رکعت‏‎ ‎‏قبل را ترک کرده یا رکوع همین رکعت را، بعد از آن که احتیاطاً نماز را تمام مى کند و سجده‏‎ ‎‏را قضا مى نماید و دو سجدۀ سهو را به جا مى آورد، اعادۀ نماز بر او واجب است.‏

‏مسأله 15 ـ ‏‏اگر قبل از آن که به رکوع برود، بداند که یا دو سجده را از رکعت قبل ترک‏‎ ‎‏نموده یا قرائت (همین رکعت) را، چنانچه محل شکّى باقى باشد، اقوى آن است که به‏‎ ‎‏آوردن قرائت اکتفا کند. و همچنین است حکم هر علم اجمالى که مانند اینجا باشد. و اگر‏‎ ‎‏محل شکّى آن گذشته باشد در صورتى که محل جبران آن باقى باشد، لازم است برگردد و‏‎ ‎‏هر دو (هم دو سجده و هم قرائت) را جبران کند.‏

‏مسأله 16 ـ ‏‏اگر بعد از آن که براى رکعت سوم ایستاد، بداند که تشهد را نخوانده و شک‏‎ ‎‏کند که آیا سجده را هم ترک کرده یا نه؟ اقوى آن است که به خواندن تشهد اکتفا کند.‏

‏مسأله 17 ـ ‏‏اگر اجمالاً بداند که یکى از دو کار ـ سجده یا تشهد ـ را بدون آن که مشخص‏‎ ‎‏باشد به جا آورده و در دیگرى شک کند اگر شک بعد از آن باشد که داخل در قیام شده‏‎ ‎‏است، به شکّش اعتنا نمى کند و اگر در محل شکّى باشد ظاهر آن است که اکتفا به تشهد‏‎ ‎‏جایز است و چیزى بر او نیست.‏

‏مسأله 18 ـ ‏‏اگر بداند که یا سجدۀ رکعت قبل را ترک کرده یا تشهد همین رکعت را،‏‎ ‎‏چنانچه نشسته باشد، باید تشهد را بخواند و نماز را تمام کند و چیزى بر او نیست. و اگر‏‎ ‎‏هنگامى که مشغول برخاستن است و یا در حالى که ایستاده است شک کند، اقوى آن است‏‎ ‎‏که جهت جبران تشهد، واجب است برگردد و نماز را تمام کند و (بعد از نماز) سجدۀ قضا‏‎ ‎‏و سجدۀ سهو به جا آورد. و همچنین است حال نظایر این مسأله مانند این که بداند یک‏‎ ‎‏سجده را یا از رکعت قبل و یا از همین رکعت ترک کرده است.‏

‏مسأله 19 ـ ‏‏اگر در حالى که مثلاً در سجده یا بعد از سجدۀ رکعت دوم است، متوجه‏‎ ‎‏شود که یک سجده یا دو سجده از رکعت اول را ترک کرده و رکوع همین رکعت را هم‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 247

‏به جا نیاورده، باید یک سجده یا دو سجده را براى رکعت اول قرار دهد و (براى رکعت‏‎ ‎‏دوم) بایستد و قرائت بخواند و قنوت بگوید و نمازش را تمام کند و چیزى بر او نیست، و‏‎ ‎‏همچنین است حال نظیر این مسأله نسبت به بقیۀ رکعات نماز.‏

‏مسأله 20 ـ ‏‏اگر نماز ظهر و عصر را بخواند و قبل از آن که سلام نماز عصر را بدهد،‏‎ ‎‏اجمالاً بداند: یا یک رکعت نماز ظهر را ترک کرده و این رکعتى را که در دست دارد، رکعت‏‎ ‎‏چهارم نماز عصر است و یا آن که نماز ظهرش تمام بوده و این رکعتى را که مشغول است،‏‎ ‎‏رکعت سوم نماز عصر است، باید بنا را بر تمام بودن نماز ظهر بگذارد و نسبت به نماز‎ ‎‏عصر بنا را بر اکثر (چهار رکعت) گذارد و نماز را تمام کرده و نماز احتیاط (شک سه و‏‎ ‎‏چهار) را بخواند. و احتمال دارد که اکتفا به خواندن یک رکعت متصل به آن به قصد «ما فى‏‎ ‎‏الذمّه» جایز باشد. و همچنین است حال در نماز مغرب و عشا.‏

‏مسأله 21 ـ ‏‏اگر نماز ظهر و عصر را هشت رکعت و نماز مغرب و عشا را هفت رکعت‏‎ ‎‏بخواند، لکن نداند که آیا صحیح خوانده یا از یکى از دو نماز، یک رکعت را کم کرده و بر‏‎ ‎‏دیگرى که مقارن او است، افزوده است نمازهایش صحیح است و چیزى بر او نیست.‏

‏مسأله 22 ـ ‏‏اگر با این که مى داند نماز ظهر و عصر را هشت رکعت خوانده، قبل از سلام‏‎ ‎نماز عصر شک کند در این که نماز ظهر را چهار رکعت خوانده که این رکعتى را که در‏‎ ‎‏دست دارد، رکعت چهارم نماز عصر باشد یا نماز ظهر را پنج رکعت خوانده است که‏‎ ‎‏رکعتى را که در دست دارد، رکعت سوم نماز عصر باشد، بنا را بر صحّت نماز ظهرش‏‎ ‎‏مى گذارد و نسبت به نماز عصر (که شک چهار و پنج دارد)بنا را بر چهار مى گذارد و به‏‎ ‎‏وظیفه اى که در این شک دارد، عمل مى نماید. و همچنین است حال در نماز مغرب و عشا،‏‎ ‎‏اگر با این که مى داند هفت رکعت خوانده است، قبل از سلام نماز عشا شک کند که آیا نماز‎ ‎‏مغرب را سه رکعتى سلام داده یا چهار رکعتى.‏

‏مسأله 23 ـ ‏‏اگر بداند که نماز ظهر و عصر را نُه رکعت خوانده است و نداند که یک‏‎ ‎‏رکعت را بر نماز ظهر افزوده یا بر نماز عصر، چنانچه بعد از سلام نماز عصر باشد، واجب‏‎ ‎‏است که یک نماز چهار رکعتى به قصد «ما فى الذمّه» بخواند و اگر قبل از سلام باشد،‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 248

‏چنانچه قبل از تمام شدن دو سجده شک نماید، ظاهر این است که نماز دوم، محکوم به‏‎ ‎‏بطلان و نماز اولى صحیح است، و اگر بعد از تمام شدن دو سجده باشد، باید به نماز ظهر‏‎ ‎‏عدول کند و نماز را تمام نماید و چیزى بر او (نسبت به نماز ظهر) نیست.‏

‏مسأله 24 ـ ‏‏اگر بداند که نماز مغرب و عشا را هشت رکعت خوانده است و نداند که یک‏‎ ‎‏رکعت را بر نماز مغرب افزوده است یا بر نماز عشا، واجب است در هر حال، هر دو را‏‎ ‎‏اعاده کند، مگر آن که شک او قبل از تمام کردن هر دو سجده باشد که در این صورت، ظاهر‏‎ ‎‏آن است که نماز دوم محکوم به بطلان و نماز اوّلى صحیح است.‏

‏مسأله 25 ـ ‏‏اگر نمازى را بخواند، پس از آن معتقد شود که آن نماز را نخوانده است و‏‎ ‎‏شروع به خواندن آن نماید و پیش از سلام متوجّه شود که قبلاً این نماز را خوانده بوده‏‎ ‎‏است، لکن بداند که یک رکعت را یا در نماز اوّلى زیاد کرده یا در نماز دومى، در چنین‏‎ ‎‏موردى مى تواند به نماز اول اکتفا کند و از نماز دوم دست بردارد.‏

‏مسأله 26 ـ ‏‏اگر در تشهد شک نماید و حال آن که در محل شکّى آن ـ که واجب است‏‎ ‎‏آن را بیاورد ـ باشد، ولى غفلت کند و بایستد، دیگر شک او بعد از گذشتن از محل نیست،‏‎ ‎‏پس واجب است براى خواندن تشهد بنشیند. و اگر آنچه را که در آن شک دارد، رکوع‏‎ ‎‏باشد، ولى به سجده برود، باید برگردد و رکوع نماید و نماز را تمام کند و احتیاطاً نماز را‏‎ ‎‏اعاده کند و اگر بعد از وارد شدن به سجدۀ دوم یادش بیاید، نمازش باطل است. و اگر آنچه‏‎ ‎‏را که در آن شک دارد، غیر رکن باشد و بعد از آن که داخل رکن شود، یادش بیاید، نمازش‏‎ ‎‏صحیح است و باید در صورتى که (ترک این غیر رکن) موجب دو سجده سهو باشد، دو‏‎ ‎‏سجدۀ سهو به جا آورد.‏

‏مسأله 27 ـ ‏‏اگر بداند چیزى را فراموش کرده و محل آن هنوز فوت نشده باشد و جبران‏‎ ‎‏آن بر او واجب گردد، سپس فراموش کند تا داخل رکن بعد از آن شود، پس از آن علمش‏‎ ‎‏به فراموشى به شک تبدیل شود، در صورتى که آن چیز رکن باشد حکم به صحت نماز و‏‎ ‎‏به واجب نبودن دو سجده در جایى که موجب آن باشد مى شود. و این در جایى است که‏‎ ‎‏علم او به فراموش کردن بعد از محل شکّى پیدا شود، ولى اگر در محل شکّى باشد، جاى‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 249

‏اشکال است، اگرچه (حکم مذکور) خالى از قرب نیست.‏

‏مسأله 28 ـ ‏‏اگر بعد از سلام نماز و قبل از آن که عمداً یا سهواً چیزى را که با نماز منافات‏‎ ‎‏دارد انجام دهد، به نقصى در نماز یقین کند و شک کند که نقص نماز یک رکعت است یا‏‎ ‎‏دو رکعت، حکم شک بین دو و سه بر آن جارى مى شود، پس بنا را بر اکثر مى گذارد و یک‏‎ ‎‏رکعت مى خواند و نماز احتیاط به جا مى آورد و احتیاطاً براى سلام زیادى، دو سجدۀ سهو‏‎ ‎‏به جا مى آورد. وهمچنین است اگر یقین به نقصان یک رکعت داشته باشد و بعد از شروع‏‎ ‎‏در به جا آوردن آن رکعت، در نقصان یک رکعت دیگر شک نماید، بنا بر این اگر این وضع‏‎ ‎‏در نماز مغرب باشد، حکم به بطلان نماز مى شود.‏

‏مسأله 29 ـ ‏‏اگر بعد از سلام نماز و قبل از آن که چیزى را که با نماز منافات دارد انجام‏‎ ‎‏دهد، یقین پیدا کند که نمازش یک رکعت کم دارد، سپس شک نماید که آیا آن را به جا‏‎ ‎‏آورده یا نه، بر او واجب است که یک رکعت متّصل بخواند و اگر این شک قبل از سلام‏‎ ‎‏باشد، ظاهر آن است که حکم شک (در رکعات، در اثناى نماز) را دارد، که باید در نماز‎ ‎‏چهار رکعتى بنا را بر اکثر بگذارد و در غیر نماز چهار رکعتى حکم به بطلان نماز مى شود.‏

‏مسأله 30 ـ ‏‏اگر مى داند آنچه را که در دست دارد رکعت چهارم است، لکن نمى داند که‏‎ ‎‏رکعت چهارم واقعى نماز است یا رکعت چهارم بنائى (که بر اساس عمل به وظیفۀ شک بر‏‎ ‎‏آن بنا گذاشته) است ـ به این که قبلاً بین دو و سه شک نموده و بنا را بر سه گذاشته است‏‎ ‎‏(وادامه داده) و این رکعت چهارم است ـ بر او واجب است که نماز احتیاط را بخواند.‏

‏مسأله 31 ـ ‏‏اگر بعد از ایستادن براى رکعت بعدى یقین کند که یک سجده یا دو سجده یا‏‎ ‎‏تشهد را ترک کرده است، سپس شک کند که آیا برگشته و آن را جبران نموده و سپس‏‎ ‎‏ایستاده است، یا آن که این ایستادن همان ایستادن اول است، ظاهر آن است که برگشتن و‏‎ ‎‏جبران نمودن واجب است. و اگر بعد از گذشتن محل در رکنى شک کند سپس از روى‏‎ ‎‏فراموشى آن را انجام دهد، ظاهر آن است که نمازش باطل است . و اگر در آنچه که زیاد‏‎ ‎‏کردن آن موجب دو سجدۀ سهو است، بعد از گذشتن محل آن شک نماید، سپس از روى‏‎ ‎‏فراموشى آن را انجام دهد، احتیاط آن است که دو سجدۀ سهو بر او واجب است.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 250

‏مسأله 32 ـ ‏‏اگر در تشهد باشد و یادش بیاید که رکوع را فراموش کرده وعلاوه بر این در‏‎ ‎‏دو سجده هم شک دارد، ظاهر این است که برگشتن براى جبران رکوع، سپس به جا آوردن‏‎ ‎‏دو سجده لازم باشد، چه قبلاً یادش آمده باشد که رکوع را فراموش کرده است و چه آن که‏‎ ‎‏شک در دو سجده، قبل از آن باشد (هر کدام مقدّم باشد، فرقى نیست) و احتیاط (واجب)‏‎ ‎‏آن است که نماز را هم اعاده نماید.‏

‏مسأله 33 ـ ‏‏اگر مثلاً بین سه و چهار شک کند و بداند که بر فرض آن که رکعت سوم‏‎ ‎‏باشد، رکنى را ترک نموده یا چیزى را انجام داده که نمازش را باطل مى کند، ظاهر آن است‏‎ ‎‏که نمازش باطل است. و همچنین است اگر چنین علمى را بر فرض آن که رکعت چهارم‏‎ ‎‏باشد پیدا کند. و اگر بداند که بر فرض آن که رکعت سوم یا چهارم باشد، چیزى را که‏‎ ‎‏موجب دو سجدۀ سهو است انجام داده، یا چیزى را که موجب قضا است ترک نموده،‏‎ ‎‏چیزى بر او نیست.‏

‏مسأله 34 ـ ‏‏اگر بعد از ایستادن یا وارد شدن به تشهد، بداند که یکى از دو سجده را‏‎ ‎‏فراموش نموده است و در دیگرى شک نماید، اقرب آن است که براى جبران سجدۀ‏‎ ‎‏فراموش شده، برگردد و نسبت به سجده اى که در آن شک دارد، قاعدۀ تجاوز جارى‏‎ ‎‏است، و همچنین است حال نظایر این مسأله.‏

‏مسأله 35 ـ ‏‏اگر به سجدۀ رکعت دوم برود و در به جا آوردن رکوع همین رکعت و در دو‏‎ ‎‏سجدۀ رکعت اول شک نماید، باید بنا بگذارد که آن ها را به جا آورده است و بنا بر این اگر‏‎ ‎‏بین دو و سه بعد از تمام کردن هر دو سجده شک کند با این که در رکوع رکعتى که در دست‏‎ ‎‏دارد و در دو سجدۀ رکعت قبل شک داشته باشد، (این شک) از قبیل شک بین دو و سه بعد‏‎ ‎‏از تمام کردن دو سجده مى باشد، بنا بر این باید به وظیفه اى که در این شک هست عمل‏‎ ‎‏نماید و نمازش صحیح است، ولى اگر با شک مذکور (در دو و سه) بداند که آن دو (رکوع‏‎ ‎‏وسجده) را ترک نموده است، نمازش باطل است.‏

‏مسأله 36 ـ ‏‏حکم کثیر الشک در اطراف علم اجمالى جارى نمى شود، پس اگر بداند که‏‎ ‎‏یکى از دو چیز را اجمالاً ترک کرده است، بر او واجب است مراعات این علم را بنماید،‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 251

‏اگرچه نسبت به هر یک از آن دو چیز، شک داشته باشد.‏

‏مسأله 37 ـ ‏‏اگر بداند که یا سجده اى از رکعت اول را ترک کرده یا سجده اى را در رکعت‏‎ ‎‏دوم زیاد نموده است، چیزى بر او واجب نیست. و اگر بداند که یا یک سجده را ترک کرده‏‎ ‎‏و یا تشهد را، احتیاط (واجب) آن است که هر دو را قضا نماید و یک بار دو سجدۀ‏‎ ‎‏سهو بیاورد.‏

‏مسأله 38 ـ ‏‏اگر مشغول تشهد باشد یا پس از فارغ شدن از تشهد شک کند در این که دو‏‎ ‎‏رکعت نماز خوانده است و در نتیجه تشهد در محل خود واقع شده یا آن که سه رکعت‏‎ ‎‏خوانده و تشهد در غیر محل خودش قرار گرفته، بر چنین کسى حکم شک بین دو و سه‏‎ ‎‏جارى مى شود و بر او دو سجدۀ سهو واجب نیست، اگرچه احتیاط (مستحب) آن است که‏‎ ‎‏دو سجدۀ سهو به جا آورد.‏

‏مسأله 39 ـ ‏‏اگر کسى که مکلف است به چهار طرف نماز بخواند، نمازش را به جا آورد،‏‎ ‎‏سپس بعد از سلام نماز آخرى بداند که یکى از نمازها باطل بوده است، بنا را بر صحت‏‎ ‎نمازش مى گذارد وچیزى بر عهدۀ او نیست.‏

‏مسأله 40 ـ ‏‏اگر قصد اقامت (مثلاً ده روز) کند و یک نماز چهار رکعتى تمام بخواند سپس‏‎ ‎‏از قصدش برگردد و نمازش را از روى غفلت و یا ندانستن مسأله به طور قصر بخواند و پس‏‎ ‎‏از آن علم پیدا کند که یکى از آن دو نماز باطل بوده است، باید بنا را بر صحت نماز چهار‏‎ ‎‏رکعتى بگذارد و نسبت به نمازهاى بعدى هم مکلف است که تمام بخواند.‏

‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 252

کتاب نماز (نماز قضا)

‏نماز قضا‏

‏قضاى نمازهاى یومیه اى که در وقتشان فوت مى شود ـ غیر از نماز جمعه ـ واجب‏‎ ‎‏است؛ خواه فوت آن ها عمداً باشد یا سهواً یا از روى جهل (ندانستن مسأله) یا به خاطر‏‎ ‎‏خوابى که تمام وقت نماز را فرا مى گیرد و یا به خاطر غیر این ها. و همچنین است نمازى که‏‎ ‎‏به علت دارا نبودن شرطى یا جزئى که نیاوردن آن موجب بطلان نماز است، باطل شده‏‎ ‎‏باشد (که قضاى آن نیز واجب است). و قضاى نمازى را که بچه در زمان بچگى (زمان قبل‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 252

‏از بلوغ) و دیوانه در حال دیوانگى و بیهوش در صورتى که خودش خود را بیهوش نکرده‏‎ ‎‏باشد، به جا نیاورده واجب نیست و اگر کسى خودش را بیهوش کند (و در نتیجه، نماز ترک‏‎ ‎‏شود) بنابر احتیاط (واجب) باید قضا نماید و بر کافر اصلى که در حال کفر نمازها را‏‎ ‎‏نخوانده است (قضاى نماز)، واجب نیست، برخلاف کافر مرتد که بر او واجب است بعد‏‎ ‎‏از توبه، نمازهایى را که در حال ارتداد نخوانده قضا نماید و بنابر قول اصح (نماز خواندن)‏‎ ‎‏از او صحیح است؛ اگرچه ارتدادش فطرى باشد و بر زنى که در تمام وقت نماز، خون‏‎ ‎‏حیض و نفاس مى بیند (قضاى نماز) واجب نیست.‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏بر شخص مخالف، بعد از آن که بصیرت یافت (و مذهب اهل بیت را‏‎ ‎‏پذیرفت) قضاى نمازهایى را که نخوانده یا بر خلاف مذهب خود خوانده است واجب‏‎ ‎‏است، بر خلاف آنچه که مطابق مذهب خود خوانده باشد که بر او قضاى این نمازها‏‎ ‎‏واجب نیست، اگرچه نمازهایش طبق مذهب ما باطل باشد البته اگر در وقت نماز بصیرت‏‎ ‎‏پیدا کند (و مذهب اهل بیت را اختیار کند) بر او اداى نماز واجب است، بنا بر این اگر آن را‏‎ ‎‏نخواند یا ـ بر اساس مذهب حق ـ باطل به جا آورد، بر او واجب است قضا نماید.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر در وقت نماز بچه بالغ شود و دیوانه به عقل بیاید و بیهوش به هوش‏‎ ‎‏آید، بر آن ها واجب است نماز آن وقت را ادا کنند، اگرچه جز یک رکعت نماز با طهارت‏‎ ‎‏ـ ولو این که تیمّم باشدـ را درک نکنند و اگر نخوانند، قضاى آن نماز بر آن ها واجب است. و‏‎ ‎‏همچنین است زنى که خون حیض یا نفاس داشته و عذرش در وقت، برطرف شده است.‏‎ ‎‏چنان که اگر حالت دیوانگى یا بیهوشى یا حیض یا نفاس (بر شخص) عارض شود‏‎ ‎‏بعد از آن که از اول وقت نماز به مقدار وقت خواندن نماز شخص مختارـ که بر حسب‏‎ ‎‏حال آن ها ؛ در سفر باشند یا در حضر، وضو بگیرند یا تیمّم ، متفاوت است ـ بگذرد و نماز‏‎ ‎‏نخوانند، قضا بر آن ها واجب مى شود.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏کسى که هیچ یک از دو طهور ـ آب و خاک ـ را ندارد، قضاى نماز بر او‏‎ ‎‏واجب است و بنابر اقوى اداى نماز از او ساقط است، لکن احتیاطاً ادا را (هم) به جا آورد و‏‎ ‎‏ترک این احتیاط سزاوار نیست.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 253

‏مسأله 4 ـ ‏‏قضاى نمازهاى واجب غیر یومیه واجب است ـ مگر نماز عید فطر و قربان‏‎ ‎‏و بعضى از صورت هاى نماز آیات (که گذشت) ـ حتى بنابر احتیاط (واجب) نمازى که‏‎ ‎‏نذر کرده در وقت معیّنى بخواند (که اگر در وقت خودش نخواند) قضایش واجب است.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏جایز است قضاى نمازهاى واجب در هر وقت از شب و روز یا در سفر و‏‎ ‎‏حضر، خوانده شود. و در سفر باید قضاى نمازى که در حضر ترک شده است، تمام‏‎ ‎‏خوانده شود، چنان که در حضر، قضاى نمازى که در سفر ترک شده است، باید شکسته‏‎ ‎‏خوانده شود. و اگر در اول وقت نماز، حاضر بوده و در آخر آن مسافر، یا بر عکس آن،‏‎ ‎‏میزان (تمام یا شکسته بودن قضا) بنابر قول صحیح تر، زمانى است که نماز از او فوت شده‏‎ ‎‏(که آخر وقت باشد)، بنا بر این در صورت اول، باید نماز را شکسته و در صورت دوم،‏‎ ‎‏تمام قضا نماید، ولى ترک کردن احتیاط به این که جمع بخواند (هم شکسته و هم تمام)‏‎ ‎‏سزاوار نیست، و اگر نمازى که واجب است احتیاطاً جمع کند (هم تمام و هم شکسته‏‎ ‎‏بخواند) ترک شود، باید در قضاى آن هم احتیاط نماید.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر در مکان هاى تخییر (بین شکسته و تمام خواندن) نماز فوت شود، ظاهر‏‎ ‎‏آن است که اگر در همین مکان ها قضاى آن را مى خواند، مخیّر بین شکسته و تمام خواندن‏‎ ‎‏باشد و اگر قضا در غیر مکان هاى تخییر باشد، باید بنابر احتیاط (واجب) به صورت‏‎ ‎‏شکسته قضا نماید.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏قضاى نمازهاى نافلۀ شبانه روزى، مستحب است، و ترک قضاى آن ها در‏‎ ‎‏صورتى که به خاطر جمع کردن دنیا، آن ها را ترک نموده، کراهت مؤکّد دارد. وکسى که‏‎ ‎‏نمى تواند آن ها را قضا نماید، براى او مستحب است که به مقدار توانایى اش صدقه بدهد و‏‎ ‎‏کمترین صدقه آن است که براى هر دو رکعت، یک مدّ (حدود ده سیر گندم مثلاً) صدقه‏‎ ‎‏بدهد و اگر نتوانست، براى هر چهار رکعت، یک مدّ صدقه بپردازد و اگر نتوانست، یک مدّ‏‎ ‎‏براى نمازهاى مستحبى شب و یک مدّ براى نمازهاى مستحبى روز صدقه بدهد.‏

‏مسأله 8 ـ ‏‏اگر چند نماز از او فوت شود، چنانچه کیفیت فوت شدن و مقدّم و مؤخّر‏‎ ‎‏بودن آن ها را مى داند، احتیاط (مستحب) آن است که قضاى نمازى را که جلوتر فوت شده‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 254

‏بر قضاى نمازى که بعداً فوت شده، مقدّم نماید. و اما نمازهایى که در اداى آن ها، شرعاً‏‎ ‎‏ترتیب معتبر است، مانند نماز ظهر و عصر و نماز مغرب و عشا از یک روز، بنابر اقوى‏‎ ‎‏ترتیب در قضاى آن ها واجب است. و اگر چنانچه ترتیب ترک شدن نمازها را نمى داند،‏‎ ‎‏احتیاط (مستحب) آن است که در قضاى آن ها ترتیب را رعایت کند؛ اگرچه واجب نبودن‏‎ ‎‏ترتیب در این صورت خالى از قوّت نیست، بلکه واجب نبودن ترتیب در قضاى نمازها‏‎ ‎‏در هیچ صورتى مگر آن نمازى که در اداى آن ترتیب معتبر باشد، خالى از قوّت نیست.‏

‏مسأله 9 ـ ‏‏اگر بداند یکى از نمازهاى پنجگانه به طور نامعیّن به گردنش است، کافى‏‎ ‎‏است که یک نماز صبح و یک نماز مغرب و یک چهار رکعتى به قصد «ما فى الذمّه» که‏‎ ‎‏مردّد بین نماز ظهر و عصر و عشا است بخواند و در بلند و آهسته خواندن این چهار‏‎ ‎‏رکعت مخیّر است. و اگر مسافر باشد، کافى است که یک نماز مغرب و دو رکعت مردّد بین‏‎ ‎‏چهار نماز (صبح، ظهر، عصر، عشا) بخواند. و اگر نداند که حاضر بوده است یا مسافر (و‏‎ ‎‏نمازش قضا شده) باید یک نماز مغرب و دو رکعت مردد بین چهار نماز (صبح، ظهر،‏‎ ‎‏عصر، عشا) و یک چهار رکعتى که مردّد بین سه نماز (ظهر، عصر، عشا) است بخواند. و‏‎ ‎‏اگر بداند که دو نماز از پنج نماز یک روز بر عهدۀ او است، باید یک نماز صبح، سپس یک‏‎ ‎‏نماز چهاررکعتى که مردّد بین نماز ظهر و عصر باشد و پس از آن یک نماز مغرب و سپس‏‎ ‎‏یک نماز چهار رکعتى که مردّد بین نماز عصر و عشا باشد بخواند و (در همین مورد)‏‎ ‎‏مى تواند یک نماز صبح، سپس یک چهار رکعتى که مردد بین نماز ظهر و عصر و عشا باشد‏‎ ‎‏و پس از آن یک نماز مغرب و پس از آن یک چهار رکعتى که مردّد بین نماز عصر و عشا‏‎ ‎‏است بخواند. و اگر بداند که این دو نماز (از یک روز) در مسافرت قضا شده، باید دو‏‎ ‎‏رکعت که مردّد بین چهار نماز (صبح، ظهر، عصر، عشا) است و یک نماز مغرب و دو‏‎ ‎‏رکعت که مردّد بین سه نماز غیر از اوّلى آن ها باشد بخواند. و مى تواند که دو رکعت مردّد‏‎ ‎‏بین نماز صبح و ظهر و عصر و یک نماز مغرب و دو رکعت که مردّد بین نماز ظهر و عصر‏‎ ‎‏و عشا باشد، به جا آورد. و اگر نداند که (این دو نماز) در سفر قضا شده یا در حضر، باید دو‏‎ ‎‏رکعت که مردّد بین چهار نماز باشد و یک نماز مغرب و دو رکعت که مردّد بین سه نماز‏‎ ‎‏غیر از نماز اوّلى آن ها باشد و یک نماز چهار رکعتى که مردّد بین نماز ظهر و عصر و عشا‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 255

‏است و یک چهار رکعتى که مردّد بین نماز عصر و عشا است بخواند. و اگر بداند که بر‏‎ ‎‏عهدۀ او سه نماز از پنج نماز (یک شبانه روز) است، در صورتى که در حضر باشد، باید پنج‏‎ ‎‏نماز را بخواند و اگر در سفر باشد، باید دو رکعت که مردّد بین نماز صبح و ظهر و عصر‏‎ ‎‏است و دو رکعت که مردّد بین نماز ظهر و عصر و عشا است و نماز مغرب و دو رکعت که‏‎ ‎‏مردّد بین نماز عصر و عشا است بخواند. و براى خلاص شدن از آنچه که به ذمّه اش آمده،‏‎ ‎‏راه هاى دیگرى هم تصور مى شود و معیار آن است که به آوردن تمام احتمالات (در‏‎ ‎‏نمازهاى قضا شده) یقین کند.‏

‏مسأله 10 ـ ‏‏اگر بداند که نماز معیّنى مانند نماز صبح چند مرتبه فوت شده است، ولى‏‎ ‎‏تعداد آن ها را نداند، بنابر اقوى جایز است به آن تعدادى که یقین دارد اکتفا نماید، لکن‏‎ ‎‏احتیاط (مستحب) آن است که آن قدر تکرار کند که فارغ شدن ذمّه اش بر گمانش غلبه کند‏‎ ‎‏و احتیاط بیشتر و بهتر از آن، این است که آن قدر تکرار کند تا به فراغ ذمّه یقین کند،‏‎ ‎‏خصوصاً اگر قبلاً تعداد آن ها را مى دانسته و بعداً فراموش کرده باشد. و همچنین است‏‎ ‎‏حال در موردى که چند روزى از نمازهایش قضا شده، ولى تعداد روزها را نداند.‏

‏مسأله 11 ـ ‏‏قضاى نماز، وجوب فورى ندارد، بلکه وقت آن ـ در صورتى که به‏‎ ‎‏سهل انگارى در اداى تکلیف و سبک شمردن آن کشانده نشود ـ مادام العمر وسعت دارد. ‏

‏مسأله 12 ـ ‏‏احتیاط آن است که صاحبان عذر، قضاى نماز را تا زمان برطرف شدن عذر‏‎ ‎‏تأخیر بیندازند، مگر آن که صاحب عذر بداند، عذرش تا آخر عمر باقى مى ماند یا از مرگ‏‎ ‎‏ناگهانى ـ به خاطر آشکار شدن نشانه هاى مرگ ـ بترسد. البته اگر از طهارت با آب معذور‏‎ ‎‏باشد، مبادرت به خواندن قضا با طهارت تیمّمى، حتى با امید برطرف شدن عذر وجهى‏‎ ‎‏دارد که البته خالى از اشکال نیست، پس احتیاط (واجب) آن است که تا پیدا شدن آب،‏‎ ‎‏قضا را تأخیر بیندازد.‏

‏مسأله 13 ـ ‏‏مقدم داشتن قضاى نمازى که فوت شده، بر نماز وقت حاضر واجب نیست،‏‎ ‎‏پس براى کسى که قضا به گردن دارد، جایز است به نماز وقت حاضر مشغول شود، اگرچه‏‎ ‎‏احتیاط (مستحب) آن است که نماز قضا را بر نماز همان وقت مقدم بدارد، خصوصاً اگر‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 256

‏نماز قضاى همان روز باشد، بلکه اگر قبل از خواندن نماز قضا به نماز همان وقت شروع‏‎ ‎‏کند، براى او مستحب است که از این نماز ـ چنانچه از محل عدول نگذشته باشد ـ به نماز‏‎ ‎‏قضا عدول نماید، بلکه ترک احتیاط پیشین و ترک عدول به نماز قضا سزاوار نیست.‏

‏مسأله 14 ـ ‏‏خواندن نمازهاى مستحبى براى کسى که نماز قضا به گردن دارد، بنابر اقوى‏‎ ‎‏جایز است، چنان که خواندن نمازهاى مستحبى بعد از داخل شدن وقت، قبل از خواندن‏‎ ‎‏نماز واجب (آن وقت) هم جایز است.‏

‏مسأله 15 ـ ‏‏خواندن نماز قضا به جماعت جایز است ـ چه امام جماعت، نماز قضا‏‎ ‎‏بخواند یا نماز ادا ـ بلکه جماعت خواندن آن مستحب است و لازم نیست که نماز امام‏‎ ‎‏جماعت و مأموم یکى باشد.‏

‏مسأله 16 ـ ‏‏بر ولىّ میّت که پسر بزرگ تر باشد، واجب است نمازهاى پدرش را که‏‎ ‎‏به خاطر عذرى از قبیل خواب و فراموشى و مانند این ها فوت شده، قضا نماید. و مادر‏‎ ‎‏ملحق به پدر نمى شود اگرچه احوط (استحبابى) است. و بنابر اقوى فرقى نیست که ترک‏‎ ‎‏نماز از روى عمد باشد یا غیر عمد. البته کسى که نماز را به عنوان سرکشى بر مولا نخوانده‏‎ ‎‏باشد، بعید نیست که ملحق نشود، اگرچه احتیاط آن است که آن هم ملحق شود، بلکه این‏‎ ‎‏احتیاط ترک نشود (و ولىّ قضاى آن را به جا آورد). و قضاى نمازهایى را که به جهت‏‎ ‎‏رعایت نکردن آنچه که در نماز معتبر است به طور باطل خوانده، ظاهراً واجب است. و‏‎ ‎‏فقط نمازهاى قضا شدۀ خود میّت (پدر) بر ولىّ واجب است نه نمازى که به واسطۀ اجاره‏‎ ‎‏و یا از جهت این که ولىّ بوده است بر او واجب شده است. و بر دخترها و بر غیر پسر‏‎ ‎‏بزرگ تر از میان پسران و بر بقیۀ خویشان، حتى مردها مثل پدر و برادر و عمو و دایى‏‎ ‎‏واجب نیست، اگرچه وجوب قضا بر مردهایشان احوط (استحبابى) است. و اگر پسر‏‎ ‎‏بزرگ تر بعد از پدرش بمیرد بر برادرى که از میان سایر برادران سنّ او از پسر بزرگ تر کمتر‏‎ ‎‏(و از دیگران بیشتر) است واجب نیست. و لازم نیست که ولىّ در وقت فوت پدر، بالغ و‏‎ ‎‏عاقل باشد، پس بر بچه هنگامى که بالغ شود و بر دیوانه وقتى که عاقل گردد واجب‏‎ ‎‏مى شود، چنان که لازم نیست که ولىّ میّت وارث او باشد، بنا بر این بر پسر بزرگ ترى که به‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 257

‏سبب کشتن پدر یا کافر بودن یا مانند این ها از ارث بردن ممنوع شده، قضاى نماز او‏‎ ‎‏واجب است. و اگر دو پسر بزرگ تر میّت هم سن باشند، قضاى نماز او بین آن ها تقسیم‏‎ ‎‏مى شود و اگر مقدار کسرى بماند (که قابل تقسیم نباشد) بر هر دو به طور واجب کفایى‏‎ ‎‏واجب است. و لازم نیست که ولىّ میّت خودش قضاى نماز پدر را بخواند، بلکه مى تواند‏‎ ‎‏کسى را اجیر نماید و شخص اجیر باید از طرف میّت نیّت کند، نه از طرف ولىّ میّت و اگر‏‎ ‎‏خود ولىّ یا غیر او نمازهاى میّت را بخوانند، باید در احکام شک و سهو، بلکه در اجزاء و‏‎ ‎‏شرایط نماز، تکلیف خودشان را به وسیلۀ اجتهاد یا تقلید رعایت کنند، نه تکلیف میّت را،‏‎ ‎‏چنان که در اصل واجب بودن قضا، در موردى که مقتضاى تقلید یا اجتهاد ولىّ با مقتضاى‏‎ ‎‏تقلید یا اجتهاد میّت مخالف باشد، ولىّ باید رعایت تکلیف خودش را بنماید.‏

‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 258

کتاب نماز (نماز استیجاری)

‏ ‏

‏نماز استیجارى‏

‏اجیر گرفتن براى نیابت از اموات نسبت به نمازهایى که از میّت فوت شده است مانند‏‎ ‎‏سایر عبادات جایز است. چنان که تبرّعاً نایب شدن از طرف آن ها جایز است. و نایب ـ چه‏‎ ‎‏اجیر باشد یا متبرّع ـ باید فعل خودش را به قصد نیابت و بدلیت از فعل منوب عنه بیاورد و‏‎ ‎‏با فعل نایب، ذمّۀ منوب عنه فارغ مى شود و تقرّب به خداوند پیدا مى کند. و ثواب این فعل‏‎ ‎‏به او (منوب عنه) مى رسد. و معتبر است که تقرب منوب عنه را قصد نماید، نه تقرّب خود‏‎ ‎‏را، و براى خودش با این عمل، تقرّبى حاصل نمى شود؛ مگر آن که در تحصیل کردن این‏‎ ‎‏تقرب براى منوب عنه (میّت) احسان کردن به او را به خاطر خداوند قصد نماید که در این‏‎ ‎‏صورت براى خود این نایب هم، قرب (به خداوند) حاصل مى شود، مانند شخصى که در‏‎ ‎‏تبرّع چنین قصدى را بنماید، و اما رسیدن ثواب به اجیر همان طور که از بعضى از اخبار‏‎ ‎‏آشکار مى شود براى محض تفضّل و لطف الهى است. و واجب است نایب در نیّت خود میّتى‏‎ ‎‏را که از او نیابت نموده است هرچند اجمالاً، مثل «میّت صاحب مال» و مانند آن تعیین کند.‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏کسى که واجبى از قبیل نماز و روزه بر عهده دارد، باید وصیت کند که براى‏‎ ‎‏به جا آوردن آن اجیر گرفته شود، مگر آن که ولیّى داشته باشد که قضاى اعمال وى بر او‏‎ ‎‏واجب باشد و مطمئن باشد که او انجام مى دهد. و در صورت وصیت به آن، بر وصىّ‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 258

‏واجب است (اجرت) این واجبات را از ثلث مال و در صورت اجازه دادن ورثۀ میّت، از‏‎ ‎‏اصل مال پرداخت نماید، و این (نماز و روزه) بر خلاف حج و واجبات مالى ـ مانند زکات‏‎ ‎‏و خمس و مظالم و کفّاره ها و مانند این ها ـ است؛ زیرا باید این ها از اصل مال پرداخت‏‎ ‎‏شوند، چه وصیت کرده باشد یا نکرده باشد، مگر آن که وصیت کرده باشد که از ثلث مال‏‎ ‎‏پرداخت شود که باید از ثلث بپردازند و چنانچه ثلث براى آن ها کافى نبود، باید زیادى را‏‎ ‎‏از اصل مال بپردازند. و اگر وصیت کند که براى او نماز و روزه قضا نمایند و از او مالى باقى‏‎ ‎‏نماند، بر وصىّ واجب نیست که خودش آن ها را قضا نماید و یا از مال خود اجیر بگیرد و‏‎ ‎‏براى فرزند میّت ـ مرد باشد یا زن ـ احتیاط (مستحب) آن است در صورتى که میّت‏‎ ‎‏وصیت آن را به او کرده باشد و موجب حرج براى فرزند نباشد، خودش به جا آورد، البته‏‎ ‎‏قضاى آنچه از میّت فوت شده بر ولیّش واجب است که یا خودش قضا نماید و یا از مال‏‎ ‎‏خودش اجیر بگیرد، اگرچه میت، وصیتى به آن نکرده باشد، همان طور که گذشت.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر کسى خود را براى نماز یا روزه یا حج، اجیر دیگرى کرده باشد و قبل از‏‎ ‎‏انجام آن ها بمیرد، چنانچه شرط شده که خودش انجام دهد، اجاره نسبت به آنچه بر عهدۀ‏‎ ‎‏وى باقى مانده باطل است و اگر مال الاجاره را گرفته باشد ذمّه اش به این مال مشغول‏‎ ‎‏است، که باید از ترکۀ او پرداخت شود. و اگر شرط نشده که خودش انجام دهد، واجب‏‎ ‎‏است که از ترکۀ او ـ در صورت داشتن ترکه ـ اجیر بگیرند وگرنه (اگر ترکه اى نداشته‏‎ ‎‏باشد) بر ورثۀ او واجب نیست، مانند سایر بدهکارى هاى او در فرض نداشتن ترکه.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏در اجیر شرط است که به اجزاء و شرایط نماز و چیزهایى که منافات با نماز‏‎ ‎‏دارد و احکام خلل (نواقص و زوائد) و غیر این ها ـ از راه اجتهاد یا تقلید صحیح ـ آشنا‏‎ ‎‏باشد. البته بعید نیست که اجیر گرفتن شخصى که اجتهاد و تقلید نمى کند، ولى به کیفیت‏‎ ‎‏احتیاط آشنا است و به احتیاط عمل مى کند جایز باشد.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏عادل بودن اجیر شرط نیست، بلکه امین بودن او به طورى که اطمینان‏‎ ‎‏حاصل شود که آن را به طرز صحیح انجام مى دهد، کفایت مى کند. و آیا بلوغ در اجیر معتبر‏‎ ‎‏است، تا اجیر گرفتن بچۀ ممیّز و نایب شدن او صحیح نباشد، اگرچه معلوم باشد که عمل‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 259

‏را به طور صحیح انجام مى دهد؟ بعید نیست که بلوغ معتبر نباشد، هرچند احتیاط‏‎ ‎‏(مستحب) اعتبار آن است.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اجیر نمودن صاحبان عذر ـ مانند کسى که از ایستادن ناتوان است ـ با این که‏‎ ‎‏غیر او وجود دارد، جایز نیست، بلکه اگر براى کسى که اجیر شده (بعد از اجیر شدن)‏‎ ‎‏ناتوانى پیدا شود، باید تا برطرف شدن آن صبر کند و اگر وقت تنگ شود (و عذر برطرف‏‎ ‎‏نشده باشد)، اجاره فسخ مى شود، بلکه احتیاط (واجب) آن است که اجیر نمودن صاحب‏‎ ‎‏جبیره و کسى که وظیفه اش تیمّم است، جایز نیست.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر براى اجیر سهو یا شکى پیدا شود، باید به حکم آن، بر طبق اجتهاد یا‏‎ ‎‏تقلید خودش عمل کند، اگرچه با مقتضاى اجتهاد یا تقلید میّت مخالف باشد. چنان که اگر‏‎ ‎‏اجیر شده است که عمل را به طور صحیح انجام دهد، بر او واجب است که نماز را طبق‏‎ ‎‏مقتضاى تکلیف و اعتقاد خودش که برخاسته از اجتهاد یا تقلید است بخواند و اگر در‏‎ ‎‏اجاره براى او کیفیت مخصوصى تعیین شود که اجیر عمل را به این کیفیت باطل مى داند،‏‎ ‎‏احتیاط (واجب) آن است که خود را براى آن اجیر ننماید.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏جایز است هر یک از مرد و زن براى دیگرى (مرد براى به جا آوردن قضاى‏‎ ‎‏اعمال زن و برعکس) اجیر شود و در بلند و آهسته خواندن و پوشش نماز و شرایط لباس،‏‎ ‎‏باید حال خود نایب رعایت شود نه کسى که از او نیابت مى شود (میّت)، پس مرد در‏‎ ‎‏نمازهایى که باید بلند بخواند، بلند مى خواند و به مانند زن خود را نمى پوشاند، اگرچه نایب‏‎ ‎‏از زن باشد. و زن در نمازهایى که باید بلند خوانده شود بین بلند و آهسته خواندن مخیّر است‏‎ ‎‏و پوشش به همان گونه که براى زن هست، بر او واجب است اگرچه نایب از مرد باشد.‏

‏مسأله 8 ـ ‏‏قبلاً دانستى که واجب نبودن ترتیب به طور کلّى در قضاى نماز خصوصاً در‏‎ ‎‏جایى که به کیفیت فوت نماز جاهل باشد، خالى از قوّت نیست، بنا بر این اجیرنمودن عده اى‏‎ ‎‏براى قضاى نمازهاى یک نفر جایز است و تعیین وقت براى آن ها واجب نیست و براى‏‎ ‎‏آنان جایز است در یک وقت نمازها را قضا نمایند، مخصوصاً اگر بدانند میّت، چگونگى‏‎ ‎‏فوت شدن نمازها را نمى دانسته و یا نسبت به حال میّت در این زمینه، اطّلاعى نداشته باشند.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 260

‏مسأله‏‏ ‏‏9 ـ ‏‏براى اجیر جایز نیست بدون اذن مستأجر، شخص دیگرى را براى آن عمل‏‎ ‎‏اجیر نماید. البته اگر قبول کرده باشد که کار را انجام دهد، بدون آن که خودش را براى عمل‏‎ ‎‏اجیر نموده باشد، جایز است دیگرى را براى آن اجیر نماید، لکن در این صورت بنابر‏‎ ‎‏احتیاط (واجب) نباید این اجیر را به کمتر از آن اجرتى که براى آن کار معیّن شده است‏‎ ‎‏اجیر نماید، مگر آن که خودش مقدارى از کار را ـ اگرچه کم باشد ـ انجام داده باشد.‏

‏مسأله 10 ـ ‏‏اگر براى اجیر وقت و مدّتى معیّن شود و اجیر در آن مدت کارى انجام‏‎ ‎‏ندهد یا آن کار را تمام نکند، حق ندارد بعد از آن مدت آن را انجام دهد، مگر آن که از‏‎ ‎‏مستأجر اذن بگیرد و اگر (بدون اذن گرفتن) انجام دهد، مانند شخص تبرّع کننده مستحقّ‏‎ ‎‏اجرت نمى شود. البته اگر قرار انجام عمل در وقت معیّن به عنوان شرط بوده است (که‏‎ ‎‏اجیر عمل را انجام دهد و علاوه بر آن شرطى هم داشته که انجام آن در مدت معیّنى باشد)‏‎ ‎‏اگر اجیر تخلّف کند (و بعد از آن مدت انجام دهد) مستحقِ همان اجرتى که معیّن شده‏‎ ‎‏مى شود، ولى اجیر کننده حق فسخ کردن اجاره را به خاطر تخلّف شرط دارد، پس اگر فسخ‏‎ ‎‏نماید، اجرتى را که اجیر گرفته از او پس مى گیرد و اجیر استحقاق اجرت المثل را دارد.‏

‏مسأله 11 ـ ‏‏اگر بعد از عمل معلوم شود اجاره باطل بوده است، اجیر براى کارش استحقاق‏‎ ‎‏اجرت المثل را دارد. و همچنین است اگر اجاره به خاطر مغبون شدن یا غیر آن فسخ شود.‏

‏مسأله 12 ـ ‏‏اگر کیفیت مخصوصى در عمل از حیث به جا آوردن مستحبات تعیین نشود‏‎ ‎‏و انصرافى هم نباشد (یعنى طورى نباشد که اگر تعیین هم نکند، خود به خود فهمیده‏‎ ‎‏مى شود که مثلاً فلان عمل مستحبى همراه آن هست و یا نیست) واجب است مستحبات‏‎ ‎‏متعارف را مثل قنوت و تکبیر رکوع و مانند این ها را به جا آورد.‏

‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 261

کتاب نماز (نماز جمعه)

‏ ‏

‏نماز جمعه‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏نماز جمعه در این زمان ها (یعنى عصر غیبت حضرت صاحب العصر عجل‏‎ ‎‏الله تعالى فرجه الشریف) به نحو تخییر بین آن و نماز ظهر واجب است و خواندن نماز‏‎ ‎‏جمعه افضل و خواندن نماز ظهر احوط است و احتیاط بیشتر خواندن هر دوى آن ها‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 261

‏است، بنا بر این کسى که نماز جمعه را بخواند، بنابر اقوى نماز ظهر از او ساقط مى شود،‏‎ ‎‏لکن احتیاط (مستحب) آن است که بعد از نماز جمعه، نماز ظهر را بخواند. و نماز جمعه‏‎ ‎‏ـ مانند نماز صبح ـ دو رکعت است.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏کسى که نماز جمعه را به امام جمعه اقتدا کرده (و خوانده است) مى تواند‏‎ ‎‏نماز عصر را به همان امام اقتدا کند، ولى اگر بخواهد احتیاط کند باید پس از اقتدا نمودن‏‎ ‎‏(در نماز جمعه و عصر) نماز ظهر و عصر را اعاده کند، مگر آن که امام بعد از نماز جمعه و‏‎ ‎‏قبل از نماز عصر، احتیاطاً نماز ظهر را ادا کند و مأموم نیز چنین نماید، که اقتدا کردن به این‏‎ ‎‏امام در نماز عصر جایز است و احتیاط به آن حاصل مى شود.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏در همان نماز ظهرى که احتیاطاً خوانده مى شود، اقتدا کردن (و به جماعت‏‎ ‎‏خواندن) جایز است، بنا بر این وقتى که نماز جمعه را خواندند، براى آنان جایز است‏‎ ‎‏احتیاطاً نماز ظهر را با جماعت بخوانند. و کسى که نماز جمعه را نخوانده اگر (نماز ظهرش‏‎ ‎‏را) به نماز ظهر احتیاطى امام اقتدا کند، براى او اکتفاى به آن جایز نیست، بلکه واجب‏‎ ‎‏است که نماز ظهر را اعاده کند.‏

‏شرایط نماز جمعه‏

‏و آن ها امورى است:‏‏ اول: ‏‏عدد (نمازگزاران) است و حداقلّ آن پنج نفر است که یکى‏‎ ‎‏از آن ها امام مى باشد، بنا بر این نماز جمعه با کمتر از پنج نفر واجب نمى شود و منعقد هم‏‎ ‎‏نمى گردد و گفته شده که حداقلّ آن هفت نفر است، و اشبه آن است که ما ذکر کردیم،‏‎ ‎‏بنا بر این اگر هفت نفر و بیشتر جمع شوند، فضیلت مؤکّدترى پیدا مى کند.‏

‏دوم: ‏‏دو خطبه است و این دو خطبه مانند اصل نماز واجب مى باشد و بدون آن ها، نماز‏‎ ‎‏جمعه منعقد نمى گردد.‏

‏سوم: ‏‏جماعت است، بنا بر این نماز جمعه به صورت فرادا صحیح نیست.‏

‏چهارم: ‏‏آن که نماز جمعۀ دیگرى در فاصلۀ کمتر از سه میلى این نماز جمعه نباشد،‏‎ ‎‏بنا بر این اگر بین دو نماز جمعه سه میل فاصله باشد، هر دو نماز صحیح است. و معیار،‏‎ ‎‏فاصله اى است که بین دو نماز جمعه است، نه فاصله میان دو شهرى که نماز جمعه در‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 262

‏آن ها منعقد مى شود، بنا بر این اقامۀ چند نماز جمعه در شهرهاى بزرگى که فرسنگ ها طول‏‎ ‎‏دارد، جایز است.‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏اگر پنج نفر براى نماز جمعه حاضر شوند، سپس در اثناى خطبه یا بعد از آن‏‎ ‎‏قبل از خواندن نماز جمعه، متفرّق شوند و برنگردند و عدد نمازگزاران به حد نصاب‏‎ ‎‏نرسد، بر همۀ آن ها واجب است که نماز ظهر را بخوانند.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر در اثناى خطبۀ نماز جمعه متفرّق شوند، سپس برگردند چنانچه بعد از‏‎ ‎‏آن که مقدار واجب خطبه تحقق یافته است متفرّق شوند، ظاهر این است که اعادۀ خطبه‏‎ ‎‏واجب نباشد، ولو این که مدت تفرّق آن ها طول بکشد، چنان که همین طور است اگر بعد از‏‎ ‎‏خطبه متفرّق شوند، سپس برگردند (اعادۀ خطبه لازم نیست). و اگر قبل از تحقق مقدار‏‎ ‎‏واجب خطبه، متفرّق شده باشند، پس اگر به عنوان این که از خواندن نماز جمعه صرف نظر‏‎ ‎‏کرده اند، متفرّق شده اند احتیاط (واجب) آن است که مطلقا خطبه از نو خوانده شود و اگر‏‎ ‎‏براى عذرى، مانند باران مثلاً، متفرّق شوند، چنانچه تفرّق به حدّى طول بکشد که به‏‎ ‎‏وحدت (یکى بودن) عرفى خطبه ضررى برساند، ظاهر آن است که باید خطبه از نو‏‎ ‎‏خوانده شود وگرنه بنا را بر همان خطبه مى گذارند و صحیح است.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏اگر بعضى از آن ها، قبل از به جا آوردن مقدار مسمّاى واجب خطبه، از آن‏‎ ‎‏صرف نظر کرده، بدون آن که زمان زیادى (که به وحدت خطبه مضر است) طول بکشد‏‎ ‎‏برگردد، چنان که امام در نبود او ساکت بوده، از همان جا که ساکت شده است مشغول‏‎ ‎‏مى شود و اگر امام (در نبود او) خطبه را ادامه داده و او هم خطبه را نشنیده از همان جا که او‏‎ ‎‏غایب بوده و آن را درک نکرده، باید اعاده نماید. و اگر برنگردد مگر بعد از زمان طولانى که‏‎ ‎‏به وحدت عرفى آن ضرر برساند باید خطبه را اعاده کند. و اگر او برنگردد و دیگرى بیاید،‏‎ ‎‏در هر حال (چه فاصله میان رفتن او و آمدن دیگرى زیاد باشد و چه کم) باید از نو خطبه‏‎ ‎‏خوانده شود.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر عدد نمازگزاران نماز جمعه بیشتر از حد نصاب باشد، متفرّق شدن‏‎ ‎‏بعضى از آن ها مطلقا در صورتى که به اندازۀ حد نصاب باقى بمانند، ضررى نمى رساند.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 263

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر امام داخل نماز شود و بقیه قبل از گفتن تکبیر، متفرّق شوند و به جز امام‏‎ ‎‏کسى باقى نماند ظاهر این است که نماز جمعه منعقد نمى شود و آیا امام مى تواند به نماز‏‎ ‎‏ظهر عدول کند، یا این که همان را به عنوان ظهر تمام کند بدون آن که نیّت عدول نماید،‏‎ ‎‏بلکه بعد از آن که نماز جمعه منعقد نشد (خودبه خود) همان نماز، نماز ظهر مى باشد، و‏‎ ‎‏آن را چهار رکعتى تمام مى کند، مورد اشکال است و احتیاط (مستحب) آن است که نیّت‏‎ ‎‏عدول کند و آن را تمام نماید، سپس نماز ظهر را بخواند و احتیاط بیشتر از آن این است که‏‎ ‎‏همان نماز را به عنوان نماز جمعه تمام کند سپس نماز ظهر را بخواند، اگرچه اقرب آن‏‎ ‎‏است که این نماز باطل است، بنا بر این جایز است دست از آن بردارد و نماز ظهر بخواند.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر عدد (حداقلّ مأمومین نماز جمعه)؛ یعنى چهار نفر با امام جماعت ـ ولو‏‎ ‎‏با گفتن الله اکبر ـ داخل نماز جمعه بشوند، ولو این که یک نفرشان باقى بماند، بنابر قولى که‏‎ ‎‏معروف مى باشد، واجب است که نماز را تمام کنند، ولى اشبه آن است که باطل باشد؛ چه‏‎ ‎‏امام تنها بماند و بقیه یا بعضى از آن ها پراکنده شوند، یا امام جدا شود و بقیه یا بعضى از‏‎ ‎‏آن ها باقى بمانند و چه یک رکعت خوانده باشند یا کمتر. لکن ترک احتیاط به این که نماز‏‎ ‎‏جمعه را تمام کنند، سپس نماز ظهر را بخوانند سزاوار نیست. البته بعید نیست در وقتى که‏‎ ‎‏بعضى از آن ها در پایان رکعت دوم، بلکه بعد از رکوع رکعت دوم پراکنده شوند، نماز‏‎ ‎‏جمعه صحیح باشد واحتیاط نمودن به این ترتیب که علاوه بر این، بعد از نماز جمعه نماز‏‎ ‎‏ظهر خوانده شود، سزاوار نیست که ترک شود.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏در هر یک از دو خطبه حمد خداوند واجب است، و احتیاط (واجب) آن‏‎ ‎‏است که پس از آن خداى تعالى را ثنا گوید (و مدح کند) و احتیاط (مستحب) آن است که‏‎ ‎‏حمد خدا با لفظ جلاله «الله » باشد، اگرچه اقوى آن است که حمد خداى تعالى با هر چه که‏‎ ‎‏حمد او شمرده مى شود، جایز است. و صلوات فرستادن بر پیغمبر ‏‏صلى الله علیه و آله وسلم‏‏در خطبۀ اول بنابر‏‎ ‎‏احتیاط (واجب) و در خطبۀ دوم بنابر اقوى واجب است. و سفارش به تقواى خداوند‏‎ ‎‏متعال در خطبۀ دوم بنابر احتیاط (واجب) و در خطبۀ اول بنابر اقوى واجب مى باشد. و‏‎ ‎‏بنابر احتیاط (واجب) در خطبۀ دوم و بنابر اقوى در خطبۀ اول واجب است سورۀ کوچکى‏‎ ‎‏بخواند. و احوط اولى این است که در خطبۀ دوم بعد از صلوات بر پیغمبر ‏‏صلى الله علیه و آله وسلم‏‏ بر ائمۀ‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 264

‏مسلمین ‏‏علیهم السلام‏‏صلوات بفرستد و براى مؤمنین و مؤمنات طلب مغفرت نماید و بهتر آن‏‎ ‎‏است که بعضى از خطبه هایى را که به امیر المؤمنین ـ سلام الله علیه ـ منسوب است یا از‏‎ ‎‏اهل بیت عصمت ‏‏علیهم السلام‏‏رسیده است، اختیار نماید.‏

‏مسأله 8 ـ ‏‏احتیاط (واجب) آن است که حمد و صلوات را در خطبه با زبان عربى‏‎ ‎‏بیاورد، اگرچه خطیب و شنونده عرب زبان نباشند، و اما موعظه و سفارش نمودن به‏‎ ‎‏تقواى خداى متعال، بنابر اقوى به غیر عربى جایز است، بلکه احتیاط (واجب) آن است که‏‎ ‎‏موعظه و این گونه امور همچون بیان مصالح مسلمین به زبان شنونده ها باشد و اگر‏‎ ‎‏شنوندگان از نظر زبان مختلف باشند، خطیب بین زبان هاى مختلف جمع نماید. البته اگر‏‎ ‎‏تعداد نمازگزاران بیشتر از حد نصاب نماز جمعه باشد، جایز است که به زبان حد نصاب‏‎ ‎‏اکتفا نماید، لکن احتیاط (مستحب) آن است که بقیۀ شنوندگان را به زبان خودشان‏‎ ‎‏موعظه نماید.‏

‏مسأله 9 ـ ‏‏براى امام جمعه که خطبه مى خواند سزاوار است در ضمن خطبه اش آنچه‏‎ ‎‏را که از مصالح دینى و دنیایى مسلمین است بیان کند و آن ها را از حوادث و اخبارى که در‏‎ ‎‏کشورهاى مسلمان و دیگر کشورها مى گذرد که در آن ها نفع و ضرر مسلمین مطرح است،‏‎ ‎‏آگاه نماید و مطالبى را که مسلمانان در زندگى دنیا و آخرت و در شؤون سیاسى و اقتصادى‏‎ ‎‏از امورى که در استقلال و کیان آن ها و در کیفیت روابط و رفتار آن ها با سایر ملل مؤثر‏‎ ‎‏است، بازگو کند. و مسلمین را از دخالت دولت هاى ظالم استعمارگر در امور مسلمین،‏‎ ‎‏مخصوصاً در امور سیاسى و اقتصادى آن ها که به استعمار و استثمارشان کشانده مى شود‏‎ ‎‏بر حذر دارد. خلاصه نماز جمعه و دو خطبه اش از مواقف بزرگ براى مسلمین است، مثل‏‎ ‎‏مواقف بزرگ دیگر همچون حج و مواقفى که در حج وجود دارد و عید فطر و عید قربان و‏‎ ‎‏غیر این ها، اما متأسّفانه مسلمین از وظایف مهمّ سیاسى در نماز جمعه و غیر آن از مواقف‏‎ ‎‏سیاسى اسلام غفلت داده شده اند و حال آن که اسلام با تمام شؤونش دین سیاست است و‏‎ ‎‏این مطلب براى هر کسى که مختصر تدبّرى در احکام حکومتى و سیاسى واجتماعى و‏‎ ‎‏اقتصادى اسلام داشته باشد، آشکار مى شود، پس هر که خیال کند که دین از سیاست جدا‏‎ ‎‏است، نادان است که نه اسلام را شناخته و نه سیاست را.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 265

‏مسأله 10 ـ ‏‏خواندن هر دو خطبه قبل از زوال خورشید (ظهر شرعى) به طورى که وقتى‏‎ ‎‏از خطبه ها فارغ مى شود ظهر داخل شده باشد، جایز است و احتیاط (مستحب) آن است‏‎ ‎‏که در وقت ظهر آن ها را بخواند.‏

‏مسأله 11 ـ ‏‏واجب است که هر دو خطبه، قبل از نماز جمعه باشند، پس اگر نماز را قبل‏‎ ‎‏از خطبه ها بخواند باطل است. و واجب است در صورتى که وقت باقى است، بعد از آن دو‏‎ ‎‏خطبه، نماز را (دوباره) بخواند و ظاهر این است که اگر از روى سهو یا ندانستن مسأله،‏‎ ‎‏نماز را قبل از خطبه ها خوانده باشد، اعادۀ خطبه ها واجب نیست، پس نماز را بعد از‏‎ ‎‏خطبه ها به جا مى آورد. و اگر گفته شود در صورتى که نماز را نه از روى علم و عمد، قبل از‏‎ ‎‏خطبه ها خوانده باشد، اعادۀ نماز هم بعد از خطبه ها واجب نیست، این گفته، وجهى‏‎ ‎‏(ودلیلى) دارد.‏

‏مسأله 12 ـ ‏‏واجب است خطیب در وقت خواندن خطبه ایستاده باشد و باید خطیب و‏‎ ‎‏امام یکى باشد، پس اگر خطیب نتواند بایستد، باید دیگرى خطبه بخواند و همان کسى که‏‎ ‎‏خطبه خوانده امامت نماز جمعه را خود بر عهده بگیرد. و اگر غیر از همین شخصى که از‏‎ ‎‏ایستادن عاجز است کس دیگرى نباشد، ظاهر این است وظیفه شان به نماز ظهر منتقل‏‎ ‎‏مى شود (و باید نماز ظهر خوانده شود). البته اگر نماز جمعه به صورت تعیینى واجب باشد‏‎ ‎‏باید کسى که نمى تواند بایستد، خطبه را نشسته بخواند، و احتیاط (مستحب) آن است که‏‎ ‎‏بعد از نماز جمعه، نماز ظهر هم به جا آورده شود. و واجب است خطیب بین دو خطبه با‏‎ ‎‏کمى نشستن، فاصله بیندازد.‏

‏مسأله 13 ـ ‏‏احتیاط (واجب) ـ اگر اقوا نباشد ـ آن است که خطیب در وقت خواندن‏‎ ‎‏خطبه، صدایش را بلند کند تا عدد (نصاب نماز جمعه) آن را بشنوند، بلکه ظاهر این است‏‎ ‎‏که آهسته خواندن آن جایز نباشد، بلکه بدون اشکال جایز نیست که موعظه و سفارش به‏‎ ‎‏تقوى الله ، آهسته باشد و سزاوار است صدایش را بلند کند تا همۀ حاضرین بشنوند، بلکه‏‎ ‎‏احوط (استحبابى) است ـ یا این که اگر جمعیّت زیاد است، خطبه ها را با بلندگوها بخواند ـ‏‎ ‎‏تا موعظه و تشویق به حسنات و ترساندن از سیّئات و مسائل مهمّ به آن ها برسد.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 266

‏مسأله 14 ـ ‏‏احتیاط (واجب) بلکه اوجه این است که واجب است حاضرین به خطبه ها‏‎ ‎‏گوش کنند، بلکه احتیاط (مستحب) آن است که سکوت کنند و بین خطبه سخن نگویند،‏‎ ‎‏اگرچه اقوى آن است که سخن گفتن کراهت دارد، اما اگر حرف زدن موجب ترک گوش‏‎ ‎‏کردن و از بین رفتن فایدۀ خطبه شود، ترک آن لازم است و احتیاط بهتر آن است که‏‎ ‎‏شنونده ها در حال خطبه خواندن خطیب، رو به امام بنشینند و بیشتر از آن مقدارى که در‏‎ ‎‏نماز جایز است، به این طرف و آن طرف روى نگردانند. و (احتیاط بهتر آن است که) امام‏‎ ‎‏در حال خطبه از حدث و خبث طاهر باشد و همچنین است شنونده ها، و احتیاط بهتر براى‏‎ ‎‏امام آن است که در بین خطبه چیزى که مربوط به خطبه نیست نگوید. و حرف زدن بعد از‏‎ ‎‏دو خطبه تا وارد شدن به نماز اشکال ندارد. و سزاوار است که خطیب خوش بیان باشد و با‏‎ ‎‏تعبیرهاى رسا، بدون پیچیدگى، مقتضاى حال را رعایت کند و به آنچه که بر مسلمین در‏‎ ‎‏تمام نواحى جهان مخصوصاً منطقۀ خودش مى گذرد شناخت داشته باشد و مصالح اسلام‏‎ ‎‏و مسلمین را بداند، با شجاعت باشد که در راه خدا از ملامت هیچ سرزنش کننده اى نترسد‏‎ ‎‏و در اظهار حق و ابطال باطل بر اساس مقتضیات و ظروف خاص، صراحت داشته باشد و‏‎ ‎‏آنچه را که موجب تأثیر کلامش در قلب هاى مردم مى شود مراعات کند ـ از قبیل مواظبت‏‎ ‎‏نمودن بر اوقات نمازها و ملبّس بودن به لباس صُلحا واولیا وکارهایش با نصایح و‏‎ ‎‏تشویق ها و انذارهایش موافق باشد ـ و از چیزهایى که موجب بى ارزش شدن او و‏‎ ‎‏حرف هایش مى شود، حتى از زیاد حرف زدن و شوخى کردن و حرف هاى بى فایده‏‎ ‎‏اجتناب نماید و همۀ این ها خالصاً براى خداى متعال و به خاطر اعراض (روگردانى) از‏‎ ‎‏علاقۀ به دنیا و ریاست باشد، ـ زیرا حبّ دنیا سرمنشأ هر گناه است ـ تا این که کلامش در‏‎ ‎‏قلب ها اثر کند. و مستحب است که در زمستان و تابستان عمامه بگذارد و ردایى از برد‏‎ ‎‏یمنى یا عدنى بر دوش بگیرد و زینت کند و تمیزترین لباسش را بپوشد و عطر بزند و با‏‎ ‎‏آرامش و وقار باشد و وقتى بالاى منبر رفت (به حاضرین) سلام کند و رو به مردم نماید و‏‎ ‎‏مردم هم رو به او باشند، و به چیزى مانند کمان یا عصا یا شمشیر تکیه کند و قبل از خطبه تا‏‎ ‎‏تمام شدن اذان مؤذّن ها روى منبر بنشیند.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 267

‏مسأله 15 ـ ‏‏قبلاً گذشت که بین دو نماز جمعه، سه میل فاصله بودن معتبر است، پس اگر‏‎ ‎‏دو نماز جمعه در کمتر از این حد لازم اقامه شود، چنانچه هم زمان باشند، هر دو باطل‏‎ ‎‏مى شوند و اگر یکى از آن ها ولو با گفتن تکبیرة الاحرام جلوتر اقامه شود، نماز جمعۀ بعدى‏‎ ‎‏باطل مى شود، چه نمازگزاران بدانند که نماز جمعه اى قبل از این نماز اقامه شده یا ندانند،‏‎ ‎‏و نماز جمعۀ قبلى صحیح مى باشد، چه نمازگزاران بدانند که نماز جمعۀ دیگرى بعد از این‏‎ ‎‏اقامه مى شود یا نه. و معیار در صحیح بودن نماز جمعه، مقدم بودن خود نماز است نه‏‎ ‎‏خطبه، بنا بر این اگر یکى از دو نماز جمعه در خطبه جلوتر باشد و دیگرى نمازش جلوتر‏‎ ‎‏باشد، نماز جمعه اى که شروع نمازش متأخر از نماز دیگرى بوده باطل مى باشد.‏

‏مسأله 16 ـ ‏‏احتیاط (مستحب) آن است که وقتى مى خواهند در جایى نماز جمعه اقامه‏‎ ‎‏نمایند، احراز شود که نماز جمعۀ دیگرى در آن جا در کمتر از حد معتبر، هم زمان یا قبل از‏‎ ‎‏آن، منعقد نمى شود، اگرچه اشبه آن است که انعقاد نماز جمعه مادامى که احراز نشده نماز‏‎ ‎‏جمعۀ دیگرى هم زمان یا جلوتر از آن اقامه شده، جایز و صحیح مى باشد، بلکه ظاهر این‏‎ ‎‏است که اگر انعقاد نماز جمعۀ دیگرى معلوم باشد، ولى در هم زمان یا جلوتر بودن آن شک‏‎ ‎‏باشد، انعقاد نماز جمعه جایز است.‏

‏مسأله 17 ـ ‏‏اگر بعد از فارغ شدن از نماز بدانند که نماز جمعۀ دیگرى منعقد شده است‏‎ ‎‏و هر یک از دو جماعت نمازگزار احتمال جلو و عقب بودن نماز را بدهند ظاهر این است‏‎ ‎‏که اعاده بر هیچ یک از دو جماعت واجب نیست، نه به عنوان جمعه و نه به عنوان ظهر‏‎ ‎‏ـ اگرچه وجوب اعاده احوط (استحبابى) است ـ  و بر گروهى که در هیچ یک از دو نماز‏‎ ‎‏جمعه شرکت نداشته اند، در صورتى که بخواهند نماز جمعۀ سومى تشکیل دهند احراز‏‎ ‎‏نمودن این که هر دو نماز جمعۀ گذشته، باطل بوده است واجب است و با احتمال صحّت‏‎ ‎‏یکى از دو نماز، اقامۀ نماز جمعۀ دیگرى جایز نیست.‏

‏کسى که نماز جمعه بر او واجب است‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏در وجوب نماز جمعه امورى شرط است: مکلف بودن و مرد بودن و آزاد‏‎ ‎‏بودن و در حضر بودن (مسافر نبودن) و سالم بودن از نابینایى و بیمارى و این که پیرمردى‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 268

‏سالخورده نباشد و این که بین او و محل اقامۀ نماز جمعه، بیشتر از دو فرسخ نباشد، پس‏‎ ‎‏اگر گفتیم که نماز جمعه وجوب تعیینى دارد، بر این ها رفتن به نماز جمعه واجب نیست و‏‎ ‎‏اگرچه حضور براى این ها بدون حرج بوده و مشقّتى در آن نباشد نماز جمعه بر اینان‏‎ ‎‏واجب نیست.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏همۀ این ها اگر اتفاقاً در نماز جمعه حاضر شوند و یا با زحمت در آن‏‎ ‎‏شرکت نمایند، نمازشان صحیح است و از نماز ظهر کفایت مى کند و همچنین است هر‏‎ ‎‏کسى که به خاطر مانعى ـ مانند باران یا سرماى شدید یا نداشتن پا و مانند این ها از‏‎ ‎‏چیزهایى که حضور در نماز جمعه با آن موجب حرج بر او است ـ اجازۀ ترک جمعه به او‏‎ ‎‏داده شده. البته نماز جمعه از دیوانه صحیح نیست، ونماز بچه صحیح است ولى تکمیل‏‎ ‎‏عدد نصاب نماز جمعه با بچه جایز نیست و همچنین نماز جمعه تنها با بچه ها‏‎ ‎‏منعقد نمى شود.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏براى مسافر جایز است در نماز جمعه شرکت کند واز او منعقد مى شود و از‏‎ ‎‏نماز ظهر کفایت مى کند، لکن اگر مسافرین بخواهند بدون تبعیّت از حاضرین، نماز جمعه‏‎ ‎‏اقامه نمایند، منعقد نمى شود و بر آنان نماز ظهر واجب است. و اگر مسافرین قصد اقامه‏‎ ‎‏(ده روز) کنند، جایز است که نماز جمعه را اقامه نمایند. و جایز نیست که مسافر عدد‏‎ ‎‏نصاب نماز جمعه را تکمیل کند.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏براى زن جایز است در نماز جمعه شرکت کند و از او صحیح است و از‏‎ ‎‏نماز ظهر کفایت مى کند در صورتى که عدد نصاب نماز جمعه ـ یعنى پنج نفر ـ مرد باشند،‏‎ ‎‏اما اقامۀ نماز جمعه براى خود زنان یا این که زنان جزء پنج نفر باشند، جایز نیست و نماز‏‎ ‎‏جمعه به جز با مردان منعقد نمى شود.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏همچنان که نماز جمعه بر اهالى شهرها و نواحى واجب است بر روستاها‏‎ ‎‏وحومه ها هم با کامل بودن شرایط واجب مى باشد، و همچنین بر چادرنشینان و‏‎ ‎‏بیابان نشین ها در صورتى که آن جا را محل سکونت خود قرار داده باشند واجب است.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏نماز جمعه از خنثاى مشکل صحیح است و صحیح نیست او را امام قرار‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 269

‏دهند و یا با او عدد نصاب را تکمیل نمایند، پس اگر عدد نصاب جز با او تکمیل نشود،‏‎ ‎‏نماز جمعه منعقد نمى شود، و نماز ظهر واجب است.‏

‏وقت نماز جمعه‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏وقت نماز جمعه با زوال خورشید (ظهر شرعى) داخل مى شود، پس وقتى‏‎ ‎‏که ظهر شد خواندن نماز جمعه واجب مى شود، بنا بر این وقتى که امام از خواندن دو خطبه‏‎ ‎‏هنگام ظهر فارغ شود و شروع در نماز جمعه نماید صحیح است. و اما آخر وقت آن به طورى‏‎ ‎‏که با گذشت آن نماز جمعه فوت شود، مورد اختلاف و اشکال است و احتیاط (واجب) آن است‏‎ ‎‏که از اوائل عرفى ظهر تأخیر نیفتد و اگر از این وقت تأخیر افتاد، احتیاط (مستحب)‏‎ ‎‏آن است که نماز ظهر را انتخاب کنند، گرچه بعید نیست که وقت نماز جمعه تا وقتى که سایۀ‏‎ ‎‏انسان معمولى به اندازۀ دو قدم (از پاشنۀ پا تا نوک انگشتان) برسد، امتداد داشته باشد.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏در صورتى که وجوب نماز جمعه تعیینى باشد، طول دادن خطبۀ نماز جمعه‏‎ ‎‏به اندازه اى که وقت نماز جمعه فوت شود جایز نیست، پس اگر چنین کند گناه کرده است‏‎ ‎‏و نماز ظهر واجب است، چنان که در همین فرض، اگر وجوب تخییرى باشد، نماز ظهر‏‎ ‎‏واجب مى شود، و نماز جمعه با فوت شدن وقتش قضا ندارد.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏اگر داخل نماز جمعه شوند و وقت نماز بگذرد، چنانچه یک رکعت آن را در‏‎ ‎‏وقت خوانده باشند، نماز جمعه صحیح است وگرنه بنابر اشبه باطل است و احتیاط‏‎ ‎‏(مستحب) آن است که به عنوان نماز جمعه تمام کنند، سپس نماز ظهر را بخوانند. و اگر‏‎ ‎‏عمداً تا بقاى وقت به مقدار یک رکعت خواندن، نماز را تأخیر بیندازند، چنانچه بگوییم‏‎ ‎‏نماز جمعه وجوب تعیینى دارد گناه کرده اند، ولى نمازشان صحیح است و اگر بگوییم‏‎ ‎‏وجوب تخییرى دارد ـ چنان که اقوى همین است ـ احتیاط (واجب) آن است که نماز ظهر‏‎ ‎‏را بخوانند، بلکه در فرض اول (تأخیر غیر عمدى) هم بنابر قول به وجوب تخییرى آن،‏‎ ‎‏احتیاط ترک نشود به این که نماز ظهر بخوانند.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر یقین کند که براى حداقلّ واجب از دو خطبه و دو رکعت سبک (و‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 270

‏مختصر) نماز جمعه وقت هست، بین نماز جمعه و نماز ظهر مخیّر است و اگر یقین کند که‏‎ ‎‏وقت براى این مقدار وسعت ندارد، نماز ظهر متعیّن مى شود. و اگر در بقاى وقت، شک‏‎ ‎‏داشته باشد، نماز جمعه صحیح است و اگر بعداً معلوم شود که حتى براى یک رکعت هم‏‎ ‎‏وقت نبوده است، باید نماز ظهر را بخواند. و اگر مقدار وقت را بداند و شک داشته باشد که‏‎ ‎‏آیا براى خواندن نماز جمعه وسعت دارد یا نه، جایز است در نماز جمعه وارد شود (و‏‎ ‎‏آن را شروع کند) پس اگر وقت براى آن وسعت داشت، نماز جمعه صحیح است وگرنه‏‎ ‎‏باید نماز ظهر را بخواند، و احتیاط (مستحب) آن است که (در فرض این شک) نماز ظهر‏‎ ‎‏را اختیار کند، بلکه در فرع گذشته (شک در بقاى وقت) با این که وقت براى یک رکعت‏‎ ‎‏نماز جمعه وسعت داشته، احتیاط ترک نشود.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر امام در وسعت وقت با عدد معتبر، نماز جمعه بخواند ومأمومى که جزء‏‎ ‎‏عدد نصاب نیست در وقت خطبه و اول نماز نباشد، لکن به یک رکعت نماز جمعه با امام‏‎ ‎‏برسد، نماز جمعه را با امام مى خواند و یک رکعت دیگر را هم به طور فرادا به جا مى آورد‏‎ ‎‏و نمازش صحیح است. و آخرین حد رسیدن به رکعت، رسیدن به امام در رکوع است،‏‎ ‎‏پس اگر رکوع کند و امام براى قیام بلند نشده باشد نمازش صحیح است. و افضل براى‏‎ ‎‏کسى که تکبیر رکوع را درک نکرده باشد این است که نماز ظهر را چهار رکعت بخواند. و‏‎ ‎‏اگر تکبیر بگوید و به رکوع برود، سپس در این که امام در رکوع بوده و او به رکوع امام‏‎ ‎‏رسیده یا نه شک کند، نمازش جمعه نمى باشد و آیا باطل است یا صحیح مى باشد و باید‏‎ ‎‏به عنوان ظهر تمامش کند، مورد اشکال است و احتیاط (واجب) آن است که آن را به عنوان‏‎ ‎‏ظهر تمام کند، سپس آن را اعاده کند.‏

‏چند فرع‏

‏فرع اول: ‏‏شرایطى که در نماز جماعت، در غیر نماز جمعه معتبر است ـ از قبیل نبودن‏‎ ‎‏حائل و بالا نبودن جایگاه امام (از محل مأمومین) و دور نبودن از یکدیگر و غیر این ها ـ در‏‎ ‎‏نماز جمعه هم معتبر مى باشد. و همچنین شرایط امام در نماز جمعه همان شرایطى است‏‎ ‎‏که در امام جماعت باید باشد، از قبیل عقل و ایمان و حلال زادگى و عدالت. البته امامت‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 271

‏بچه ها و زنان در نماز جمعه صحیح نیست، هرچند بگوییم براى مثل این ها در غیر نماز‏‎ ‎‏جمعه، امام بودن جایز است.‏

‏فرع دوم: ‏‏اذان دوم در روز جمعه بدعت و حرام است، و آن اذانى است که مخالفین بعد‏‎ ‎‏از اذانى که وظیفه است مى گویند، و گاهى به آن، اذان سوم گفته مى شود و شاید به این‏‎ ‎‏حساب باشد که نسبت به اذان و اقامه سوم است، یا سومین اذان نسبت به اذان اعلام و اذان‏‎ ‎‏نماز است، یا سومین اذان به اعتبار اذان صبح و ظهر است. و ظاهر این است که آن، غیر‏‎ ‎‏اذان عصر است.‏

‏فرع سوم: ‏‏بعد از اذان (ظهر) در روز جمعه، خرید و فروش و معاملات دیگر در این‏‎ ‎‏زمان (زمان غیبت حضرت مهدى عجّل الله تعالى فرجه الشریف) که نماز جمعه وجوب‏‎ ‎‏تعیینى ندارد، حرام نیست.‏

‏فرع چهارم: ‏‏اگر مأموم در رکعت اوّلى که رکوع آن را به امام رسیده در اثر ازدحام و‏‎ ‎‏مانند آن نتواند با امام سجده کند، چنانچه برایش ممکن است که سجده نموده و قبل از‏‎ ‎‏رکوع (رکعت دوم) یا در رکوع به امام برسد، باید انجام دهد و نماز جمعه اش صحیح است‏‎ ‎‏و اگر نتواند این چنین خود را به امام برساند، در رکوع (رکعت دوم) از او متابعت نمى کند،‏‎ ‎‏بلکه به متابعت از او در دو سجده (رکعت دوم) اکتفا مى نماید و آن دو سجده را براى‏‎ ‎‏رکعت اول نیّت مى کند که یک رکعت از نماز جمعه اش با امام تکمیل مى شود و پس از آن‏‎ ‎‏رکعت دوم را خودش انجام مى دهد و نمازش تمام است. و اگر با آن دو سجده رکعت دوم‏‎ ‎‏را نیّت کند، گفته شده آن دو را به حساب نمى آورد و براى رکعت اول سجده مى کند و‏‎ ‎‏رکعت دوم را مى خواند و نمازش صحیح است و این قول در روایت آمده است و گفته‏‎ ‎‏شده نمازش باطل است و احتمال دارد در صورتى که از روى غفلت یا جهل، آن سجده ها‏‎ ‎‏را براى رکعت دوم نیّت کرده باشد، این دو سجده براى رکعت اول قرار گیرد و رکعت دوم‏‎ ‎‏را مثل فرض اول بخواند. و این مسأله خالى از اشکال نیست، بنا بر این احتیاط (واجب)‏‎ ‎‏آن است که آن دو سجده را حساب نکند و براى رکعت اول، سجده به جا آورد (ونماز را‏‎ ‎‏تمام کند) و ظهر را هم بخواند. و همچنین است اگر با آن دو سجده، تبعیّت امام را قصد‏‎ ‎‏نموده باشد.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 272

‏فرع پنجم: ‏‏نماز جمعه ـ مانند نماز صبح ـ دو رکعت است. و مستحب است در نماز‏‎ ‎‏جمعه، حمد و سوره بلند خوانده شود و در رکعت اول، سورۀ جمعه و در رکعت دوم،‏‎ ‎‏سوره منافقون خوانده شود. و در نماز جمعه دو قنوت است، یکى از آن ها قبل از رکوع‏‎ ‎‏رکعت اول است و دومى بعد از رکوع رکعت دوم مى باشد. و قبلاً بعضى از احکام مربوط‏‎ ‎‏به نماز جمعه در مباحث قرائت و غیر آن گذشت. و احکام نماز جمعه در شرایط و موانع و‏‎ ‎‏مبطلات و خلل (نقایص و زیادات) و شک و سهو و غیر این ها، همان است که در کتاب‏‎ ‎‏طهارت و نماز گذشت.‏

‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 273

کتاب نماز (نماز عید فطر و عید قربان)

‏ ‏

‏نماز عید فطر و عید قربان‏

‏و این نماز با حضور امام ‏‏علیه السلام‏‏ و باز بودن دستش و گرد آمدن بقیّۀ شرایط واجب است و‏‎ ‎‏در زمان غیبت (حضرت مهدى عجّل الله تعالى فرجه) مستحب است و احتیاط (واجب)‏‎ ‎‏آن است که در زمان غیبت به صورت فرادا خوانده شود، و جماعت خواندن آن به قصد‏‎ ‎‏رجاء ـ نه به قصد این که شرعاً وارد شده است ـ مانعى ندارد. و وقت آن از طلوع خورشید‏‎ ‎‏تا زوال (ظهر شرعى) است و اگر فوت شود قضا ندارد. و این نماز دو رکعت است؛ در هر‏‎ ‎‏یک از دو رکعت، حمد و سوره اى مى خواند و افضل آن است که در رکعت اول، سورۀ‏‎ ‎‏«شمس» و در رکعت دوم، سورۀ «غاشیه» یا در رکعت اول سورۀ «اعلى» و در رکعت دوم،‏‎ ‎‏سورۀ «شمس» بخواند و بعد از سوره در رکعت اول، پنج تکبیر و پنج قنوت است که بعد‏‎ ‎‏از هر تکبیر یک قنوت است و در رکعت دوم، چهار تکبیر و چهار قنوت است که بعد از هر‏‎ ‎‏تکبیر یک قنوت است و در قنوت، هر ذکر و دعایى مانند سایر نمازها کفایت مى کند و اگر‏‎ ‎‏در قنوت به امید ثواب دعایى را که معروف است بخواند، مانعى ندارد و خوب است و دعا‏‎ ‎‏این است:‏

‏«اَللهمَّ اَهْلَ الْکِبْرِیاءِ وَالْعَظَمَةِ وَاَهْلَ الْجُودِ وَالْجَبَرُوتِ وَاَهْلَ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَاَهْلَ التَّقْوى وَالْمَغْفِرَةِ، اَسأَلُکَ‏‎ ‎‏بِحَقِّ هذَا الْیَوْمِ الَّذى جَعَلْتَهُ لِلْمُسْلِمِینَ عیداً وَلِمُحَمَّدٍ صَلَّى الله ُ عَلَیْهِ وَالِهِ ذُخْراً وَشَرَفاً وَکَرَامَةً وَمَزِیداً اَنْ تُصَلِّىَ‏‎ ‎‏عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُدْخِلَنِى فى کُلِّ خَیْرٍ اَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تُخْرِجَنِى مِنْ کُلِّ سُوءٍ‏‎ ‎‏اَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ. اَللهمَّ اِنِّى اَسْأَلُکَ خَیْرَ ما سَأَلَکَ بِهِ عِبادُکَ الصَّالِحُونَ‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 273

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد