X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 6 دی‌ماه سال 1394
توسط: م.چ

کتاب نماز (بعضی از نماز های مستحبی)

‏بعضى از نمازهاى مستحبى‏‏ ‏

‏از آن جمله است: ‏‏نماز جعفر بن ابى طالب ‏‏علیه السلام‏‏ و این نماز از مستحبات مؤکّد است و از‏‎ ‎‏نمازهاى مشهور بین عامّه و خاصّه است، و از چیزهایى است که پیغمبر ‏‏صلى الله علیه و آله وسلم‏‏ به پسر‏‎ ‎‏عمویش هنگام بازگشت از سفرش به خاطر محبّت و گرامى داشتن او به وى عطا کرد که از‏‎ ‎‏امام صادق ‏‏علیه السلام‏‏ است که: «در روز فتح خیبر هنگامى که جعفر از حبشه آمد، پیغمبر ‏‏صلى الله علیه و آله وسلم‏‏ به‏‎ ‎‏او فرمود: «آیا جایزه اى به تو ندهم؟ آیا بخششى به تو نداشته باشم؟ آیا به تو هدیه اى‏‎ ‎‏نکنم؟» پس جعفر گفت: «چرا یا رسول الله » ـ حضرت صادق ‏‏علیه السلام‏‏مى فرماید: مردم گمان‏‎ ‎‏کردند که پیغمبر به او طلا یا نقره مى دهد، لذا گردن ها را کشیدند تا ببینند چه مى دهد ـ پس‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 274

‏پیغمبر به او فرمود: «چیزى به تو عطا مى کنم که اگر آن را هر روز انجام دهى، برایت از دنیا‏‎ ‎‏و آنچه در آن است، بهتر خواهد بود و اگر هر دو روز یک مرتبه انجام دهى، خداوند گناه‏‎ ‎‏بین آن دو روزت را مورد مغفرت قرار مى دهد و اگر در هر جمعه یا هر ماه یا هر سالى‏‎ ‎‏انجام دهى خداوند گناه بین آن ها را مى بخشد».‏

‏و با فضیلت ترین وقت خواندن نماز جعفر (طیّار)، روز جمعه هنگام بالا آمدن آفتاب‏‎ ‎‏است و مى توان آن را از نافله هاى شب یا روز، حساب کرد که ـ چنان که در روایت آمده ـ‏‎ ‎‏هم براى او از نوافلش حساب شود و هم نماز جعفر، پس با نماز جعفر نافلۀ نماز مغرب را‏‎ ‎‏مثلاً نیّت مى کند. و این نماز چهار رکعت است که دو سلام دارد، در هر رکعتى حمد و‏‎ ‎‏سوره مى خواند، سپس پانزده مرتبه مى گوید: ‏‏«سُبْحانَ الله ِ وَالْحَمْدُ لله ِِ وَلا اِلـهَ اِلاَّ الله ُ وَالله ُ اَکْبَر»‏‏ و‏‎ ‎‏همین تسبیح را ده مرتبه در رکوع و همچنین ده مرتبه بعد از سر برداشتن از رکوع، و‏‎ ‎‏همچنین در سجدۀ اول و بعد از سر برداشتن از آن، و در سجدۀ دوم و بعد از سر بلند‏‎ ‎‏نمودن از آن ده مرتبه مى گوید. پس در هر رکعتى هفتاد و پنج مرتبه و همۀ آن ها (در تمام‏‎ ‎‏چهار رکعت)، سیصد تسبیح مى شود. و ظاهر این است که گفتن تسبیحات از ذکر رکوع و‏‎ ‎‏سجده، کفایت مى کند، ولى احتیاط (مستحب) آن است که اکتفا به آن ها نشود. و در این‏‎ ‎‏نماز سورۀ مخصوصى تعیّن ندارد، لکن افضل آن است که در رکعت اول، سورۀ «إِذَا‏‎ ‎‏زُلْزِلَتْ» و در رکعت دوم، سورۀ «وَ الْعَادِیَاتِ» و در رکعت سوم، «إذَا جَاءَ نَصْرُ الله ِ» و در‏‎ ‎‏رکعت چهارم، سورۀ «قُلْ هُوَ الله ُ اَحَد» بخواند.  ‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏در صورتى که عجله داشته باشد، جایز است که تسبیحات را به بعد از نماز‏‎ ‎‏تأخیر بیندازد، همچنان که اگر کار ضرورى داشته باشد، مى تواند در اصل نماز جدایى‏‎ ‎‏بیندازد؛ که دو رکعت را بخواند و بعد از انجام آن کار ضرورى (دو رکعت) بقیه را‏‎ ‎‏به جا آورد.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر از انجام بعضى از تسبیحات در محل خودش غفلت نماید، چنانچه در‏‎ ‎‏بعضى جاهاى دیگر یادش آمد، علاوه بر تسبیحات آن جا، آن ها را هم قضا مى نماید. پس‏‎ ‎‏اگر تسبیحات رکوع را فراموش نماید و بعد از سر برداشتن از رکوع یادش بیاید، بیست‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 275

‏مرتبه تسبیح مى گوید و همچنین است در بقیۀ جاها و حالات، و چنانچه یادش نیامد مگر‏‎ ‎‏بعد از نماز، احوط و اولى آن است که به قصد رجاء آن ها را بگوید.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏در سجدۀ دوم رکعت چهارم، بعد از تسبیحات مستحب است بگوید: ‏‏«یا مَنْ‏‎ ‎‏لَبِسَ الْعِزَّ وَالْوِقارَ، یا مَنْ تَعَطَّفَ بِالْمَجْدِ وَتَکَرَّمَ بِهِ، یا مَنْ لا یَنْبَغى التَّسْبیحُ إلاَّ لَهُ، یا مَنْ اَحْصى کُلَّ شَیءٍ عِلْمُهُ،‏‎ ‎‏یا ذَا النِّعْمَةِ وَالطَّوْلِ، یا ذَا الْمَنِّ وَالْفَضْلِ، یا ذَا القُدْرَةِ وَالْکَرَمِ، اَسْأَلُکَ بِمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِن عَرْشِکَ وَمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ‏‎ ‎‏مِن کِتَابِکَ وَبِاسْمِکَ الْاَعْظَمِ الْأَعْلى وَکَلِماتِکَ التّامّاتِ، اَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَفْعَلَ بى کَذا‏‎ ‎‏وَکذا» ‏‏وحاجاتش را ذکر مى کند.‏

‏و بعد از فارغ شدن از نماز، مستحب است دعایى را که شیخ طوسى و سید بن طاووس‏‎ ‎‏از مفضل بن عمر نقل کرده اند بخواند. مفضّل مى گوید: امام جعفر صادق ‏‏علیه السلام‏‏ را دیدم نماز‏‎ ‎‏جعفر مى خواند و دست هایش را بلند کرد و این دعا را خواند: یا ربِّ یا ربِّ ـ تا نفس قطع‏‎ ‎‏شد ـ یا ربّاه یا ربّاه ـ تا نفس قطع شد ـ ربِّ ربِّ ـ تا نفس قطع شد ـ یا الله ُ یا الله ُ ـ تا نفس‏‎ ‎‏قطع شد ـ یا حىُّ یا حىُّ ـ تا نفس قطع شد ـ یا رحیمُ یا رحیمُ ـ تا نفس قطع شد ـ یا رَحْمانُ‏‎ ‎‏یا رَحمانُ ـ هفت مرتبه ـ یا اَرْحَمَ الرَّاحمین ـ هفت مرتبه ـ سپس گفت: ‏‏«اللهمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الْقَوْلَ‏‎ ‎‏بِحَمْدِکَ وَاَنْطِقُ بِالثَّناءِ عَلَیْکَ واُمَجِّدُکَ ولا غَایَةَ لِمَدحِکَ وَاُثْنِى عَلَیْکَ وَمَنْ یَبْلُغُ غایَةَ ثَنائِکَ وَاَمَدَ مَجْدِکَ وَاَنّى‏‎ ‎‏لِخَلیقَتِکَ کُنْهُ مَعْرِفَةِ مَجْدِکَ وَاَىَّ زَمَنٍ لَمْ تَکُنْ مَمْدُوحاً بِفَضْلِکَ مَوصُوفاً بِمَجْدِکَ عَوَّاداً عَلَى الْمُذنبینَ بِحِلْمِکَ،‏‎ ‎‏تَخَلَّفَ سُکّانُ اَرْضِکَ عَنْ طاعَتِکَ فَکُنْتَ عَلَیْهِمْ عَطُوفاً بِجُودِکَ جَواداً بِفَضْلِکَ عَوّاداً بِکَرَمِکَ یا لا اِلـهَ إِلاّ اَنْتَ‏‎ ‎‏الْمَنَّانُ ذُو الجَلالِ وَالاِکْرامِ» ‏‏سپس حضرت به من فرمود: «اى مفضّل اگر حاجت مهمّى دارى‏‎ ‎‏این نماز را به جا آور و این دعا را بخوان و حاجتت را بخواه که خدا برآورده مى کند اگر‏‎ ‎‏بخواهد و بر او است اعتماد.»‏

‏و از جملۀ نمازهاى مستحب: نماز استسقاء است‏

‏و استسقاء به معناى درخواست آب است. و نماز استسقاء، مستحب است در وقتى که‏‎ ‎‏آب نهرها فرو رود و باران کم شود و آسمان از باریدن خوددارى کند، به خاطر شیوع‏‎ ‎‏گناهان و کفران نعمت ها و ندادن حقوق و کم فروشى در کیل و وزن و ظلم و حیله و ترک‏‎ ‎‏امر به معروف و نهى از منکر و جلوگیرى از زکات و حکم نمودن به غیر آنچه خدا نازل‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 276

‏فرموده و غیر این ها از چیزهایى که موجب خشم حضرت رحمان مى شود و موجب‏‎ ‎‏نیامدن باران مى گردد، همان طور که در روایت آمده.‏

‏و کیفیت آن مانند نماز عید فطر و قربان، دو رکعت و به جماعت است و فرادا خواندن‏‎ ‎‏آن به قصد رجاء اشکال ندارد. در هر رکعت از آن حمد و سوره اى را مى خواند و در‏‎ ‎‏رکعت اول بعد از سوره، پنج تکبیر مى گوید و بعد از هر تکبیر، یک قنوت به جا مى آورد و‏‎ ‎‏در رکعت دوم چهار تکبیر (مى گوید) که بعد از هر تکبیرى، یک قنوت به جا مى آورد. و در‏‎ ‎‏قنوت، خواندن هر دعایى کافى است و بهتر است که دعاى قنوت شامل طلب باران و آب و‏‎ ‎‏طلب عطوفت حضرت رحمان باشد به این که باران ها را فروفرستد و درهاى آسمان را به‏‎ ‎‏رحمت باز کند و قبل از دعا، صلوات بر محمّد و آل محمّد علیهم الصلاة والسلام بفرستد.‏

‏و مستحبات این نماز چند امر است: ‏‏از آن جمله است: ‏‏بلند خواندن قرائت و خواندن‏‎ ‎‏سوره هایى که در نماز عید مستحب است.‏

‏و از آن جمله است: ‏‏این که مردم سه روز، روزه بگیرند و بیرون رفتنشان روز سوم باشد‏‎ ‎‏و (طورى ترتیب دهند که) این روز سوم، روز دوشنبه باشد و اگر نشد، روز جمعه باشد،‏‎ ‎‏براى این که روز جمعه داراى شرف و فضل است.‏

‏و از آن جمله است: ‏‏این که امام به همراه مردم، با آرامش و وقار وخشوع و حالت‏‎ ‎‏درخواست به صحرا بیرون بروند، و جاى پاکیزه اى را براى نماز انتخاب کنند و بهتر آن‏‎ ‎‏است که به شکل و وضعى خارج شوند که موجب جلب رحمت الهى باشد، مانند این که‏‎ ‎‏پابرهنه باشند.‏

‏و از آن جمله است: ‏‏منبر را با خود به صحرا ببرند و مؤذّن ها پیشاپیش امام حرکت کنند.‏

‏و از آن جمله است: ‏‏آن چیزى که اصحاب ذکر کرده اند که پیرمردان و پیرزنان و کودکان‏‎ ‎‏و چهارپایان را با خود بیرون ببرند و میان بچه ها و مادرهایشان جدایى افکنند تا زیاد شیون‏‎ ‎‏و گریه کنند و سبب ریزش رحمت الهى گردد و کفار ذمّى و غیر ذمّى را نگذارند که با مردم‏‎ ‎‏به صحرا بروند.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 277

‏مسأله 1 ـ ‏‏بهتر است نماز استسقاء در وقت نماز عید خوانده شود؛ اگرچه بعید نیست‏‎ ‎‏که وقت معیّنى نداشته باشد.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏این نماز، اذان و اقامه ندارد، بلکه مؤذّن عوض آن ها سه مرتبه‏‎ ‎‏«الصلاة» مى گوید.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏مستحب است وقتى که امام از نماز فارغ شد عباى خود را برگرداند؛ به این‏‎ ‎‏صورت که قسمت راست آن را روى شانه چپ قرار دهد و بر عکس (قسمت چپ آن را‏‎ ‎‏روى شانۀ راست بیندازد) و بر منبر رود و رو به قبله کند و صد مرتبه با صداى بلند تکبیر‏‎ ‎‏بگوید، سپس از طرف راستش به مردم رو کند و صد مرتبه با صداى بلند تسبیح بگوید و‏‎ ‎‏سپس از طرف چپش به مردم رو کند و صد مرتبه با صداى بلند «لا اله الاّ الله » بگوید و‏‎ ‎‏سپس رو به مردم کند و صد مرتبه خدا را حمد نماید و مانعى ندارد که صدایش را در اینجا‏‎ ‎‏نیز بلند کند، چنان که متابعت مأمومین از امام در این ذکرها بلکه و در بلند گفتن آن ها مانعى‏‎ ‎‏ندارد، و شاید این کیفیت بیشتر جلب رحمت الهى نموده و براى تحصیل مقصود‏‎ ‎‏امیدوارکننده تر باشد، سپس امام دست ها را بلند کرده دعا مى کند و مردم دعا مى کنند و در‏‎ ‎‏دعا و تضرّع و طلب عطوفت و درخواست از خداوند متعال بسیار کوشش مى نمایند و‏‎ ‎‏مانعى ندارد که مردم به دعاهاى امام، آمین بگویند. سپس امام خطبه مى خواند و در تضرّع‏‎ ‎‏و طلب عطوفت الهى مبالغه و کوشش فراوان مى نماید و بهتر آن است که اختیار کند بعض‏‎ ‎‏آنچه را که از معصومین ‏‏علیهم السلام‏‏وارد شده است مانند آنچه که از مولاى ما امیرالمؤمنین ‏‏علیه السلام‏‎ ‎‏وارد شده و اول آن ‏‏«الحمد لله سابغ النعم»‏‏ است. و بهتر است که در این نماز دو خطبه مثل‏‎ ‎‏نماز عید فطر و قربان بخواند و خطبه دومى را رجاءً به جا آورد.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏همان طور که خواندن این نماز موقع کم شدن باران جایز است، خواندن آن‏‎ ‎‏به هنگام خشک شدن چشمه ها و چاه ها نیز جایز است.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر اجابت دعاى آن ها به تأخیر افتاد، بیرون رفتن (براى نماز) را تکرار‏‎ ‎‏مى کنند تا رحمت خدا ـ ان شاء الله تعالى ـ آن ها را دریابد و اگر اجابت نفرماید، حتماً براى‏‎ ‎‏مصالحى است که خداوند به آن ها عالم است و براى ما حقِ اعتراض نیست و نباید از رحمت‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 278

‏خداى تعالى مأیوس شویم. و جایز است نماز و دعا را پشت سر هم تکرار کنند، و به همان‏‎ ‎‏سه روز روزه اکتفا نمایند و (جایز است) پشت سر هم نباشد که سه روز دیگر، رجاءً روزه‏‎ ‎‏بگیرند (و به صحرا روند)، بلکه تکرار کردن نماز استسقاء را هم، رجاءً انجام دهند.‏

‏و از جملۀ نمازهاى مستحب: ‏‏نماز غفیله است، و آن دو رکعت است، میان نماز مغرب‏‎ ‎‏و عشا که در مقدّمۀ اول از کتاب نماز تفصیل آن گذشت.‏

‏و از جملۀ نمازهاى مستحب: ‏‏نماز شب دفن است، که شرح آن در باب دفن میّت از‏‎ ‎‏احکام اموات گذشت.‏

‏و از جملۀ نمازهاى مستحب: ‏‏نماز اول ماه و نماز حاجت، و غیر آن ها از نمازهایى‏‎ ‎‏است که مفصّلاً در جاهاى خودش ذکر شده است.‏

‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 279

کتاب نماز (نماز مسافر)

‏ ‏

‏نماز مسافر‏

‏بر مسافر واجب است نمازهاى چهار رکعتى را با شرایطى که خواهد آمد قصر‏‎ ‎‏(شکسته) بخواند، اما نماز صبح و مغرب قصر ندارند و در قصر خواندن براى مسافر،‏‎ ‎‏امورى معتبر است:‏

‏یکى از آن ها: ‏‏مسافت است که عبارت است از هشت فرسخ ممتد در جهت رفت یا در‏‎ ‎‏جهت برگشت یا آن که مجموع رفت و برگشت روى هم هشت فرسخ شود، به شرط آن که‏‎ ‎‏رفتن کمتر از چهار فرسخ نباشد ـ چه برگشتش به رفتنش متّصل باشد و بین رفت و‏‎ ‎‏برگشت را با یک شب یا بیشتر ماندن، قطع نکند یا قطع بکند ولى نه به صورتى که اقامت‏‎ ‎‏قاطع سفر محقق شود و نه آن که چیز دیگرى که سفر را قطع مى کند حاصل شود ـ که نماز‏‎ ‎‏را قصر مى خواند و روزه را افطار مى کند، ولى احتیاط (مستحب) شدید، در صورت‏‎ ‎‏آخرى (که بین رفت و برگشت در جایى بماند) این است که علاوه بر آن، نماز را تمام‏‎ ‎‏بخواند (و روزه هم بگیرد) و روزه را قضا نماید.‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏فرسخ سه میل است و میل چهار هزار ذراع دست است که طول آن (ذراع‏‎ ‎‏دست) به پهناى بیست و چهار انگشت است و هر انگشتى به پهناى هفت جو مى باشد و‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 279

‏هر جوى به پهناى هفت مو از موهاى متوسط اسب برزون است. و اگر مسافت از این‏‎ ‎‏مقدار ـ هرچند اندکى ـ کمتر باشد، نماز تمام است.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏اگر رفتن پنج فرسخ و برگشتن سه فرسخ باشد، واجب است قصر بخواند،‏‎ ‎‏ولى اگر رفتن سه فرسخ وبرگشتن پنج فرسخ باشد، باید تمام بخواند. و اگر در مسافت‏‎ ‎‏کمتر از چهار فرسخ، چند بار رفت و آمد کند به طورى که مجموع آن ها هشت فرسخ یا‏‎ ‎‏بیشتر شود، نباید قصر بخواند، اگرچه از حد ترخّص خارج شده باشد. بنا بر این در تلفیق‏‎ ‎‏(رفت و برگشت) در صورتى نماز شکسته مى شود که مجموع یک رفتن و یک برگشتن‏‎ ‎‏هشت فرسخ شود.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏اگر شهرى دو راه داشته باشد که راه دورتر به اندازه مسافت باشد و راه‏‎ ‎‏نزدیک تر به این اندازه نباشد، چنانچه مسافر از راه دورتر برود، باید نماز را شکسته بخواند‏‎ ‎‏و اگر از راه نزدیک تر برود باید نماز را تمام بخواند. و اگر از راه نزدیک تر که کمتر از چهار‏‎ ‎‏فرسخ است برود، اگرچه از راه دورتر برگردد و مجموع رفت و برگشت هشت فرسخ‏‎ ‎‏بشود باید نمازش را تمام بخواند.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏مبدأ محاسبۀ مسافت، دیوار شهر است و در جایى که دیوار و حصار ندارد،‏‎ ‎‏آخرین خانه، ابتداى مسافت به شمار مى رود. و این معیار در غیر شهرهایى است که‏‎ ‎‏به طور خارق العاده بزرگ هستند و اما مبدأ محاسبۀ مسافت در این گونه شهرها، چنان که‏‎ ‎‏محلّه هاى آن مانند روستاهاى نزدیک به یکدیگر، از هم جدا باشند، آخر محلّه است،‏‎ ‎‏وگرنه مورد اشکال است، مثل آن که محلّه ها به هم پیوسته باشند، پس در جایى که اگر از‏‎ ‎‏آخر شهر حساب کند به حد مسافت نمى رسد و اگر از خانه اش حساب کند به آن حد‏‎ ‎‏مى رسد، احتیاط (مستحب) آن است که هم شکسته بخواند وهم تمام، اگرچه بعید نیست‏‎ ‎‏گفته شود که ابتداى مسافت در چنین موردى از منزلش مى باشد.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر کسى بخواهد به شهرى برود و در مسافت بودن آن شک دارد یا معتقد‏‎ ‎‏است که به اندازۀ مسافت نیست، سپس در اثناى رفتن معلوم شود که مسافت است، باید‏‎ ‎‏نماز را شکسته بخواند، اگرچه باقى ماندۀ راه به مقدار مسافت نباشد.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 280

‏مسأله 6 ـ ‏‏مسافت با علم و با بیّنه (شهادت دو شاهد عادل) ثابت مى شود و اگر یک‏‎ ‎‏شاهد عادل شهادت بدهد، احتیاط (واجب) آن است که هم قصر بخواند و هم تمام و اگر‏‎ ‎‏شک کند که به اندازۀ مسافت رسیده یا نه یا گمان رسیدن به آن را داشته باشد، باید نماز را‏‎ ‎‏تمام بخواند و اندازه گرفتن که موجب حرج است واجب نیست، ولى فحص نمودن به‏‎ ‎‏وسیلۀ سؤال کردن و مانند آن بنابر احوط (وجوبى) لازم است. و اگر شخصى عامى در‏‎ ‎‏مقدار مسافت شرعى (به نحو شبهۀ حکمیه) شک نماید و توانایى بر تقلید نداشته باشد،‏‎ ‎‏واجب است احتیاطاً هم تمام بخواند و هم قصر.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏اگر معتقد شود به مقدار مسافت راه رفته است و نماز را شکسته بخواند،‏‎ ‎‏سپس معلوم شود که مسافت نبوده، واجب است اعاده نماید و اگر معتقد شود که مسافت‏‎ ‎‏نشده و نماز را تمام بخواند، سپس معلوم شود که مسافت بوده است، بنابر اقوى واجب‏‎ ‎‏است که در وقت اعاده نماید و در خارج وقت بنابر احتیاط (واجب) باید قضا کند.‏

‏مسأله 8 ـ ‏‏در مسافت دایره اى حرکت از نقطه اى تا به نقطۀ مقابل آن (نصف دایره)،‏‎ ‎‏رفتن حساب مى شود. پس اگر بخواهد مسافت دایره اى را طى کند، ولو این که کارش قبل‏‎ ‎‏از رسیدن به نقطۀ مقابل (قبل از نصف دایره) باشد، چنانچه تا نقطۀ مقابل چهار فرسخ‏‎ ‎‏باشد، باید نمازش را قصر بخواند و احتیاط (مستحب) آن است که اگر کارش قبل از‏‎ ‎‏رسیدن به نقطۀ مقابل باشد، جمع بخواند.‏

‏دوم آن ها‏‏: داشتن قصد مسافت از هنگام خروج است، بنا بر این اگر قصد کمتر از‏‎ ‎‏مسافت را بنماید و بعد از رسیدن به آن مقصد، قصد مقدار دیگرى را که کمتر از مسافت‏‎ ‎‏است بکند و به همین صورت (ادامه دهد) باید در رفتن نماز را تمام بخواند، اگرچه روى‏‎ ‎‏هم رفته، به اندازه مسافت یا بیشتر باشد، ولى اگر شروع به برگشتن کند، در صورتى که‏‎ ‎‏مسافت کامل باشد و قصد دارد که آن را طى کند، باید نماز را قصر بخواند. و همچنین است‏‎ ‎‏اگر مسافر، مقصد مشخّصى نداشته باشد ونداند که چه مقدار راه را طى خواهد کرد، مثل‏‎ ‎‏آن که به دنبال چهارپایى، که فرار کرده و نمى داند که کجا رفته است برود، نماز را نباید‏‎ ‎‏شکسته بخواند، اگرچه به مقدار مسافت و بیشتر راه رفته باشد، ولى با شرطى که گذشت‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 281

‏در موقع برگشتن، باید شکسته بخواند و اگر در اثناى رفتن، مقصدى را معیّن کند که ولو با‏‎ ‎‏برگشتن روى هم به مسافت برسد با شرایطى که در تلفیق (روى هم محاسبه کردن رفت و‏‎ ‎‏برگشت) گذشت، باید قصر بخواند. و اگر به طرف مقصدى که کمتر از چهار فرسخ است‏‎ ‎‏حرکت کند ومنتظر بماند که اگر همراهانى پیدا شوند با آن ها مسافرت کند و در غیر این‏‎ ‎‏صورت مسافرت نکند، یا مسافرتش متوقف بر حاصل شدن چیزى باشد، ولى مطمئن‏‎ ‎‏نباشد که همراه پیدا کند یا مطمئن نباشد که آن چیز حاصل شود، واجب است نماز را‏‎ ‎‏تمام بخواند.‏

‏مسأله 9 ـ ‏‏ملاک و میزان این است که قصد طى کردن مسافت را داشته باشد، اگرچه‏‎ ‎‏چند روز طول بکشد به شرط آن که در بین این روزها چیزى که سفر را قطع مى کند‏‎ ‎‏(وحکم مسافر را از بین مى برد)، پیدا نشود و آن قدر هم طول نکشد که عرفاً بگویند که‏‎ ‎‏مسافر نیست، مثل این که هر روز مقدار خیلى کمى ـ جهت تفریح و مانند آن، نه به جهت‏‎ ‎‏سختى راه رفتن ـ راه رود که در این صورت باید نماز را تمام بخواند و احتیاط (مستحب)‏‎ ‎‏آن است که جمع بخواند.‏

‏مسأله 10 ـ ‏‏در قصد نمودن مسافت، مستقل بودن معتبر نیست، بلکه ولو به خاطر‏‎ ‎‏تبعیّت باشد کافى است؛ چه براى وجوب اطاعت باشد مانند زن نسبت به شوهر، چه‏‎ ‎‏مجبور باشد مثل اسیر، یا مختار باشد مانند خدمتکار، به شرط این که بدانند متبوع (یعنى‏‎ ‎‏کسى که از او تبعیّت مى کنند) قصد مسافت را دارد و اگر ندانند، باید نمازشان را تمام‏‎ ‎‏بخوانند و احتیاط (مستحب) آن است که سؤال کنند، اگرچه بنابر اقوى واجب نیست و بر‏‎ ‎‏متبوع واجب نیست که به آن ها خبر بدهد، هرچند که پرسیدن تابع از او فرضاً واجب باشد.‏

‏مسأله 11 ـ ‏‏اگر تابع معتقد شود که متبوع او مسافت را قصد نکرده یا شک در قصد او‏‎ ‎‏بکند و در اثنا بداند که قصد مسافت داشته، چنانچه بقیۀ راه به مقدار مسافت باشد، واجب‏‎ ‎‏است که قصر بخواند وگرنه ظاهر آن است که واجب است تمام بخواند.‏

‏سوم آن ها‏‏: استمرار قصد است، بنا بر این اگر قبل از آن که به چهار فرسخى برسد، از‏‎ ‎‏قصدش برگردد یا مردّد شود، باید نماز را تمام بخواند و آنچه را که شکسته خوانده، نه در‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 282

‏وقت و نه در خارج از وقت، اعاده ندارد. و اگر برگشتن از قصد یا تردید در آن بعد از‏‎ ‎‏رسیدن به چهار فرسخ باشد بر قصر خواندن نماز باقى مى ماند، اگرچه همان روزش‏‎ ‎‏برنگردد، در صورتى که تصمیم داشته باشد که قبل از ده روز برگردد.‏

‏مسأله 12 ـ ‏‏در ادامه داشتن قصد مسافت، قصد نوع سفر کافى است (هر سفرى که به‏‎ ‎‏مقدار مسافت باشد)، اگرچه قصدش از جاى مشخصى به جاى دیگرى برگردد، مانند‏‎ ‎‏آن که قصد مسافرت به جاى معیّنى بکند و به مقدار مسافت باشد و در اثناى راه قصد جاى‏‎ ‎‏دیگرى کند که راه طى شده و باقى مانده، به مقدار مسافت مى شود، بنابر اصحّ باید نماز را‏‎ ‎‏شکسته بخواند. چنان که اگر از اول قصدش نوع سفر بوده و یک جاى مشخصى را قصد‏‎ ‎‏نکرده، بدین گونه که شروع به مسافرت نماید تا به یکى از جاهایى که همۀ آن ها مسافت‏‎ ‎‏مى شوند، برود و هیچ یک از آن ها را معیّن نکرده باشد، بلکه تعیین یکى از آن ها را موکول‏‎ ‎‏به رسیدن به جایى کند که حد مشترک بین آن ها است، نمازش شکسته است.‏

‏مسأله 13 ـ ‏‏اگر در اثناى مسافرت قبل از رسیدن به چهار فرسخ (در ادامۀ آن) مردّد‏‎ ‎‏شود، سپس به تصمیم خود برگردد، پس اگر چیزى از راه را در حال تردّد طى نکرده باشد،‏‎ ‎‏بر شکسته خواندن باقى مى ماند، اگرچه باقى مانده ـ ولو با برگشت ـ به مقدار مسافت‏‎ ‎‏نباشد، ولى اگر چنانچه مقدارى از راه را در حال تردید پیموده، چنانچه باقى مانده به مقدار‏‎ ‎‏مسافت باشد، باز باید نماز را قصر بخواند و اگر باقى مانده به مقدار مسافت نباشد، بدون‏‎ ‎‏اشکال واجب است تمام بخواند، در صورتى که باقى مانده به ضمیمۀ راهى که قبل از‏‎ ‎‏تردید پیموده، به مقدار مسافت نباشد، ولى اگر مجموع آن ها ـ با حساب نکردن راهى که‏‎ ‎‏در حال تردید پیموده ـ مسافت باشد، احتیاط (مستحب) آن است که هم تمام بخواند و هم‏‎ ‎‏قصر، اگرچه بعید نیست که در این صورت هم به قصر برگردد مخصوصاً اگر مقدارى که‏‎ ‎‏در حال تردید طى کرده است کم باشد.‏

‏چهارم آن ها‏‏: قصد نداشته باشد در بین مسافت، ده روز یا بیشتر اقامت کند و قصد نکند‏‎ ‎‏که در بین مسافت از وطن خود بگذرد، مثل این که تصمیم بگیرد در بین چهار فرسخ یا سر‏‎ ‎‏چهار فرسخى، ده روز بماند، یا در بین راه یا سر چهار فرسخى، وطنى داشته باشد که‏‎ ‎‏مى خواهد از آن بگذرد، پس در این صورت نماز را باید تمام بخواند. و همچنین است اگر‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 283

‏در نیّت اقامت ده روز (تصمیم قطعى نگرفته و) مردّد باشد و یا در عبور از وطنش تردید‏‎ ‎‏داشته باشد، به طورى که با قصد طى راه مسافت، منافات دارد. و از همین قبیل است،‏‎ ‎‏آن جایى که احتمال پیش آمدن مانع براى ادامۀ سفر بدهد یا احتمال دهد در بین راه، علّتى‏‎ ‎‏که موجب نیّت ده روز ماندن گردد پیدا شود، یا احتمال عبور از وطن دهد، در صورتى که‏‎ ‎‏این احتمالات عقلایى باشند، باید نماز را تمام بخواند، ولى اگر این احتمالات مورد توجه‏‎ ‎‏عقلا نباشد، مثل آن که احتمال بیمار شدن یا غیر آن را از چیزهایى که برخلاف اصل‏‎ ‎‏عقلایى است بدهد، باید نماز را قصر بخواند.‏

‏مسأله 14 ـ ‏‏اگر موقع شروع سفر، قصد داشته باشد که قبل از هشت فرسخ، اقامت (ده‏‎ ‎‏روزه) نماید، یا از وطن خود عبور کند، یا مردّد باشد، سپس عدول کند وبنا بگذارد که هیچ‏‎ ‎‏یک از این دو کار را انجام ندهد (نه از وطنش عبور کند و نه آن که قصد اقامت نماید)‏‎ ‎‏چنانچه باقى ماندۀ راه بعد از عدول ولو با برگشت (به نحو تلفیق) به مقدار مسافت باشد،‏‎ ‎‏باید شکسته بخواند وگرنه باید تمام بخواند.‏

‏مسأله 15 ـ ‏‏اگر قصد اقامت نداشته باشد و مقدارى از مسافت را برود سپس قبل از‏‎ ‎‏رسیدن به هشت فرسخ، قصد اقامت کند و پس از آن از اقامت صرف نظر نماید، چنانچه‏‎ ‎‏باقى ماندۀ راه، بعد از انصراف از اقامت به مقدار مسافت باشد، بدون اشکال باید شکسته‏‎ ‎‏بخواند. همچنین اگر باقى مانده به مقدار مسافت نباشد، ولى بین دو تصمیم (اقامت و‏‎ ‎‏انصراف از آن) چیزى از مسافت را طى نکرده باشد و مجموع هم مسافت باشد، باید‏‎ ‎‏شکسته بخواند، ولى اگر بین دو تصمیم مقدارى از راه را طى کرده باشد، آیا راهى را که‏‎ ‎‏قبل از عدول (انصراف از اقامت) طى نموده به راه باقى مانده ضمیمه مى شود در صورتى‏‎ ‎‏که مجموع هم به اندازۀ مسافت باشد ـ با حساب نکردن راهى که بین دو تصمیم طى‏‎ ‎‏کرده ـ یا ضمیمه نمى شود؟ احتیاط (مستحب) آن است که جمع بخواند، اگرچه بعید‏‎ ‎‏نیست که وظیفه اش قصر خواندن باشد، خصوصاً در صورتى که بین دو تصمیم مقدار‏‎ ‎‏کمى راه رفته باشد، همان طور که نظیر آن گذشت.‏

‏پنجم آن ها: ‏‏سفر جایز باشد، بنا بر این اگر سفر معصیت باشد، نباید شکسته بخواند؛ چه‏‎ ‎‏خود سفر معصیت باشد، مانند فرار از میدان جنگ و مانند آن، یا هدف از سفر، معصیت‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 284

‏باشد، مانند آن که مسافرت کند تا مثلاً راهزنى کند یا آن که از سوى سلطان به چیزهایى که‏‎ ‎‏از راه ظلم به دست آمده نایل شود و مانند این ها. البته اگر در اثناى سفر به حرام بیفتد، مثل‏‎ ‎‏غیبت کردن و مانند آن از چیزهایى که هدف مسافرتش نیست، باید قصر بخواند و سفر‏‎ ‎‏معصیت حساب نمى شود، بلکه اگر بر چهارپاى غصبى هم سوار شود و مسافرت کند،‏‎ ‎‏بنابر اقوى، سفر معصیت نیست (و نماز را باید شکسته بخواند) و همچنین اگر سفرش‏‎ ‎‏ضدّ واجب باشد به این که واجب را ترک نموده و مسافرت کند، مثل این که بدهکار باشد و‏‎ ‎‏طلبکارها مطالبۀ طلب مى کنند و این شخص مسافرت کند با این که اداى بدهى در حضر‏‎ ‎‏ممکن است نه در سفر، که باید نماز را شکسته بخواند. البته در موردى که مسافرت‏‎ ‎‏به خاطر ترک واجب صورت بگیرد، احتیاط (مستحب) آن است که جمع بخواند و این‏‎ ‎‏احتیاط ترک نشود، اگرچه وجوب تمام خواندن، در این فرض، خالى از قوّت نیست.‏

‏مسأله 16 ـ ‏‏کسى که تابع شخص ستمگر است، در صورتى که در سفرش مجبور باشد،‏‎ ‎‏یا قصدش دفع کردن ظلم یا مانند آن از اغراض صحیح باشد، باید نماز را قصر بخواند و‏‎ ‎‏اما اگر قصدش این باشد که او را در ظلمش کمک کند، یا متابعتش از او همکارى در جهت‏‎ ‎‏ظلم او یا در جهت تقویت شوکت و جلال او باشد، در صورتى که تقویت شوکت او حرام‏‎ ‎‏باشد باید نماز را تمام بخواند.‏

‏مسأله 17 ـ ‏‏اگر هدف سفر، طاعت باشد و به طور تبعى (وطفیلى) انگیزۀ معصیت هم‏‎ ‎‏داشته باشد، به طورى که مسافرت، به طاعت نسبت داده شود، باید نماز را شکسته‏‎ ‎‏بخواند. واما در غیر این مورد که هدف سفر، معصیت باشد و به طور تبعى انگیزۀ طاعت‏‎ ‎‏هم داشته باشد، یا هر دو انگیزه در این سفر مشترک باشند، به طورى که اگر هر دو منظور و‏‎ ‎‏انگیزه با هم نبودند سفر نمى کرد، یا هر یک از دو منظور را مستقلاً در نظر داشته باشد، باید‏‎ ‎‏نماز را تمام بخواند، لکن در غیر صورت اول، که قصد اطاعت تابع قصد معصیت است ـ‏‎ ‎‏که در این صورت بدون اشکال باید نماز تمام خوانده شود ـ ترک احتیاط به این که نماز را‏‎ ‎‏جمع بخواند سزاوار نیست.‏

‏مسأله 18 ـ ‏‏اگر ابتداى سفرش طاعت باشد، سپس در بین راه قصد سفر معصیت نماید،‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 285

‏چنانچه با این قصد، راه را طى کرده باشد، نمى تواند نماز را شکسته بخواند، اگرچه‏‎ ‎‏مسافت ها راه رفته باشد و نمازى را که به طور قصر خوانده، اعاده اش واجب نیست و در‏‎ ‎‏صورتى که با قصد معصیت، راهى نرفته باشد (مانند آن که در اثناى سفر در حال توقف‏‎ ‎‏قصد معصیت نماید مادامى که با این قصد شروع به سیر ننموده است)، اوجه این است که‏‎ ‎‏نماز را شکسته بخواند و احتیاط (مستحب) آن است که مادامى که به سیر و حرکت‏‎ ‎‏مشغول نشده است جمع بخواند، سپس اگر به قصد اطاعت برگردد، بعد از آن که مقدارى‏‎ ‎‏راه رفته باشد، چنانچه باقى ماندۀ راه ـ و لو با برگشتن ـ به مقدار مسافت باشد به این که‏‎ ‎‏رفتن تا به مقصد، چهار فرسخ یا بیشتر باشد، باز هم قصر واجب است و همچنین اگر‏‎ ‎‏باقى مانده راه به مقدار مسافت نباشد، لکن راهى را که قبل از قصد معصیت پیموده، به‏‎ ‎‏ضمیمۀ راهى که بعد از انصراف از قصد معصیت رفته ـ بعد از حذف راهى که با قصد‏‎ ‎‏معصیت همراه بوده ـ به مقدار مسافت باشد، باید نماز را شکسته بخواند، لکن احوط اولى‏‎ ‎‏آن است که علاوه بر قصر، تمام هم بخواند. و اگر مجموع راه طى شده به اندازه مسافت‏‎ ‎‏نباشد مگر به ضمیمۀ راهى که همراه با قصد معصیت بوده، وجوب تمام خواندن خالى از‏‎ ‎‏قوّت نیست و احتیاط (مستحب) آن است که جمع بخواند. و اگر ابتداى سفرش معصیت‏‎ ‎‏باشد، سپس به اطاعت عدول نماید، در صورتى که باقى ماندۀ راه ـ ولو با برگشتن ـ به‏‎ ‎‏مقدار مسافت باشد، باید شکسته بخواند و اگر به مقدار مسافت نباشد، احتیاط (مستحب)‏‎ ‎‏آن است که جمع بخواند گرچه تمام خواندن، خالى از قوّت نیست.‏

‏مسأله 19 ـ ‏‏اگر ابتداى سفرش معصیت باشد و نیّت روزه کند، سپس به طاعت عدول‏‎ ‎‏نماید، چنانچه قبل از ظهر باشد در صورتى که باقى ماندۀ راه ـ ولو با برگشتن ـ به مقدار‏‎ ‎‏مسافت باشد، واجب است روزه را بشکند، وگرنه روزه اش صحیح است و اگر بعد از ظهر‏‎ ‎‏باشد، صحیح بودن آن بعید نیست، لکن احتیاط (مستحب) آن است که آن را تمام کند،‏‎ ‎‏سپس قضاى آن را بگیرد. و اگر ابتداى سفرش طاعت باشد سپس در بین راه به معصیت‏‎ ‎‏عدول نماید، چنانچه بعد از به جا آوردن مفطر یا بعد از ظهر باشد، روزه اش صحیح نیست‏‎ ‎‏و اگر قبل از آن ها باشد، صحت روزه اش مورد تأمل است، پس احتیاط به این که روزه را‏‎ ‎‏بگیرد و بعداً قضا نماید ترک نشود.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 286

‏مسأله 20 ـ ‏‏کسى که از سفر معصیت برگشته چنانچه توبه کرده، یا به جهت امرى که‏‎ ‎‏عارض شده ـ به طورى که برگشتن او جزء سفر معصیت حساب نشود ـ مى خواهد‏‎ ‎‏برگردد، مانند این که علّت برگشتن او هدف مستقلّ دیگرى ـ نه رجوع به وطنش ـ باشد،‏‎ ‎‏باید نماز را شکسته بخواند و گرنه بعید نیست که تمام خواندن، بر او واجب باشد و احتیاط‏‎ ‎‏(مستحب) آن است که جمع بخواند.‏

‏مسأله 21 ـ ‏‏سفر کسى که براى لهو (و خوش گذرانى) به شکار مى رود ـ همان طور که‏‎ ‎‏دنیاپرستان چنین مى کنند ـ به سفر معصیت ملحق مى شود، ولى اگر براى تهیّۀ روزى و‏‎ ‎‏معاش به شکار برود، باید شکسته بخواند و همچنین اگر براى تجارت به شکار برود باید‏‎ ‎‏روزه را بشکند و اما نسبت به نماز مورد اشکال است و احتیاط (واجب) آن است که جمع‏‎ ‎‏بخواند و اگر سفرش تنها به قصد تفریح باشد، ملحق به سفر معصیت نمى شود و موجب‏‎ ‎‏تمام خواندن نیست.‏

‏ششم آن ها: ‏‏از کسانى که خانه به دوش هستند نباشد، مانند بعضى از بادیه نشین هایى که‏‎ ‎‏در بیابان ها مى گردند و در محلى که آب و گیاه و چراگاه هست مى مانند و جاى معیّنى را‏‎ ‎‏انتخاب نمى کنند (وبعد از چندى به جاى دیگر مى روند) و ملوان ها و کشتیبان هایى که‏‎ ‎‏خانه شان در کشتى است، از این قبیل مى باشند، پس بر همۀ اینان واجب است که در چنین‏‎ ‎‏سفرهاى به خصوص (که ذکر شد) نماز را تمام بخوانند. البته اگر براى مقصد دیگرى،‏‎ ‎‏مانند حج یا زیارت و مانند این ها، مسافرت کنند باید مثل دیگران نماز را شکسته بخوانند‏‎ ‎‏و اگر یکى از اینان، براى انتخاب منزل مخصوصى یا براى پیدا کردن محل آب و گیاه، مثلاً‏‎ ‎‏به مقدار مسافت (از محل استقرار فعلى) سفر کند، در این که قصر بر او واجب است یا‏‎ ‎‏تمام، مورد اشکال است و باید احتیاط به جمع خواندن ترک نشود.‏

‏هفتم آن ها: ‏‏سفر کردن، پیشه و کار او نباشد، مثل چهارپادار و نامه رسان و رانندگان و‏‎ ‎‏مانند این ها و ملوان و کشتیبانى که خارج از کشتى منزل دارند و کار در کشتى را براى خود‏‎ ‎‏حرفه قرار داده اند از این قبیل مى باشند. ولى اگر منزلشان خود کشتى باشد، از صنف قبلى‏‎ ‎‏هستند. و در هر حال بر همۀ این ها واجب است در سفرى که کارشان است، نماز را تمام‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 287

‏بخوانند ـ اگرچه سفر براى خودشان باشد نه براى غیرشان، مثل این که چهارپادار اثاث و‏‎ ‎‏خانواده اش را از جایى به جایى ببرد ـ ولى در سفرى که کارشان نیست، مثل این که اگر‏‎ ‎‏کشتیبان دست از کشتى بردارد و براى زیارت یا غیر آن برود، باید نماز را قصر بخواند. و‏‎ ‎‏میزان آن است که سفر کردن به عنوان شغل و کارش صدق کند و این معنى وقتى تحقق پیدا‏‎ ‎‏مى کند که تصمیم بر آن بگیرد و مقدار قابل توجهى هم براى این کار سفر بکند ـ و در‏‎ ‎‏صدق آن، دو یا چند مرتبه سفر کردن لازم نیست، البته بعید نیست که در سفر اول، قصر بر‏‎ ‎‏او واجب باشد، هرچند صدق کند که این سفر شغل و کار او است، اگرچه احتیاط (مستحب)‏‎ ‎‏آن است که در سفر اول و دوم جمع کند و در سفر سوم، تمام خواندن بر او متعیّن مى شود.‏

‏مسأله 22 ـ ‏‏کسى که شغلش در تابستان چهارپادارى است نه در زمستان، یا برعکس،‏‎ ‎‏ظاهر آن است که در حال شغلش واجب است تمام بخواند، اگرچه احتیاط (مستحب) آن‏‎ ‎‏است که جمع نماید. اما کسانى همچون حمله دارها (مدیران کاروان ها) که در خصوص‏‎ ‎‏ماه هاى حج مشغول سفر مى شوند، ظاهراً قصر بر آن ها واجب است.‏

‏مسأله 23 ـ ‏‏کسى که شغلش مسافرت است، اگر ده روز در وطن خود یا در غیر وطنش‏‎ ‎‏ـ ولو این که نیّت هم نکرده باشد ـ بماند، حکم کسى که مسافرت شغلش مى باشد، از او‏‎ ‎‏برداشته مى شود و باید در خصوص سفر اول (بعد از آن ده روز) نماز را شکسته بخواند‏‎ ‎‏ـ نه در سفر دوم، تا چه رسد به سفر سوم ـ لکن کسى که بدون قصد اقامت در غیر وطن‏‎ ‎‏خود ده روز مانده است، ترک احتیاط به این که در سفر اول جمع بخواند سزاوار نیست،‏‎ ‎‏بلکه در سفر دوم و سوم هم، چه با نیّت اقامت و چه بدون آن و نیز کسى که بدون نیّت یا با‏‎ ‎‏نیّت، ده روز در وطن خود مانده باشد، احتیاط آن است که جمع بخوانند.‏

‏مسأله 24 ـ ‏‏اگر کسى شغلش سفر نباشد، لکن برایش کارى پیش آید که سفرهاى‏‎ ‎‏متعددى بکند، باید قصر بخواند، مثل این که کارى در شهرى دارد که احتیاج به‏‎ ‎‏مسافرت هاى متعدد داشته باشد. بلکه همچنین است اگر منزل کسى تا حرم‏‎ ‎‏سیّدالشهداء ‏‏علیه السلام‏‏ مثلاً به مقدار مسافت باشد و نذر کند، یا بنا بگذارد که هر شب جمعه به‏‎ ‎‏زیارت حضرت سیدالشهداء ‏‏علیه السلام‏‏برود. و همچنین است اگر منزلش تا شهرى که کار و‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 288

‏شغلش در آن شهر است به مقدار مسافت باشد و هر روز به آن شهر مى رود، ظاهر آن‏‎ ‎‏است که در سفر و در شهرى که وطنش نیست، نمازش را باید شکسته بخواند.‏

‏مسأله 25 ـ ‏‏از جملۀ کسانى که شغلشان سفر است، چوپانى است که کارش چراندن‏‎ ‎‏است، چه مکان خاصى داشته باشد یا نه. و تاجرى که دوره گردى مى کند و از همین قبیل‏‎ ‎‏است جهانگردى که براى خود وطنى انتخاب نکرده و شغلش گردش و سیاحت است و‏‎ ‎‏ممکن است، جهانگرد جزء صنف ششم باشد و در هر حال بر اینان تمام خواندن‏‎ ‎‏واجب است.‏

‏هشتم آن ها: ‏‏رسیدن به محل ترخّص است، پس قبل از حد ترخّص، نباید شکسته‏‎ ‎‏بخواند. و منظور از حد ترخّص، جایى است که اذان شهر را نشنود یا دیوار و شکل هاى‏‎ ‎‏آن را ـ نه شبح آن را ـ از آن جا نبیند و احتیاطى که نباید ترک شود آن است که هر دو‏‎ ‎‏(نشنیدن اذان وندیدن دیوار) حاصل شود. و معتبر است که نشنیدن اذان و ندیدن دیوار‏‎ ‎‏به خاطر دور شدن از محل باشد نه به خاطر عوارض دیگر.‏

‏مسأله 26 ـ ‏‏همان طور که در شکسته خواندن نماز، رسیدن به محل ترخّص معتبر است‏‎ ‎‏در صورتى که مسافرت از شهرش باشد، آیا در مسافرت از محلى که ده روز در آن اقامت‏‎ ‎‏داشته و از محلى که سى روز با تردید در آن اقامت داشته است نیز، رسیدن به حد ترخّص‏‎ ‎‏معتبر است یا نه؟ مورد تأمل است و در هر دو مراعات احتیاط ترک نشود.‏

‏مسأله 27 ـ ‏‏همان طور که رسیدن به حد ترخّص در ابتداى مسافرت از شروط قصر‏‎ ‎‏است، همچنین حکم مسافرت در برگشتن از سفر با رسیدن به حد ترخّص از بین مى رود،‏‎ ‎‏لذا واجب است که تمام بخواند و احتیاط (واجب)، مراعات از بین رفتن هر دو علامت‏‎ ‎‏است و احتیاط بهتر آن است که تا وارد شدن به منزل نماز را به تأخیر بیندازد و اگر بعد از‏‎ ‎‏رسیدن به حد ترخّص نماز مى خواند، جمع بین قصر و تمام نماید. و اما نسبت به محلى‏‎ ‎‏که قصد دارد، ده روز در آن جا بماند، آیا حد ترخّص در آن معتبر است که با رسیدن به آن‏‎ ‎‏حد، حکم سفر از بین برود، یا معتبر نیست، مورد اشکال است و نباید احتیاط ترک شود به‏‎ ‎‏این که یا نماز را تا خود محل تأخیر بیندازد یا بعد از رسیدن به حد ترخّص، جمع بخواند.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 289

‏مسأله 28 ـ ‏‏معیار (در نشنیدن اذان و ندیدن دیوار) آن است که چشم بیننده و گوش‏‎ ‎‏شنونده و صداى گویندۀ اذان و هوا، متوسط و معتدل باشد.‏

‏مسأله 29 ـ ‏‏بنابر اقوى میزان نشنیدن اذان آن است که تشخیص داده نشود که اذان است‏‎ ‎‏یا غیر آن و در موردى که تشخیص داده مى شود که اذان است ولکن جمله ها و فصل هاى‏‎ ‎‏آن مشخص نمى شود، سزاوار است احتیاط شود و نیز در موردى که نشنیدن به آن حد‏‎ ‎‏نرسیده که به طور کلى صدا شنیده نشود، سزاوار است احتیاط شود.‏

‏مسأله 30 ـ ‏‏در جایى که نه خانه اى هست و نه دیوارى، باید آن ها را فرض کرد، بلکه در‏‎ ‎‏خانه هاى بادیه نشینان و مانند آنان از کسانى که خانه هایشان دیوار ندارد، احتیاطاً باید‏‎ ‎‏همین فرض را نمود.‏

‏مسأله 31 ـ ‏‏اگر در این که به حد ترخّص رسیده شک نماید، باید بنا را بر عدم آن‏‎ ‎‏بگذارد، پس در فرض رفتن، تمام و در برگشتن، قصر واجب است، مگر آن که مستلزم‏‎ ‎‏محذورى مثل مخالفت علم اجمالى باشد یا علم تفصیلى بر بطلان نمازش پیدا کند، مانند‏‎ ‎‏این که در موقع رفتن، در جایى که شک دارد، حد ترخّص است نماز ظهر را تمام بخواند و‏‎ ‎‏بخواهد موقع برگشتن، نماز عصر را در همان جا شکسته به جا بیاورد.‏

‏مسأله 32 ـ ‏‏اگر در کشتى و مانند آن باشد و قبل از حد ترخّص به نیّت تمام خواندن،‏‎ ‎‏شروع به نماز نماید، سپس در اثنا به حد ترخّص برسد، چنانچه قبل از رکوع رکعت سوم‏‎ ‎‏باشد، در صورتى که معتقد بوده که قبل از حد ترخّص آن را تمام مى کند باید نماز را‏‎ ‎‏به طور شکسته پایان دهد و نمازش صحیح است و در صورتى که چنین اعتقادى نداشته،‏‎ ‎‏اگر قبل از داخل شدن در رکعت سوم به حد ترخّص برسد، باید نمازش را شکسته پایان‏‎ ‎‏دهد و صحیح است و اگر به رکعت سوم داخل شده باشد، مورد اشکال است و احتیاط‏‎ ‎‏(واجب) آن است که آن را به طور قصر پایان دهد، سپس یک نماز تمام اعاده نماید، یا‏‎ ‎‏همان نماز را به طور تمام بخواند، سپس یک نماز قصر اعاده کند، چنان که اگر بعد از داخل‏‎ ‎‏شدن در رکوع به حد ترخّص برسد، مورد اشکال است، پس احتیاط به این که همان نماز‏‎ ‎‏را به طور چهار رکعتى تمام کند سپس به طور قصر اعاده نماید ترک نشود. و اگر در حال‏‎ ‎


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 290

‏برگشتن باشد و قبل از رسیدن به حد ترخّص به نیّت قصر شروع به نماز نماید و در اثناى‏‎ ‎‏نماز به حد ترخّص برسد، باید نماز را چهار رکعتى تمام کند و صحیح است.‏

‏چیزهایى که سفر را قطع مى کند‏

‏و آن ها چند امر است: ‏‏اول: ‏‏وطن؛ پس عبور از وطن سفر را قطع مى کند و در شکسته‏‎ ‎‏خواندن نماز بعد از آن، قصد مسافت جدیدى مورد نیاز است، چه وطن اصلى و‏‎ ‎‏زادگاهش باشد، یا وطن جدید (غیر اصلى) باشد که آن را محل سکونت و زندگى دائمى‏‎ ‎‏خود قرار داده باشد. و مالک شدن چیزى در وطن غیر اصلى و یا اقامت شش ماه در آن‏‎ ‎‏معتبر نیست، ولى باید آن قدر در وطن جدید اقامت کند که عرفاً بگویند؛ آن جا وطن و‏‎ ‎‏محل سکونت او است، بلکه گاهى بدون این که قصد اقامت دائمى یا قصد ترک جایى را‏‎ ‎‏داشته باشد، به خاطر طولانى شدن اقامت، عرفاً صدق مى کند که آن جا وطن و محل‏‎ ‎‏سکونت او است.‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏اگر کسى از وطن اصلى یا غیر اصلى خود اعراض کند و جاى دیگرى را‏‎ ‎‏وطن خود قرار دهد، چنانچه در وطنى که از آن اعراض کرده، ملکى ندارد، یا دارد ولى‏‎ ‎‏قابل سکونت نیست، یا قابل سکونت هست ولى شش ماه به قصد توطّن همیشگى در آن‏‎ ‎‏سکونت نداشته، حکم وطن از آن جا برداشته مى شود. و اما اگر در آن جا ملکى دارد و به‏‎ ‎‏قصد توطن همیشگى شش ماه در آن اقامت کرده، یا آن جا وطن اصلى او باشد، مشهور‏‎ ‎‏(بین فقها) این است که در حکم وطن فعلى آن شخص است و آن را «وطن شرعى» نامیده‏‎ ‎‏و بر او لازم مى دانند تا زمانى که ملکش در آن جا باقى است اگر از آن جا عبور کند، باید‏‎ ‎‏نماز را تمام بخواند، بلکه بعضى از فقها گفته اند: حتى اگر در آن جا ملکى که قابل سکونت‏‎ ‎‏نیست، حتى یک درخت خرما یا مانند آن داشته باشد، بلکه اگر شش ماه ـ حتى نه به قصد‏‎ ‎‏سکونت همیشگى بلکه مثلاً به قصد تجارت ـ در آن جا اقامت داشته، واجب است نماز را‏‎ ‎‏در آن جا تمام بخواند، ولى اقوى خلاف این است، پس در هیچ یک از مواردى که گفته‏‎ ‎‏شد، حکم وطن جریان ندارد. و در هر صورت حکم وطن با اعراض برداشته مى شود،‏‎ ‎‏اگرچه احتیاط (مستحب) این است که در این موارد ـ خصوصاً در صورت اول ـ هم‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 291

‏مطابق حکم وطن عمل شود و هم مطابق وظیفه در غیر وطن.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏ممکن است یک نفر، در یک زمان، دو وطن فعلى داشته باشد به این‏‎ ‎‏صورت که دو محل را، مسکن همیشگى خود قرار دهد و مثلاً در هر سال، شش ماه در‏‎ ‎‏یکى و شش ماه در دیگرى اقامت نماید، ولى داشتن بیش از دو وطن فعلى محل اشکال‏‎ ‎‏است ودر این مورد باید احتیاط مراعات شود.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏ظاهر این است کسى که تابع دیگرى است و در خواسته ها و گذران زندگى‏‎ ‎‏مستقل نیست، در وطن نیز تابع آن شخص مى باشد و وطن شخص متبوع، وطن او شمرده‏‎ ‎‏مى شود، چه صغیر باشد ـ همچنان که غالباً افراد صغیر تابع ولىّ خود مى باشند ـ یا شرعاً‏‎ ‎‏کبیر باشد همان طور که گاهى فرزند پسر و در بسیارى موارد، دخترها ـ خصوصاً در اوایل‏‎ ‎‏بلوغ ـ تابع مى باشند. و ملاک این است که شخص، تابع باشد و استقلال نداشته باشد (نه‏‎ ‎‏این که صغیر یا کبیر باشد)، پس چه بسا صغیر ممیّزى هست که در اراده و زندگى استقلال‏‎ ‎‏دارد، همچنان که گاهى کسى که شرعاً کبیر است استقلال ندارد. و این (تابع و متبوع بودن)‏‎ ‎‏اختصاص به پدر و فرزند ندارد، بلکه ملاک، تابع بودن است اگرچه تابع نزدیکان دیگر‏‎ ‎‏(غیر از پدر) یا تابع بیگانه باشد. تمام آنچه گفته شد، مربوط به وطن غیر اصلى است، ولى‏‎ ‎‏در وطن قرار دادن وطن اصلى احتیاجى به اراده نیست؛ زیرا وطن بودن وطن اصلى،‏‎ ‎‏انتخابى و ارادى نیست، ولى در مورد اعراض از وطن ـ که با اعراض عملى حاصل‏‎ ‎‏مى شود ـ آنچه دربارۀ تابع و متبوع گفته شد جریان دارد.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر در کوچ کردن از وطن اصلى مردّد شود، ظاهر این است که تا از آن جا‏‎ ‎‏خارج نشده و اعراض ننموده است، وطن بودن آن جا باقى است. ولى در وطن غیر اصلى‏‎ ‎‏چنانچه به مقدارى که عرفاً بگویند که آن جا وطن او است، در آن جا اقامت نکرده باشد،‏‎ ‎‏بدون اشکال با این تردید از بین مى رود و اگر به مقدارى که عرفاً بگویند که آن جا وطن او‏‎ ‎‏است، در آن جا اقامت کرده باشد، احتیاط (مستحب) این است که بین احکام وطن وغیر‏‎ ‎‏آن جمع نماید، اگرچه بنابر اقوى وطن بودن آن هم باقى مى ماند.‏

‏دوم: ‏‏تصمیم داشتن بر اقامت ده روز پشت سر هم، یا دانستن این که ده روز پشت سر‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 292

‏هم در آن جا مى ماند، اگرچه با اختیار خودش نباشد.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏شب هایى که در وسط ده روز هست، جزء اقامت ده روز مى باشند، ولى‏‎ ‎‏شب اول و آخر جزء دهه نیستند. بنا بر این اقامت ده روز و نُه شب کفایت مى کند. و بنابر‏‎ ‎‏اقوى کفایت مى کند که کسرى یک روز، از روز دیگر حساب شود، مثل این که از ظهر روز‏‎ ‎‏اول تا ظهر روز یازدهم قصد اقامت نماید. و ابتداى روز، بنابر اقوى از طلوع فجر دوم‏‎ ‎‏(سپیده صادق) است، پس اگر وقت طلوع خورشید وارد شود، آخر دهه، موقع طلوع‏‎ ‎‏خورشید روز یازدهم مى باشد، نه غروب روز دهم.‏

‏مسأله 6 ـ ‏‏شرط است که محل اقامت یکى باشد، بنا بر این، اگر قصد اقامت ده روز در‏‎ ‎‏جاهاى متعدد داشته باشد، حکم سفر قطع نمى شود مثل این که ده روز قصد اقامت در‏‎ ‎‏نجف وکوفه با هم داشته باشد. البته فاصله قرار گرفتن شط و مانند آن در وسط شهرى که‏‎ ‎‏مجموعاً شهر واحدى مى باشد، ضررى به وحدت آن نمى رساند، مثل دو طرف شط در‏‎ ‎‏بغداد و اسلامبول، پس اگر قصد کند که ده روز در دو طرف شط بماند حکم سفر را‏‎ ‎‏قطع مى کند.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏در نیّت اقامت، تصمیم بر این که از حصار و دیوار شهر خارج نشود شرط‏‎ ‎‏نیست، بلکه اگر در موقع نیّت اقامت ده روز، قصد داشته باشد که تا بعضى از مزرعه ها و‏‎ ‎‏باغ هاى اطراف این شهر سر بزند، حکم مقیم را دارد، بلکه اگر قصد داشته باشد که از حد‏‎ ‎‏ترخّص بگذرد، بلکه تا کمتر از چهار فرسخ نیز برود، چنان که قصد داشته باشد که زود‏‎ ‎‏برگردد مثل این که یک یا دو ساعت خارج شود ـ به طورى که عرفاً از صدق اقامت ده روز‏‎ ‎‏در آن محل خارج نشود ـ حکم مقیم را دارد، ولى اگر بخواهد بیش از این، خصوصاً اگر‏‎ ‎‏قصدش این باشد که شب را در خارج شهر بماند، اشکال دارد.‏

‏مسأله 8 ـ ‏‏در تحقق اقامت ده روز، قصد اجمالى کفایت نمى کند، بنا بر این اگر کسى که‏‎ ‎‏تابع دیگرى است ـ مانند زوجه و رفیق ـ قصد داشته باشد که هر قدر متبوع بماند، او هم‏‎ ‎‏بماند، در صورتى که تابع از اول مقدار قصد او را نمى دانسته است کافى نیست، اگرچه‏‎ ‎‏متبوع قصد اقامت ده روز را داشته باشد. پس اگر بعد از چند روز معلوم شود که متبوع‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 293

‏قصد اقامت ده روز داشته است، تابع باید همچنان نماز را شکسته بخواند، مگر این که بعد‏‎ ‎‏از این قصد کند که ده روز بماند. بلکه اگر قصد کند تا آخر ماه یا تا روز عید، مثلاً در جایى‏‎ ‎‏بماند و در واقع تا آن موقع، ده روز باشد، ولى در وقت قصد اقامت، نمى دانسته که تا آن‏‎ ‎‏روز ده روز مى شود، بعید نیست که کافى نباشد و شکسته خواندن نماز بر او واجب باشد،‏‎ ‎‏لکن تا ممکن است احتیاط ترک نشود.‏

‏مسأله 9 ـ ‏‏اگر مسافرى قصد کند ده روز در جایى بماند، سپس از قصدش برگردد، اگر‏‎ ‎‏در حالى که قصد ماندن ده روز را داشته، یک نماز چهار رکعتى تمام را خوانده باشد، باید‏‎ ‎‏تا موقعى که در آن جا است نمازهایش را همچنان تمام بخواند، اگرچه بخواهد یکى دو‏‎ ‎‏ساعت دیگر از آن جا برود. ولى اگر نمازى نخوانده یا نمازى خوانده که شکسته نمى شود،‏‎ ‎‏مثل نماز صبح، باید پس از آن که از قصدش عدول کرد، نمازهایش را شکسته بخواند. و‏‎ ‎‏اگر به جهت غفلت از قصد اقامت یا به خاطر شرف این بقعه (مانند مسجد الحرام و مسجد‏‎ ‎‏النبى و مسجد کوفه و حرم امام حسین)، بعد از آن که از قصد اقامتش غافل شد، یک نماز‏‎ ‎‏چهار رکعتى تمام بخواند، احتیاط به این که جمع بخواند ترک نشود، اگرچه تنها وجوب‏‎ ‎‏قصر خواندن در این دو مورد، خالى از وجه نیست.‏

‏مسأله 10 ـ ‏‏اگر نمازى از او فوت شود که قضاى آن واجب است (و مانند نماز زن‏‎ ‎‏حائض نباشد که قضا ندارد) و آن را به صورت تمام، قضا نماید، سپس از قصد اقامتش‏‎ ‎‏برگردد، بر حکم تمام باقى مى ماند با اشکالى که در آن هست و احتیاط (مستحب) آن‏‎ ‎‏است که جمع بخواند. ولى اگر قبل از قضاى آن، از قصدش عدول کند، ظاهر آن است که‏‎ ‎‏باید شکسته بخواند.‏

‏مسأله 11 ـ ‏‏اگر پس از قصد اقامت، نیّت روزه نماید، سپس بعد از ظهر قبل از آن که یک‏‎ ‎‏نماز چهار رکعتى تمام بخواند، از قصد اقامت عدول نماید، باید نمازش را شکسته‏‎ ‎‏بخواند، ولى روزه اش صحیح است و مانند کسى مى ماند که روزه گرفته و بعد از ظهر‏‎ ‎‏مسافرت نموده باشد.‏

‏مسأله 12 ـ ‏‏در عدول از قصد اقامت ـ که اگر بعد از خواندن یک چهار رکعتى تمام‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 294

‏باشد، باید همچنان نمازهایش را تمام بخواند و اگر قبل از خواندن آن باشد، باید شکسته‏‎ ‎‏بخواند ـ فرقى نمى کند که مسافر قصد کند ده روز را نماند یا مردد شود.‏

‏مسأله 13 ـ ‏‏اگر ده روزى که مسافر قصد اقامت آن را داشته، تمام شود، براى تمام‏‎ ‎‏خواندن نمازهایش احتیاج به قصد اقامت جدیدى ندارد، پس مادامى که سفر جدیدى‏‎ ‎‏برایش پیش نیامده باید نمازهایش را تمام بخواند.‏

‏مسأله 14 ـ ‏‏اگر مسافرى قصد اقامت ده روز کرد و با خواندن یک نماز چهار رکعتى‏‎ ‎‏تمام، وظیفه اش تمام خواندن نمازها شد، سپس به مقدار کمتر از مسافت (چهار فرسخ) از‏‎ ‎‏محل اقامت خارج شد و قصدش این بود که به آن جا که محل اقامت او است ـ به جهت‏‎ ‎‏این که اثاثیه اش در آن جا باقى است و از آن جا اعراض نکرده ـ برگردد، چنانچه قصدش‏‎ ‎‏این باشد که بعد از برگشتن، ده روز در آن جا بماند، بدون اشکال باید نمازهایش را‏‎ ‎‏همچنان تمام بخواند. و همچنین در صورتى هم که نیّت ماندن نداشته باشد ـ چه مردّد‏‎ ‎‏باشد یا تصمیم داشته باشد بعد از برگشتن، ده روز در آن جا نماند، اقوى آن است که تا‏‎ ‎‏موقعى که سفر جدیدى را شروع نکرده ـ خصوصاً اگر مقصد در راه وطن او باشد ـ در‏‎ ‎‏رفتن و در مقصد و در برگشتن و در محل اقامت، نمازهایش را تمام بخواند و احتیاط‏‎ ‎‏(مستحب) آن است که خصوصاً در برگشتن و محل اقامت وبالاخص اگر محل اقامت در‏‎ ‎‏راه وطن او باشد، نماز را جمع بخواند. البته در صورتى که از موقع خارج شدن از محل‏‎ ‎‏اقامت، سفر جدیدى را شروع کند و به جهت این که محل اقامتش یکى از منزل هایى است‏‎ ‎‏که در سفر جدید از آن مى گذرد، قصد داشته باشد به آن جا برگردد، وظیفه اش این است که‏‎ ‎‏در برگشتن و در محل اقامت نماز را شکسته بخواند و اما در رفتن و مقصد مورد اشکال‏‎ ‎‏است و احتیاط به این که جمع بخواند ترک نشود، اگرچه وجوب تمام خواندن در این دو‏‎ ‎‏مورد، بعید نیست. آنچه گفته شد در صورتى است که از اول قصد خارج شدن از محل‏‎ ‎‏اقامت تا کمتر از مسافت را در بین ده روز نداشته باشد، ولى اگر از اول اقامت، قصد داشته‏‎ ‎‏باشد که در بین ده روز تا کمتر از مسافت بیرون برود، همان طور که قبلاً گفته شد، چنانچه‏‎ ‎‏قصد داشته باشد خیلى زود برگردد، باید نماز را تمام بخواند وگرنه اشکال دارد. و در‏‎ ‎‏صورتى که تا کمتر از مسافت خارج شود و مردّد باشد که به محل اقامت برگردد یا نه، یا‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 295

‏نسبت به برگشتن غفلت داشته باشد، احتیاطى که ترک آن سزاوار نیست آن است که بین‏‎ ‎‏قصر و تمام جمع نماید، اگرچه بنابر اقوى مادامى که سفر جدیدى را شروع نکرده باشد،‏‎ ‎‏باید بر تمام خواندن، باقى بماند.‏

‏مسأله 15 ـ ‏‏اگر براى مسافرى که در جایى مقیم شده است، سفرى پیش بیاید، سپس‏‎ ‎‏تصمیم بگیرد به محل اقامت برگردد و ده روز در آن جا بماند، اگر این تصمیم به برگشت،‏‎ ‎‏بعد از رسیدن به چهار فرسخى باشد باید در حال رفتن و در مقصد و در برگشتن، نماز را‏‎ ‎‏شکسته بخواند و اگر قبل از چهار فرسخى محل اقامت باشد، در حال رفتن، بعد از گذشتن‏‎ ‎‏از حد ترخّص تا تصمیم گرفتن به برگشتن، باید نماز را شکسته بخواند و قضا نمودن‏‎ ‎‏نمازى که شکسته خوانده، واجب نیست و در حال تصمیم به برگشت، احتیاط (مستحب)‏‎ ‎‏این است که جمع بخواند، گرچه اقرب این است که همچنان شکسته بخواند. و همچنین‏‎ ‎‏اگر تصمیم بگیرد که به محل اقامت برگردد، ولى ده روز در آن جا نماند، باید ـ حتى در‏‎ ‎‏محل اقامت ـ نماز را شکسته بخواند.‏

‏مسأله 16 ـ ‏‏اگر به نیّت قصر، داخل نماز شود، سپس در اثناى آن تصمیم به اقامت‏‎ ‎‏بگیرد، باید آن نماز را تمام بخواند. و اگر قصد اقامت نماید و به نیّت تمام، داخل نماز‏‎ ‎‏شود، سپس در اثناى نماز از قصد اقامت عدول نماید، اگر قبل از داخل شدن در رکوع‏‎ ‎‏رکعت سوم باشد، باید آن نماز را به طور قصر تمام کند و اگر بعد از داخل شدن در رکوع‏‎ ‎‏رکعت سوم و قبل از تمام کردن نماز باشد، بنابر اقوى نمازش باطل است و باید شکسته‏‎ ‎‏بخواند، اگرچه احتیاط (مستحب) آن است که آن نماز را چهار رکعتى تمام کند، سپس‏‎ ‎‏به طور قصر آن را اعاده نماید و مادامى که سفر نکرده، جمع بخواند.‏

‏سوم از قطع کننده هاى سفر:‏‏ سى روز با حالت تردید در جایى ماندن است. و ملحق به‏‎ ‎‏تردّد است مسافرى که تصمیم مى گیرد فردا برود یا پس فردا ولى نرود و به همین صورت‏‎ ‎‏(ادامه یابد) تا این که سى روز بگذرد، بلکه ملحق به این قسم است کسى که مثلاً تصمیم بر‏‎ ‎‏اقامت نُه روز مى گیرد و پس از نُه روز، تصمیم بر اقامت نُه روز دیگر مى گیرد و به همین‏‎ ‎‏صورت تا سى روز نماز را قصر مى خواند، و پس از سى روز، اگرچه به مقدار خواندن یک‏‎ ‎‏نماز چهار رکعتى باقى بماند، باید تمام بخواند.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 296

‏مسأله 17 ـ ‏‏ظاهر این است که ماه هلالى (که بیست و نه روز تمام مى شود) به سى روز‏‎ ‎‏ملحق است اگر مسافر از اول ماه تردید داشته باشد.‏

‏مسأله 18 ـ ‏‏شرط است که محل تردید داشتن (تا سى روز) یکى باشد ـ مانند محل‏‎ ‎‏اقامت ـ پس اگر محل تردید متعدد باشد، حکم سفر قطع نمى شود.‏

‏مسأله 19 ـ ‏‏مسافرى که سى روز به طور تردید در جایى مى ماند و بعد از آن وظیفه اش‏‎ ‎‏تمام خواندن نماز است، اگر بعد از سى روز از آن محل تردّد تا کمتر از مسافت بیرون برود‏‎ ‎‏و قصد داشته باشد که به همان جا برگردد، حکم کسى را دارد که قصد اقامت داشته (و‏‎ ‎‏بیرون رفته است) که حکم او گذشت.‏

‏مسأله 20 ـ ‏‏اگر مسافرى، مثلاً بیست و نه روز یا کمتر به حالت تردید در جایى بماند،‏‎ ‎‏سپس به جاى دیگرى سفر کند و در آن جا هم به حالت تردید به همین صورت (کمتر از‏‎ ‎‏سى روز) بماند، باید تا وقتى که مردّد است و قصد اقامت ده روز نکرده، نماز را شکسته‏‎ ‎‏بخواند، مگر این که قصد اقامت درجایى بکند، یا سى روز با تردید (در یک مکان)‏‎ ‎‏باقى بماند.‏

‏احکام مسافر‏

‏پیش از این معلوم شد که با محقق شدن شرایط، دو رکعت از هر نماز ظهر و عصر‏‎ ‎‏وعشاى مسافر ساقط مى شود، همچنان که نافله هاى ظهر و عصر از او ساقط مى شود و‏‎ ‎‏بقیۀ نافله ها باقى مى مانند و احتیاط آن است که نماز وتیره، (نافلۀ عشا) رجاءً خوانده شود.‏

‏مسأله 1 ـ ‏‏اگر مسافر با وجود شرایط قصر، نماز را تمام بخواند، اگر حکم و موضوع را‏‎ ‎‏بداند، نمازش باطل است و باید آن را در وقت و یا در خارج وقت اعاده نماید. و اگر اصل‏‎ ‎‏حکم مسأله و این که مسافر باید قصر بخواند را نداند، اعاده بر او واجب نیست، تا چه رسد‏‎ ‎‏به قضاى آن. و اگر اصل حکم را مى داند، ولى بعضى از خصوصیات ـ مثل این که سفر‏‎ ‎‏چهار فرسخى با قصد برگشتن، موجب قصر مى شود، یا کسى که شغلش سفر است اگر ده‏‎ ‎‏روز در شهرش اقامت نماید، در سفر اول بر او قصر واجب است و مانند این ها ـ را نداند و‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 297

‏نماز را تمام بخواند، واجب است که در وقت اعاده کند و در خارج وقت قضا نماید. و‏‎ ‎‏همچنین است اگر حکم مسأله را بداند، ولى موضوع آن را نداند، مثل این که خیال کند که‏‎ ‎‏مقصد او به مقدار مسافت نیست و حال آن که مسافت باشد و نماز را تمام بخواند. و اما اگر‏‎ ‎‏فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت متوجّه شود، واجب‏‎ ‎‏است اعاده نماید و اگر در خارج وقت متوجّه گردد، قضا بر او واجب نیست.‏

‏مسأله 2 ـ ‏‏بنابر اقوى، آنچه (در مسألۀ قبل دربارۀ نماز) گفته شد، دربارۀ روزه هم‏‎ ‎‏جارى است، پس اگر مسافرى که نباید روزه بگیرد، عالماً و عامداً روزه بگیرد، روزه اش‏‎ ‎‏باطل است و اگر به جهت ندانستن اصل حکم روزه بگیرد، روزه اش صحیح است، ولى‏‎ ‎‏اگر به جهت ندانستن بعضى جزئیات مسأله یا به جهت جهل به موضوع، روزه گرفته‏‎ ‎‏باشد، باطل است، ولى در صورتى که به جهت فراموشى روزه بگیرد به نماز ملحق‏‎ ‎‏نمى شود، بنا بر این قضاى آن واجب است.‏

‏مسأله 3 ـ ‏‏کسى که وظیفه اش تمام خواندن نماز است، در صورتى که قصر بخواند‏‎ ‎‏نمازش مطلقا باطل است، حتى کسى که قصد اقامت کرده و نماز را چون نمى دانسته است‏‎ ‎‏که حکم او تمام خواندن مى باشد، قصر خوانده است.‏

‏مسأله 4 ـ ‏‏اگر کسى که فراموش کرده در سفر است، در اثناى نماز یادش بیاید، چنانچه‏‎ ‎‏قبل از داخل شدن در رکوع رکعت سوم باشد، باید نماز را به طور قصر پایان دهد و به‏‎ ‎‏همان اکتفا کند و اگر بعد از آن یادش بیاید، نمازش باطل است و اگر حتى براى یک رکعت‏‎ ‎‏وقت داشته باشد، واجب است آن را اعاده نماید.‏

‏مسأله 5 ـ ‏‏اگر وقت نماز فرا رسد و او در حضر باشد و توانایى خواندن نماز را هم‏‎ ‎‏داشته باشد و قبل از آن که نماز بخواند، مسافرت نماید و از حد ترخّص بگذرد و وقت‏‎ ‎‏هنوز باقى باشد، واجب است قصر بخواند. لکن ترک احتیاط به این که تمام هم بخواند‏‎ ‎‏سزاوار نیست. و اگر وقت فرا رسد و او در سفر باشد و قبل از خواندن نماز به حضر بیاید‏‎ ‎‏و وقت باقى باشد، واجب است تمام بخواند و احتیاط (مستحب) آن است که قصر‏‎ ‎‏هم بخواند.‏


ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 298

‏مسأله 6 ـ ‏‏اگر در حضر نمازى از او فوت شود، واجب است آن را به طور تمام ـ ولو‏‎ ‎‏در مسافرت ـ قضا نماید، چنانکه اگر نمازى از او در سفر فوت شود، واجب است آن را‏‎ ‎‏به طور قصر ـ ولو در حضر ـ قضا نماید.‏

‏مسأله 7 ـ ‏‏در صورتى که اول وقت در حضر و در آخر وقت در مسافرت باشد یا‏‎ ‎‏عکس آن، نمازى که از او فوت شود، بنابر اقوى باید رعایت وقت فوت نماز ـ یعنى، آخر‏‎ ‎‏وقت ـ را بنماید؛ پس در فرض اول باید آن را به طور قصر و در فرض دوم باید آن را چهار‏‎ ‎‏رکعتى قضا کند، لکن ترک احتیاط به این که در هر دو فرض جمع بخواند سزاوار نیست.‏

‏مسأله 8 ـ ‏‏مسافرى که قصد اقامت نکرده، در چهار جا، بین قصر و تمام مخیّر است که‏‎ ‎‏عبارتند از: مسجد الحرام، مسجد النبىّ ‏‏صلى الله علیه و آله وسلم‏‏، مسجد کوفه، و حائر حسینى ـ على مشرّفه‏‎ ‎‏السلام ـ و تمام خواندن افضل است. و در الحاق دو شهر مکه و مدینه به دو مسجد آن ها‏‎ ‎‏محل تأمل است، پس احتیاط به این که در شهرهاى مذکور قصر بخواند ترک نشود. و سایر‏‎ ‎‏مساجد و مشاهد به این ها ملحق نمى شود. و در این مساجد بین پشت بام و صحن و‏‎ ‎‏جاهاى پایین آن ها، مانند بیت الطشت در مسجد کوفه فرقى نیست. و بنابر اقوى تمام‏‎ ‎‏روضۀ شریفه جزء حائر حسینى ‏‏علیه السلام‏‏محسوب مى شود، بنا بر این از طرف بالاى سرتا‏‎ ‎‏شبکه هاى متّصل به رواق و از طرف پا تا درب متّصل به رواق و از پشت سر تا حد مسجد،‏‎ ‎‏جزء حرم است و خالى از قوّت نیست که مسجد و رواق شریف هم جزء حرم شمرده‏‎ ‎‏شود (و مسافر در آن جاها هم مخیّر باشد) ولى ترک احتیاط به این که در این دو مورد قصر‏‎ ‎‏خوانده شود سزاوار نیست.‏

‏مسأله 9 ـ ‏‏در چهار موردى که گفته شد، تخییر در شکسته یا تمام خواندن نماز،‏‎ ‎‏استمرارى است، بنا بر این کسى که به نیّت قصر شروع به نماز کرده، مى تواند به تمام عدول‏‎ ‎‏کند و همچنین کسى که به نیّت تمام شروع نموده مى تواند به قصر ـ مادامى که از محل‏‎ ‎‏عدول نگذشته ـ عدول نماید، بلکه اگر بدون آن که قصر و یا تمام را از اول نماز در نیّت‏‎ ‎‏معیّن کند، مى تواند در اثناى آن، یکى از آن دو را اختیار کند.‏

‏مسأله 10 ـ ‏‏روزه در موارد تخییر مذکور، به نماز ملحق نمى شود، بنا بر این مادامى که در‏‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 299

‏آن ها قصد اقامت نکند، یا سى روز مردّد باقى نمانده باشد، روزه صحیح نیست.‏

‏مسأله 11 ـ ‏‏مستحب است بعد از هر نماز قصرى، سى مرتبه ‏‏«سُبْحانَ الله وَالْحَمْدُ لله ِِ وَلا اِلهَ‏‎ ‎‏إِلاّ الله ُ وَالله ُ اَکْبَرُ» ‏‏بگوید.‏

‎ ‎

ترجمه تحریر الوسیله امام خمینی(س) (ج.۱)ترجمه تحریر الوسیلهصفحه 300
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد