X
تبلیغات
زولا
سه‌شنبه 29 دی‌ماه سال 1394
توسط: م.چ

روایتی از دیدار مردم دزفول با امام خمینی(س)/دیدار با قله نور پیر جماران

در ایستگاه راه‌آهن پس از ساعتی توقف، بلندگو سوار شدن و حرکت قطار را اعلام و با سوت آخرین حرکت به طرف تهران آغاز شد. بعد از چند ساعت نماز مغرب و عشا در ایستگاه تله زنگ اقامه شد و سپس سوار شدن به قطار، صرف شام و پس از آن از هر شهیدی، سخنی.

امام خمینی

در کوپه ما چند تن از برادران شهدا حضور داشتند و هر کدامشان از خصوصیات شهید و نحوه شهادت آنان سخن می‌گفتند. و در دیگر کوپه‌ها نیز بر اساس شنیده‌ها این حالت بوده است.


استراحتی کوتاه و صدای خوش حی علی‌الصلوه و سپس اقامه نماز صبح در ایستگاه راه‌آهن قم و از دور سلامی بر حضرت معصومه(س) و خدا حافظی و التماس دعا از آن حضرت. 

پنج‌شنبه 30 بهمن‌ماه سال 1393
توسط: م.چ

آن روزها

مروری بر مبارزات و فعالیت‌های انقلابی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در پنج ماه منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷

روز آخر با فرارسیدن وقت نماز مغرب، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای اقدام به برگزاری نماز جماعت می‌کنند. جمعی از کارگران مسلمان نیز به ایشان اقتدا می‌کنند. «نماز و تقید به اسلام» جبهه‌ی جدیدی بین کارگران و کمونیست‌ها به‌وجود می‌آورد که در نهایت به اخراج کمونیست‌ها توسط کارگران از کارخانه می‌انجامد. «وقتی نماز ایشان شروع شد، کارگرهای مسلمان آمدند و پشت‌سر آقا نماز خواندند اما طرفداران کمونیست‌ها نیامدند که نماز بخوانند. این دو موج با هم دعوا کردند. همین دعوای آن‌ها با کارگرهای نمازخوان و اقامه‌ی نماز جماعت به امامت آیت‌الله خامنه‌ای موجب شد که جمع آن‌ها به‌هم بخورد. بعد از نماز، تقریباً دو صف تشکیل شد؛ یکی صف کارگران مسلمان و دیگری صف کمونیست‌ها. همین موضوع باعث ایجاد درگیری در آن‌جا شد. کمونیست‌ها نتوانستند قضیه را جمع کنند و نیروهای دیگرشان هم که می‌آمدند دیگر نمی‌توانستند با آن‌ها همدل شوند. کارگران مسلمان هم که متوجه حقایق شدند با آن‌ها برخورد کردند و تقریباً توطئه‌ی کمونیست‌ها در آستانه‌ی ۲۲ بهمن در هم شکست.

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif سال ۱۳۵۶ مبارزات مردم علیه رژیم شاه آهنگ تندتری گرفته بود، اما شهادت حجت‌الاسلام‌ والمسلمین حاج‌آقا مصطفی خمینی در مهرماه همان سال شتاب بیشتری به مبارزات بخشید. فرزند رهبر نهضت در تبعید شهید شده بود و برگزاری مراسم مختلف به مناسبت شهادت حاج‌آقا مصطفی از طرف علمای شهرها و مردم هوادار حضرت امام رحمه‌الله موج جدید و عظیمی را ایجاد کرده بود. رژیم شاه در عکس‌العمل به تجلیل مردم و حوزه‌های علمیه از فرزند امام رحمه‌الله، جمعی از روحانیون بلاد را دستگیر و عده‌ای را تبعید کرد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نیز در ۲۳ آذرماه در خانه‌شان دستگیر و به ایرانشهر تبعید شدند. پس از نقش پررنگ روحانیون در کمک‌رسانی به مردم در سیل ایرانشهر، ساواک تصمیم گرفت محل تبعید تعدادی از آنها را تغییر دهد و آیت‌الله خامنه‌ای به جیرفت منتقل شدند. دوران ۲۸۵ روزه‌ی تبعید در یکم مهرماه ۵۷ به پایان رسید. طی این مدت خبرهای خوب و بدی از شهرهای مختلف به آیت‌الله خامنه‌ای می‌رسید. از انتشار مقاله‌ی توهین آمیز به حضرت امام رحمه‌الله و قیام مردم قم در ۱۹ دی و چهلم‌های سلسله‌ای پس از آن تا تعطیلی بازارها در اعتراض به سرکوب تجمعات مردم توسط رژیم شاه. آخرین خبر همان روز یکم مهر می‌رسد: «خانه‌ی امام‌ خمینی در نجف توسط رژیم صدام محاصره شده است»؛ مردم و کسبه‌ی بازار در اعتراض به این اقدام رژیم صدام، همه‌ی مغازه‌ها و بازارها را تعطیل کردند. آیت‌الله خامنه‌ای نیز پس از توقفی چند روزه در کرمان، یزد و تهران راهی مشهد شدند.
 
دوشنبه 23 تیر‌ماه سال 1393
توسط: م.چ

آیت‌الله موسوی اردبیلی که در نماز جمعه بیان می‌کردند باید نسل را زیاد کرد

در آن زمان نگرانی در مورد این مسائل برایم احساس مسئولیت ایجاد می‌کرد، این نگرانی را در دولت مطرح کردم. من در آن زمان محافظه‌کار نبودم و هنوز هم نیستم. اگر چیزی از نظر من درست باشد باید عنوان کنم. لازم ندیدم مصاحبه کنم و هیچ‌گاه هم این کار را انجام ندادم اما با یک یک مسئولان صحبت کردم، با یک یک سران سه قوه بحث کردم، با آقای منتظری صحبت کردم و به عبارتی با هر کسی که می‌توانست در این کار نقش داشته باشد صحبت کردم. در نهایت خدمت حضرت امام(س) از نگرانی‌های خود نوشتم و حضرت امام(س) پاسخ دادند که مطلب مهمی است و باید در رسانه‌ها و دانشگاه‌ها مطرح شود و مورد بررسی قرار گیرد. این امر با مجوز حضرت امام(س) بود.افراد مخالف بسیار نادر بودند. وقتی طرح گفته شد، افراد بسیاری بر اهمیت کار صحه گذاشتند. امکان دارد الان افرادی اظهار مخالفت کنند اما در آن زمان مخالف اجرای طرح کنترل جمعیت نبودند. آیت‌الله موسوی اردبیلی که در نماز جمعه بیان می‌کردند باید نسل را زیاد کرد، وقتی دلایل اجرای سیاست‌های کنترلی را شنیدند قانع شدند نباید در خطبه‌ها بر افزایش نسل تاکید کنند. همه نگران بودند تنظیم خانواده کار خلاف شرع است و نمی‌خواستند ورود پیدا کنند. آقای منتظری و بسیاری قبول کردند که در سخنرانی‌ها و خطبه‌های خود مسئله افزایش نسل را مطرح نکنند. نگرانی همه از بعد شرعی بود. وقتی حضرت امام(س) ابراز داشتند این مطلب قابل بحث است، نگرانی‌ها از لحاظ غیر شرعی بودن بر طرف شد و لذا قبل از قانونی شدن آن، والدین امر تنظیم خانواده را شروع کردند. الان که منحنی‌های رشد جمعیت را بررسی می‌کنید می‌بینید که خیلی پیش‌تر از اینکه قانون در مجلس تصویب شود، رشد جمعیت شروع به کاهش کرد چرا که مردم تنها نگران نظر حضرت امام(س) در مورد حرمت تنظیم خانواده بودند.



 

چهارشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1392
توسط: م.چ

نامه میر حسین به امام خمینی و جواب

توی این پست براتون یه سوال جواب خیلی دقیق و قشنگ از میرحسن موسوی و امام خمینی گذاشتم به نظرم خیلی عالی هم از نظر فقهی هم از نظر دید کشور داری عالیی از دستش ندید. 
چهارشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1392
توسط: م.چ

امام وظیفه دیدند ورود کردند و خودشان پیشا پیش حرکت کردند

فریده مصطفوی:

امام در دهۀ محرم و روز عاشورا در قم به همۀ مجالس عزادارى رفتند و شرکت
کردند و نشستند و آن چند نفرى که همراه امام بودند، مردم را براى عصر عاشورا که امام
در صحن حضرت معصومه(س) سخنرانى داشتند، دعوت کردند. اینجا دیگر امام
وظیفۀ خود دانستند که به مردم نزدیک شوند و مردم را براى شنیدن این سخنرانى دعوت
کنند و خودشان به میان توده‏ هاى مردم بروند. هر شب بعد از نماز مغرب و عشا با
تاکسى در شهر قم می‏‏ گشتند و به چند مسجد و تکیه سر می‏‏زدند. 
من خودم عصر عاشورا از بیرون منزل صداى الله اکبر شنیدم و در منزل را باز کردم
و دیدم ایشان در یک ماشین روباز نشسته‏‏‏‏‏ اند و دو نفر از آقایان، پرچم به دست ایستاده ‏‏‏‏‏اند و مردم هم پیاده پشت سر ایشان می‏‏ روند، آقا را از در منزل به مدرسه فیضیه بردند. صحن حرم و خیابانهاى اطراف، همه پر از جمعیت بود. 
چهارشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1392
توسط: م.چ

نماز در اوج بیماری

زهرا مصطفوی

یکی از پزشکان قم نقل می‏کرد هنگامی که خبر دادند امام دچار ناراحتی قلبی

شده‏اند خود را به بالین ایشان رسانده و فشار خونشان را گرفتم. فشار ایشان عدد پنج را

نشان می‏داد که از نظر طبی خطرناک بود. کارهای اولیه را انجام دادم و پس از دو

ساعت که قدری وضع بهتر شده بود و امام قاعدتاً نمی‏توانستند و نمی‏بایست حرکتی

بکنند آماده حرکت شدند. عرض کردم: «آقا جان چرا برخاستید؟» فرمودند: «نماز» 

عرض کردم: «آقا شما در فقه مجتهد هستید و من در طب. حرکت شما به فتوای طبی

من حرام است؛ خوابیده نماز بخوانید.» ایشان نیز با دقت به نظر من عمل فرمودند. 

 

سه‌شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1392
توسط: م.چ

خاطره از امام خمینی و کودک در نماز

در سال 1342 که آقا به قیطریه تبعید شده بودند، ما براى دیدن ایشان به منزل حاج آقا روغنى رفتیم. موقع نماز مغرب و عشا بلند شدیم که وضو بگیریم. خیلى شلوغ بود، من هم چون از همه کوچکتر بودم، گذاشتند اول بزرگترها وضو بگیرند، من تا وضو گرفتم و پشت سر آقا ایستادم نماز آقا شروع شده بود.