X
تبلیغات
زولا
پنج‌شنبه 18 دی‌ماه سال 1393
توسط: م.چ

شعر عید

گنج ابدی پیروی حق و عبادت

مفتاح در خیر نمازی بجماعت

معنای نمازست حضور دل و اخیات

زنهار بصورت مکن ایدوست قناعت

راضی مشو از بندگی تا ننمائی

آداب و شرایط همه را نیک رعایت

هر چند که وسواس کنی سود ندارد

خود را ندهی تا بدل و جان بعبادت

خواهی بعبادت خللی راه نیابد

میکن دلت از وسوسهٔ دیو حمایت

خواهی که زدستت نرود وقت فضیلت

مگذار که تا کار کشد وقت طهارت

از دست مده راتبهٔ ورد شبانروز

تا آنکه نویسند ترا ز اهل عبادت

برخیزی و وتری بگذاری بسحرگاه

مفتوح شود بر رخت ابواب سعادت

هرگز نتوانی که تلافی کنی آنرا

گر از تو شود فوت نمازی بجماعت

طاعت نپزیرند در آن نیست چه تقوی

زنهار مکن معصیتی داخل طاعت

این کار بعادت نشود راست خدا را

هنگام عبادات به پرهیز ز عادت

هر رنج که در راه عبادت کشی ای فیض

در آخرت آن یابد تبدیل براحت




چهارشنبه 17 دی‌ماه سال 1393
توسط: م.چ

نظرات کاربران 5

سلام 

نظر سنجی وبلاگ نشان میدهد که کاربران در حال حاضر چیز جدید تری از ما میخواهند
لطفا هر چیزی را که از این وبلاگ یا نویسنده انتظار دارید بیان کنید تا در بروز رسانی بعدی اجرا شود
هـــــــر چــــــــی

شنبه 6 دی‌ماه سال 1393
توسط: م.چ

صلح امام تدبیری برای افشای تزویر معاویه


یورش مردم به خیمه و زخمی کردن امام


امام حسن علیه‌السلام در چنان شرایط دشواری به خلافت امت اسلامی رسید و مردم عراق با او بیعت کردند، که وقتی پس از فرستادن سپاهیان خویش به سوی «مسکن» برای ایستادن در برابر لشکر معاویه، خود به سوی مدائن شتافت و شب در ساباط بیتوته کرد و صبح در میان یاران خویش خطبه‌ای در ترجیح وحدت در برابر تفرقه و برتری خیرخواهی در برابر کینه‌توزی بر زبان جاری کرد، به شدت مورد هجوم یاران خویش قرار گرفت و کار چنان بالا گرفت که ابوالفرج اصفهانی و شیخ مفید نوشته‌اند: مردم پس از آنکه حدس زدند امام قصد صلح دارد، به خیمه ایشان هجوم برده و اسباب و وسایل حضرت را غارت می‌کنند. تا جایی که حتی جانماز ایشان را از زیر پای‌شان می‌کشند و مردی با امام درگیری فیزیکی پیدا می‌کند.


ماجرای دردناک یورش اهالی ساباط به امام حسن اما به همین جا ختم نشد و پس از آنکه یاران نزدیک امام، ایشان را از مردم خشمگین دور  می‌کنند و به جای دیگری می‌برند، مردی از خوارجیان به نام جراح بن سنان ازدی در حالی که فریاد کشید که «تو همانند پدرت کافر شده‌ای»، با خنجری به امام حسن علیه‌السلام حمله کرد و پای ایشان را زخمی کرد.


در همین حال عبیدالله بن عباس و سپاه ۱۲ هزار نفری‌اش به «مسکن» رسیدند و در برابر لشکر ۶۰ هزار نفری معاویه ایستادند. جنگ آغاز شد، اما معاویه با دفاع دلاورانه سپاهیان عبیدالله مواجه شد. پس از آن و با فرا رسیدن شب، معاویه مزدوران خویش را به سوی عبیدالله فرستاد و برای او پیغام فرستاد که حسن بن علی تصمیم به صلح دارد، اما فرمانده لشکر امام حسن، این خبر را باور نکرد.


 

دوشنبه 1 دی‌ماه سال 1393
توسط: م.چ

سیره فردی پیامبر(ص)...نماز آیات

سیره فردی پیامبر(ص)؛

آموزه های پیامبر مکرم اسلام به روایت استاد دلشاد تهرانی


نمونه ای مشهور که در اغلب منابع تاریخی و حدیثی شیعه و سنی آمده و آن  این است که وقتی ابراهیم فرزند هفده، هجده ماهه پیامبر(ص) فوت کرد، همزمان با فوت او کسوف شد و خورشید گرفت؛ مسلمانان این دو را به هم ربط دادند و  گفتند چون پیامبر(ص) غصه دار است و اشک وی سرازیر شده، آسمان هم گرفته است. پس  اعتقاد مردم به پیامبر(ص) بیشتر شد . این خبر به گوش حضرت رسید و ایشان به شدت عصبانی و نسبت به این خرافه معترض شدند. سپس خواستند مردم جمع شوند و فرمودند: «خورشید و ماه دو آیه از آیات خدا و دو نشانه است که در نظام هستی کار خود را می کنند، برای مرگ و حیات کسی خورشید یا ماه نمی گیرد و اتفاق دیگری نمی افتد» سپس فرمودند: هرگاه چنین اتفاقی افتاد برخیزید و نماز آیات بخوانید.» در این موقعیت پیامبر(ص) می توانست سکوت کند تا به واسطه این گمان، اعتقاد مسلمانان به دین بیشتر شود و عده ای جذب شوند، ولی پیامبر حاضر نبود که از وسیله نادرست استفاده کند.